تبليغاتX
یلدا قشنگ ترین ترانه زندگی من

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 آذر1387ساعت 16:27  توسط یلدا  | 

توی سرمای این شب طولانی به فکر بی خانه مان هایی که چشم میزنند

زودتر صبح بشه هم هستی ؟

+ نوشته شده در  شنبه 30 آذر1387ساعت 8:16  توسط یلدا  | 

+ نوشته شده در  شنبه 30 آذر1387ساعت 8:7  توسط یلدا  | 

هنگامی که واقعه ی جانسوز کربلا در حال وقوع بود، زعفر جنی که رئیس شیعیان جن بود در بئر ذات العلم ، برای خود مجلس عروسی بر پا کرده بود و بزرگان طوایف جن را دعوت نموده و خود بر تخت شادی و عیش نشسته بود.

در همین حال ناگهان متوجه شد که از زیر تختش صدای گریه و زاری  می اید. زعفرجنی گفت :(( کیست که در وقت شادی ، گریه می کند؟!)) دراین هنگام دو نفر از جنیان حاضر شدند وزعفر از آنان سبب گریه را پرسید .آنان گفتند : (( ای امیر ! وقتی که ما را به فلان شهر فرستادی ، در  حین رفتن به آن شهر  ، عبور ما به رود فرات افتاد که عربها به آن نواحی نینوا می گویند .  ما دیدیم که درآنجا لشکریان زیادی از انسانها جمع شده ودر حال جنگ هستند .وقتی که نزدیک آنان شدیم ، مشاهده کردیم که حضرت حسین بن علی علیه السلام ، پسر همان آقای بزرگواری که ما را مسلمان کرده ، یکه و تنها برنیزه ی بی کسی تکیه داده و به چپ وراست خود نگاه می کرد ومی فرمود : ((آیا یاری دهنده ای هست تا ما را یