یلدا قشنگ ترین ترانه زندگی من
زمانی باقی نمانده شش روز دیگر یادت هست بیستم محرم بود یا ۲۰ بهمن؟ تقارن داشت وای که چه ثانیه هایی رو گذروندم پس از اون همه خنده و شادی این چه بازی جدیدی بود که بی تجربه آغازش کردیم نمی دونم چی شد چه جوری شد .... ناگهان مردی حجاب تیره شب را درید آسمانی شد به رویاها پرید خنده ای کرد از سویدای وجود لذت دیدار را با جان خرید رفت سوی بی نهایت ها شدن از من و ما کندن و تنها شدن در ضمیرش خوانده بودم این چنین فارغ از این غصه و غم ها شدن یادت به خیر که آن شب در غربت غریبی رفتی و پر زدی تا یک گلستان پر از گل دیگر جواب من را کس پاسخی نداده بابا صدا زدن را کی گفته : جان بابا و در سومین بهار خزان شده ات به سوگ نشسته ام تا تو مرا هم بخوانی یک نیمه شب .... شکوه سر کن در تن ما تاب مهجوری نمانده پر گشاید شور و شیون از جگر ها ای دریغ دل به زخمی شعله ور شد جان به عشقی مبتلا بر نتابد سینه ی ما داغ چندین ماجرا.... :: دانلود با حجم 5.95 MB :: بمون ولي به خاطر غرور خسته ام برو برو ولي به خاطر دل شكسته ام بمون به موندن تو عاشقم به رفتن تو مبتلا شكسته ام ولي برو ، بريده ام ولي بيا چه گيج حرف مي زنم ، چه ساده درد مي كشم اسير قهر و آشتي ميون آب و آتشم چه عاشقانه زيستم چه بي صدا گريستم چه ساده با تو هستم و چه ساده بي تو نيستم تو را نفس كشيدم و به گريه با تو ساختم چه دير عاشقت شدم چه ديرتر شناختم تو با مني و بي توأم ببين چه گريه آوره سكوت کن سکوت کن سكوت حرف آخره ببين چه سرد و بي صدا ببين چه صاف و ساده ام گلي كه دوست داشتم به دست باد داده ام بمون كه بي تو زندگي تقاص اشتباهمه عذاب دوست داشتن تلافي گناهمه عبدالجبار کاکایی چو دیدندم ز غم در اضطرابی که خوش می باش کز دوران گیتی عمارت باز یابد هر خرابی کشیدم از جگر آهی و گفتم بدان صاحب دلان نیکو جوابی : چه سود آنگه که ماهی مرده باشد که باز آید به جوی رفته آبی...
مدتی هست امیدم به خداوندی اوست
نغمه اشک مرا گوش خدا می شنود
شاید این قفل دروغین که به بغضم زده ام
با سر نیشترخاطره ای باز شود
شاید این گریه آرام فغانی بشود نیمه شبی
مرغ جانم هوس رنگ پریدن دارد
ومن بندی رویای زمین
قفسی جنس قناعت برو ساخته ام
به دلم می گویم
قفسم کم رمق است
شاید این دخمه بی پنجره در هم شکند
شاید این عمر قفس گونه به پایان برسد نیمه شبی
خيلي كند است براي كساني كه انتظار ميكشند.
خيلي سريع براي كساني كه ميترسند.
خيلي طولاني براي كساني كه اندوهگيناند.
خيلي كوتاه براي كساني كه شادند.
ولي براي كساني كه عاشقاند زمان جاودانگي دارد
تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نیست تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم
تنهايي را دوست دارم زیرا
در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار
کشيدنم را پنهان خواهم کرد

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب ...................در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد ................... بال و قتی قفس پر ز د ن چلچله هاست
بازمی پرسمت از مسئله دوری وعشق..................و سکوت تو جواب همه ی مسئله هاست
| Design By : Night Skin |





