مردي دارد در پارك مركزي شهر نيويورك قدم ميزند كه ناگهان ميبيند سگي به دختر بچه اي حمله كرده است. مرد به طرف آنها مي دود و با سگ درگير مي شود .
سرانجام سگ را مي كشد و زندگي دختربچه را نجات مي دهد.
پليسي كه صحنه را ديده بود به سمت آنها مي آيد و مي گويد: تویک قهرمانی
فردا در روزنامه ها مي نويسند : ' يك نيويوركي شجاع ، جان دختر بچه اي را نجات داد '
آن مرد ميگويد : ts « اما من نيويوركي نيستم »
پس روزنامه هاي صبح مينويسند : ' آمريكايي شجاع جان دختر بچه اي را نجات داد '
آن مرد دوباره ميگويد : « اما من آمريكايي نيستم »
« خوب ، پس تو اهل كجا هستي ؟ »
« من ايراني هستم ! »
فرداي آنروز روزنامه ها اينگونه مي نويسند :
« يك تندروي مسلمان ، سگ بي گناه را کشت»
تؤمل فى الدنيا طويلا و لا تدرى
اذا جن ليل هل تعيش الى الفجر
فكم من صحيح مات من غير افة
و كم من مريض عاش دهرا الى دهر
و كم من فتى يمسى و يصبح امنا
و قد نسجت اكفانه و هو لا يدرى
در دنيا آرزوى دراز ميكنى در حاليكه نميدانى چون تاريكى شبى فرا رسدآيا تا طلوع فجر زنده ميمانى يا نه.
پس چقدر اشخاص تندرست بدون آفت مردند و چقدر بيمارانى سالهاى سال زندگى كردند.
و چه بسا جوانى كه با امن و امان شب و صبح ميكند در حاليكه كفنهاى او بافته شده و او نمىداند.
1- پرهيز از خواسته هاي مادي و تلاش در جهت جلب رضايت همسر:
- فاطمه جان! آيا غذايي داري تا از گرسنگي بيرون آيم؟
- دو روز است كه در منزل غذاي كافي نداريم آنچه بود به شما و فرزندانم حسن و حسين دادم و خود از غذاي اندك موجود استفاده نكرديم.
- فاطمه جان ! چرا به من اطلاع ندادي تا به دنبال تهيه غذا بروم؟
حضرت زهراي اطهر، نگاه نجيبش را بر زمين انداخت و فرمود:
يا ابا الحسن ! اني لا ستحيي من الهران اكلف نفسك ما لا تقدر عليه
اي اباالحسن! من از خدايم شرم دارم كه از تو چيزي درخواست نمايم كه مقدورت نباشد.
و اينگونه خانه علي و زهرا، كانون مودت و محبت و رحمت مي شود، و عليرغم وجود همه مشكلات و سختيها و مصائب كه در زندگي مشترك علي (ع) و زهرا (س) بيش از هر خانه ديگر وجود داشت، به اعتراف خود اميرالمؤمنان نگاه به چهره همسر كردن باعث زدوده شدن هرگونه غم و اندوه مي گردد:
((سوگند به خدا، من زهرا (س) را تا آن هنگام كه خداوند او را به سوي خود برد، خشمگين و مجبور به كاري ننمودم، او نيز مرا خشمگين نكرد و هيچگاه موجب ناخشنوديمن نشد... من هر گاه به چهره زهرا (س) نگاه مي كردم هرگونه غم و اندوه از من برطرف مي شد...))
آري اين خانه، خانه اي است كه از مظاهر رفاه مادي در آن هيچ يافت نمي كني و ليكن همجواري با همسر و شريك زندگي را مايه آرامش مي يابي.
2- تقسيم كار در خانه:
يكي از عوامل شادابي و تكامل خانواده تعيين حدود مسؤوليت افراد در خانواده است.
رسول خدا در اولين شب ازدواج علي (ع) و زهرا (س) كارهاي آنان را به اين شكل تقسيم نمود: خمير كردن آرد و پختن نان و تميز كردن و جارو زدن خانه به عهده فاطمه (س) باشد و كارهاي بيرون منزل از قبيل جمع آوري هيزم و مواد غذايي را علي (ع) انجام دهد.
پس از آن بود كه حضرت زهرا (س) فرمود:
جز خدا كسي نمي داند كه از اين تقسيم كار تا چه اندازه خوشحال شدم، زيرا رسول خدا (ص) مرا از انجام كارهايي كه مربوط به مردان است، بازداشت.
3- فرمان پذيري و رعايت حق مديريت شوهر در خانه:
البيت بيتك و المره زوجتك إفعل ما تشاء
علي جان! خانه، خانه توست و من همسر تو هستم، هر آنچه مي خواهي انجام بده.
اين پاسخ زهراي اطهر در جواب درخواست علي (عليه السلام) براي ورود عمر و ابوبكر به خانه و پس از ماجراي به آتش كشيدن در منزل و مصدوم شدن حضرت زهرا (س) است.
4- آرايش و زينت براي همسر
رسيدگي به وضع ظاهري به خاطر همسر از اصول زندگي يك زن و مرد مسلمان است و در زندگي علي (ع) و زهرا (س) نيز اين اصل خود ر به خوبي نشان مي دهد. نقل است پيامبر براي شب عروسي حضرت زهرا (س) دستور داد عطرهايي خوشبو تهيه كنند و زهرا (س) نيز در داخل خانه دائماً معطر بودند.
5- ياري رساندن به همسر
يا رسول الله هر دو دستم به علت آرد كردن گندم با آسياي دستي ورم كرده،زخم شده است.
ديشب را تا صبح به آرد كردن گندم مشغول بودم و علي نيز فرزندانم حسن وحسين را نگهداري مي كرد.
و همين همراهي و دلجويي علي (ع) بود كه زهرا (س) را در تحمل مصائب و مشكلات كارهاي خانه ياري كرده و حتي تحمل زخم دست را هم بر او آسان مي كرد. در آن سو هم هنگامي كه علي (ع) از جهاد و جبهه جنگ برمي گشت، فاطمه (س) استقبال گرمي از او مي كرد، شمشير او را گرفته و مي شست. در تمام فعاليتهاي علي (ع) او را همراهي مي كرد و نسبت به مسائل او و جامعه حساسيت نشان مي داد و به اين شكل با همراهي ، همفكري و رغبتي كه در خود نشان مي داد خستگيها و مرارتهاي بيرون را از جسم و روح او دور مي كرد.
6- حاكميت روح عاطفي و نگاههاي محبت آميز در خانه
شيرين ترين اوقات زندگي ، لحظاتي است كه انسان چشم به معشوق خود مي دوزد و او را مي نگرد و عاشقانه با او صحبت مي كند و نهايت عشق و عاطفه خود را در كلام و نگاه ابراز مي دارد.
زندگاني علي (ع) و زهرا (س) پر است از اين لحظات عاشقانه و شيرين.
علي (ع) مي گويد: ((دائماً به او مي نگريستم و از دلم غم و اندوهها برطرف مي شد.))
و فاطمه (س) خطاب به همسرش مي گويد:
علي جان ! جانم فداي تو ! جان و روح من سپر بلاي جان تو ! يا اباالحسن همواره با تو خواهم بود. چه در خير و نيكي به سر ببري، چه در سختي ها و بلاها گرفتار شوي، همواره با تو خواهم بود.
و چه نيكو كلام خود را به اثبات رسانيد و جان خويش را در طبق اخلاص نهاد و فدايي علي (ع) شد.
7- اهميت دادن به تفريح، مزاح و شادي در روابط
اگر چه خانه علي و زهرا، كانون ساده زيستي، زهد، ايثار، انفاق، جهاد، سياست، انديشه، شجاعت و هزاران فضيلت ديگر بود و اگر چه آنها مظلوم ترين انسانهاي عالم هستند و عمري پررنج و مصيبت داشتند !و ليكن زندگي آنان خالي از لحظات شيرين و دلپسند تفريح و شادي هم نبود. چرا كه علي (ع) و زهرا (س) هم انسانند و انسان هم به شادي و تفريح احتياج دارد،اما از آنجا كه علي و زهار در بالاترين مراتب انسانيت قرار دارند، تفريح و شاديشان هم متناسب با روح متكاملشان و به دور از هر گونه، افراط و تفريط است.
مروري بر چند نمونه زيبا از زندگي سراسر زيباي اين بزرگواران مؤيد مطالب فوق است :
- در شب عروسي شان، اگر چه زنان دف مي زنند و سرودهاي شاد مي خوانند، اما فضاي مجلس خالي از تكبير و سرودهاي معنوي هم نيست.
- در صحنه اي ديگر زهرا (س) را مشاهده مي كنيم كه در حضور علي (ع) با فرزندش حسين مشغول بازي كردن است و به او مي فرمايد :
انت شبيها بأبي لست شبيها بعلي
تو به پدر من پيامبر شبيهي و به پدرت علي شباهتي نداري
و اين موجب خنده و تبسم حضرت علي (ع) مي شود.
- در جاي ديگري علي (ع) و زهرا (س) را مشاهده مي كنيم كه به اتفاق به صحرا رفته اند و به هنگام خوردن خرما و در قالب گفتگو و مفاخره اي شنيدني، تفريحي شيرين و دلپسند دارند.
علي (ع) مي فرمايد: اي فاطمه ! رسول خدا ، مرا بيشتر از تو دوست مي دارد. و حضرت زهرا (س) پاسخ مي گويد: از سخن تو تعجب مي كنم ! آيا مي شود پيامبر اكرم (ص) تو را بيش از من دوست داشته باشند، در حاليكه من ميوه دل او و عضوي از پيكرش و شاخه اي از شاخسارش مي باشم و غير از من فرزندي ندارد.
پس از آن به نزد پيامبر رفتند و صحبتشان را در حضور پيامبر ادامه دادند، ابتدا فاطمه (س) پيش دستي كرده و عرض كرد:
اي رسول خدا ! كدام يك از ما دو نفر نزد تو محبوب تريم، من يا علي؟ رسول خدا (ص) فرمود:
تو به من محبوب تري و علي از تو براي من عزيزتر است !
و پس از آن باز هم علي (ع) است و زهرا (س) و مفاخره اي شيرين و شنيدني :
علي (ع) : آيا من به تو نگفتم كه فرزند فاطمه باتقوايم؟
زهرا (س) : من نيز دختر خديجه كبرايم
علي (ع) : من فخر كائناتم
زهرا (س) : من دختر كسي هستم كه نزد خدا آنچنان گرامي شد كه گويي به فاصله دو كمان يا نزديكتر نسبت به پرودگارش قرار گرفت.
علي (ع) : خدمتگزارم جبرئيل است.
زهرا (س) : خطبه ام را در آسمان، راحيل خوانده است و خدمتگرارانم گروههاي فرشتگان يكي پس از ديگري هستند.
علي (ع) : من در جايگاهي رفيع و بلند زاده شدم.
زهرا (س) : من هم در مقام والا و بلند مرتبه به ازدواج و همسري تو در آمدم...
علي (ع) : شيعيان من از دانشم مي نگارند.
زهرا (س) : ظرف دانش شيعيان من نيز از درياي علمم لبريز مي شود.
علي (ع) : من كسي هستم كه خداوند اسم مرا از اسم خود مشتق ساخته، او عالي است و من علي.
زهرا (س) : من نيز چنين ام، او فاطر است و من فاطمه.
و زندگي كوتاه علي (ع) و زهرا (س) پر است از اين قطعات تاريخي و صحنه هاي زيبا و شنيدني كه نشانگر با نشاط و زيبا بودن زندگي ايشان است عليرغم تمام مشكلات و گرفتاريهاي آنان.
زندگانی چیست گفتا بی خیال
گفتم اصلا گفت می گیریم فال
زندگی شعر است آمد کندر آن
تو یکی برگ سپیدی من زغال

وقتي من يك كاري را دير تمام ميكنم، من كند هستم.
وقتي رئيسم كار را طول دهد، او دقيق و كامل است.
وقتي من كاري را انجام ندهم، من تنبل هستم.
وقتي رئيسم كاري را انجام ندهد، او مشغول است.
وقتي كاري را بدون اينكه از من خواسته شود انجام دهم، من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دهم.
وقتي رئيسم اين كار را كند، او ابتكار عمل به خرج داده است.
وقتي من سعي در جلب رضايت رئيسم داشته باشم، من چاپلوسم.
وقتي رئيسم، رئيسش را راضي نگاه دارد، او همكاري ميكند.
وقتي من اشتباهي كنم، من نادان هستم.
وقتي رئيسم اشتباه كند، او مانند ديگران يك انسان است.
وقتي من در محل كارم نباشم، من در گشتزدن هستم.
وقتي رئيسم در دفترش نباشد، او مشغول انجام امور سازمان است.
وقتي يك روز مرخصي استعلاجي داشته باشم، من هميشه مريض هستم.
وقتي رئيسم در مرخصي استعلاجي باشد، او حتماً خيلي بيمار است.
وقتي من مرخصي بخواهم، بايد يك جلسه دليل و توجيه بياورم.
وقتي رئيسم به مرخصي برود، بايد ميرفت چون خيلي كار كرده است.
وقتي من كار خوبي انجام ميدهم، رئيسم هرگز به خاطر نميآورد.
وقتي من كار اشتباهي انجام دهم، رئيسم هرگز فراموش نميكند.
همه رسولان و پیغمبران خداباچنان معجزاتی همایت شده اندکه ثابت می کندازسوی خداآمده اند. وهیچ انسانی نمی تواند همانندآن معجزات راآشکارسازد. موسی چوب دستی راانداخت وبه خواست خدابه مارتبدیل شد. آخرین رسول(پیامبر)خداباچنان معجزاتی همایت نشده بود معجزه او قرآن بود.
چنانچه مردم ازاومی خواهندمعجزه ای نشان دهد، خدابه محمدمی گوید(به آنهابگوآینده ازآن خداست پس منتظرباشیدمن هم باشمامنتظرمی شوم) درسوره مدثروآیه 30ازقرآن می خوانیم "برروی قرآن عدد19راقراردهد" خدامی گویدهمه قرآن برعدد19قابل تقسیم است و19مخرج مشترک سراسرسیستم قرآن است. دلیل آن رادرآیه31می خوانیم. ما، فرشتگان رانگهبانان جهنم قراردادیم وشماره شان را19تعیین کردیم.
1-تاکافران رامضطرب سازیم. 2-تامسیحیان ویهودیان رامتقاعدسازیم. 3-تاایمان مؤمنان را محکم ترکنیم. اکنون برای اولین باردرتاریخ علم داریم بامعجزه هیبت انگیزریاضی که به صورت رازازمحافظت الهی برخورداربوده است، واین معجزه عظیم راخدادرقرآن درسوره مدثر، آیه35اعلام کرده است.
کدریاضی قرآن ازبسیارساده تابسیارمشکل تغییرمی کند.
1-اولین آیه(آیه1:سوره1)"بسم الله الرحمن الرحیم" شامل 19حرف است.
2-هریک ازکلمات بسم الله درهمه قرآن به تعدادی تکرارشده است که همگی مضرب19دارند.
اسم19مرتبه تکرارشده، رحمن57(3*19)مرتبه، رحیم114مرتبه(6*19)
3-قرآن دارای114سوره 6*19
4-مجموع ایات قرآن6346است که می شود19*334. 334آیه شماره گذاری شده و12آیه(بسم الله)شماره گذاری نشده است که می شود112+6234توجه کنیدکه4+6+3+6می شود19.
5-بسم الله114مرتبه تکرارشده است. باوجودغیبت آن درسوره توبه در(سوره نمل دوبارتکرارشده پس دوبارمی شود114=19*6
6- ازغیب بسم الله درسوره توبه تابسم الله اضافی درسوره نمل دقیقاً19سوره می باشد.
7- مجموع شماره سوره ها ازتوبه تانمل(27+26+...+12+11+10+9) 342یا18*19
8- این مجموع342همچنین مساوی است بامجموع کلمات بین دوبسم الله سوره نمل وسوره توبه342=19*18
9- اولین آیات معروفی که وحی شد"سوره علق آیه1تا5"شامل19 کلمه است.
10- این اولین وحی19کلمه دارای76حرف است19*4
11- سوره علق ازنظرترتیب زمانی ازاخرقرآن نوزدهمین است.
12- مجموع29سوره ای که(پارافهای قرآنی)(حروف مقطعه)درآنهاآمده است می شود:
822=68+50+7+3و 822+14 (14 مجموعه حروفهای مقطعه می شود836=19*44)
قرآن پدیده خاص وبی نظیری داردکه هرگزدرکتاب دیگری یافت نمی شود
درواقع این معجزه عظیم همه دانشمندان وعلماوریاضیدانان رابه مبارزه می طلبدتافقط یک سوره مانندقرآن نشان دهند.
سازندهترين كلمه گذشت است، آن را تمرين كن.
پرمعنيترين كلمه «ما» است، آن را به كار ببر.
عميقترين كلمه «عشق» است، به آن ارج بنه.
بيرحمترين كلمه "تنفر" است، از بين ببرش.
خودخواهانهترين كلمه "من" است، از آن حذر كن.
ناپايدارترين كلمه "خشم" است، آن را فرو ببر.
بازدارندهترين كلمه "ترس" است، با آن مقابله كن.
با نشاط ترين كلمه "كار" است، به آن بپرداز.
پوچترين كلمه "طمع" است، آن را بكش.
سازندهترين كلمه "صبر" است، براي داشتنش دعا كن.
روشنترين كلمه " اميد" است، به آن اميدوار باش.
ضعيفترين كلمه "حسرت" است، آن را نخور.
تواناترين كلمه " دانش " است، آن را فراگير.
محكمترين كلمه "پشتكار" است، آن را داشته باش.
سميترين كلمه "شانس" است، به اميد آن نباش.
لطيفترين كلمه "لبخند" است، آن را حفظ كن.
ضروريترين كلمه "تفاهم" است، آن را ايجاد كن.
سالمترين كلمه "سلامتي" است، به آن اهميت بده.
اصليترين كلمه اعتماد است، به آن اعتماد كن.
دوستانهترين كلمه "رفاقت" است، از آن سوءاستفاده نكن.
زيباترين كلمه "راستي" است، با آن رو راست باش.
زشتترين كلمه "دورويي"است، يك رنگ باش.
ويرانگرترين كلمه "تمسخر" است، دوست داري با تو چنين شود؟
موقرترين كلمه "احترام" است، برايش ارزش قايل شو.
آرامترين كلمه " آرامش" است، به آن برس.
عاقلانهترين كلمه "احتياط" است، حواست را جمع كن.
دست و پاگيرترين كلمه "محدوديت" است، اجازه نده مانع پيشرفت بشود.
سختترين كلمه "غير ممكن" است، وجود ندارد.
مخربترين كلمه "شتابزدگي" است، مواظب پُلهاي پشت سرت باش.
تاريكترين كلمه "ناداني" است، آن را با نور علم روشن كن.
كشندهترين كلمه "اضطراب" است، آن را ناديده بگير.
صبورترين كلمه "انتظار" است، منتظرش بمان.
قشنگترين كلمه "خوشرويي" است، راز زيبايي در آن نهفته است.
تميزترين كلمه "پاكيزگي" است...
رساترين كلمه "وفاداري" است، سر عهدت بمان.
تنهاترين كلمه "گوشهگيري" است، بدان كه جمع هميشه بهتر از فرد بودن است.
هدفمندترين كلمه "موفقيت" است، پس پيش به سوي آن...
التماس دعا
از همه عزیزانی که دانلود کردند عاجزانه التماس دعا دارم


مرز در عقل و جنون باریك است
كفر و ایمان چه به هم نزدیك است
عشق هم در دل ما، سردرگم
مثل ویرانی و بهت مردم
گیسویت تعزیتی از رویا
شب طولانی خون تا فردا
خون چرا در رگ من زنجیر است
زخم من تشنهتر از شمشیر است
مستم ازجام تهی حیرانی
باده نوشیده شده پنهانی
عشق تو پشت جنون محو شده
هوشیاری است، مگو سهو شده
من و رسوایی و این بار گناه
تو و تنهایی و چشم سیاه
از من تازه مسلمان بگذر
بگذر از سر پیمان، بگذر
دِین دیوانه به دین، عشق تو شد
جادهی شك به یقین عشق تو شد
مستم ازجام تهی حیرانی
باده نوشیده شده پنهانی...
مرز در عقل و جنون باریك است
كفر و ایمان چه به هم نزدیك است
در جزيره اي زيبا تمام حواس آدميان، زندگي مي کردند: ثروت، شادي، غم، غرور، عشق و ...
روزي خبر رسيد که به زودي جزيره به زير آب خواهد رفت. همه ساکنين جزيره قايق هايشان را آماده و جزيره را ترک کردند. اما عشق مي خواست تا آخرين لحظه بماند، چون او عاشق جزيره بود.
وقتي جزيره به زير آب فرو مي رفت، عشق از ثروت که با قايقي با شکوه جزيره را ترک مي کرد کمک خواست و به او گفت:" آيا مي توانم با تو همسفر شوم؟"
ثروت گفت: "نه، من مقدار زيادي طلا و نقره داخل قايقم هست و ديگر جايي براي تو وجود ندارد."
پس عشق از غرور که با يک کرجي زيبا راهي مکان امني بود، کمک خواست.
غرور گفت: "نه، نمي توانم تو را با خود ببرم چون تمام بدنت خيس و کثيف شده و قايق زيباي مرا کثيف خواهي کرد."
غم در نزديکي عشق بود. پس عشق به او گفت: " اجازه بده تا من با تو بيايم."
غم با صداي حزن آلود گفت: " آه، عشق، من خيلي ناراحتم و احتياج دارم تا تنها باشم."
عشق اين بار سراغ شادي رفت و او را صدا زد. اما او آن قدر غرق شادي و هيجان بود که حتي صداي عشق را هم نشنيد. آب هر لحظه بالا و بالاتر مي آمد و عشق ديگر نااميد شده بود که ناگهان صدايي سالخورده گفت: "بيا عشق، من تو را خواهم برد."
عشق آن قدر خوشحال شده بود که حتي فراموش کرد نام پيرمرد را بپرسد و سريع خود را داخل قايق انداخت و جزيره را ترک کرد. وقتي به خشکي رسيدند، پيرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد کسي که جانش را نجات داده بود، چقدر بر گردنش حق دارد.
عشق نزد "علم" که مشغول حل مساله اي روي شن هاي ساحل بود، رفت و از او پرسيد: " آن پيرمرد که بود؟"
علم پاسخ داد: "زمان"
عشق با تعجب گفت: "زمان؟! اما او چرا به من کمک کرد؟"
علم لبخندي خردمندانه زد و گفت: "زيرا تنها زمان است كه قادر به درک عظمت عشق است."
گذشت زمان بر آنها که منتظر میمانند بسیار کند، بر آنها که میهراسند بسیار تند، بر آنها که زانوی غم در بغل میگیرند بسیار طولانی و بر آنها که به سرخوشی میگذرانند بسیار کوتاه است. اما بر آنها که عشق میوزند، زمان را هيچگاه آغاز و پایانی نیست چرا كه تنها زمان است كه مي تواند معناي واقعي عشق را متجلي سازد.
خدایا شکرت که هر آنچه خواستی دادی و هر آنچه نخواستی ندادی
خدایا در همه حال کمکم کن تا در نداده هایت اندیشه کنم و شکرت را به جا بیاروم





20. در زمان ناتواني، درماندگي و تاريكي زندگي ديگران ، كليد "Power " براي آنان باشيم.
21. نگذاريم هر كسي در رُوم (Room) زندگيمان چت نمايد و در اين صورت ، او را ايگنور (Ignore) كنيم.
22. چشمهاي مان را به روي عيبهاي پنهان مردم، "Close" كنيم.
23. گاه و بيگاه ، كامپيوتر زندگي ما هنگ (Hang) ميكند كه بايد آن را با " فكر "، " مشورت " و "برنامهريزي"، رياستارت (Restart) كنيم.
24. براي كپي گرفتن از ديسكت زندگي ديگران ، نخست آن را ويروسيابي و سپس ويروسكشي كنيم.
25. مواظب باشيم كه رايانه زندگي زناشوييمان ، ويروس غرور و لجبازي به خود نگيرد كه در اين صورت ، ممكن است هيچ آنتيويروسي نتواند آن را از بين ببرد.
26. فايلهاي مهم زندگي خود را گاه به گاه ، اسكن (Scan) كنيم تا اگر به ويروسي آلوده شده باشند ، سريعاً مشخص شود.
27. اگر ميخواهيم در زندگي خويش موفق و خوشبخت باشيم، بايد خودمان زيرمنوهاي Programs را دقيقاً تنظيم كنيم و نبايد بگذاريم كه ديگران اين كار را براي ما انجام دهند اگر چه ميتوانيم در اين زمينه ، با آنان مشورت كنيم.
28. پيش از پرينت گرفتن از سخنان مان ، پيشنمايش چاپ (print preview) آن را مشاهده كنيم.
29. اگر روزي رايانه زندگي ما با همسرمان هنگ كرد ، سه كليد " كنترل اعصاب "، " انصاف" و "دليل عصبانيت" را بزنيم.
30. هارد مغز خود را از برنامههاي غيرمفيد ، پر نكنيم ، تا فضا را براي نصب برنامههاي مفيد ، تنگ ننماييم.
31. براي اين كه از ديدن مانيتور زندگي ، بيشتر لذت ببريم ، كارت گرافيك بالا براي آن تهيه كنيم.
32. اگر لازم است كه مانيتور رايانه ما داراي رنگهاي متنوع و متعدد باشد ، ولي مانيتور ارتباطات ما با مردم ، حتماً بايد يكرنگ باشد.
30. در خطاطي كامپيوتري ، از برنامه "كِلْك" هم ميتوانيم استفاده كنيم اما در خطاطي زندگي، از برنامه "كَلَك" نبايد استفاده كنيم.
34. بكوشيم تا خوش اخلاقي را به جاي اين كه در رم (Ram) و حافظه موقت داشته باشيم ، در رام (Rom) و حافظه پايدار داشته باشيم تا در هنگام آغاز (Start) ارتباط با ديگران ، آن را به كار گيريم.
35. در كيس (Case) مستكبران و زورمداران ، "سي دي رام" نباشيم بلكه "سي دي ناآرام" باشيم.
36. قانون كپيرايت زندگي اجتماعي به ما اجازه نميدهد كه سي دي بديها و عيبهاي ديگران را رايت كنيم.
37. در سايت زندگي ، هميشه لينكِ (Mahabbat) داشته باشيم و هيچ گاه براي اين سايت ، فيلتر نگذاريم.

منبع : برگرفته از نشريه ي پرسمان



بدترین شکل دلتنگی برای کسی انست که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به اونخواهی رسید.
هرگز لبخند را ترک مکن ، حتی وقتی ناراحتی ،چون هرکسی امکان دارد که عاشق لبخند تو شود.
هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند ، صرف مکن.
برای چیزی که گذشت غم مخور ، و به انچه پس از ان امد ، لبخند بزن.
زیاده از حد خودت را تحت فشار قرار نده ،بهترین چیزها در زمانی اتفاق میافتند که انتظارش را نداری.
نظر فراموش نشه حتی شما!!!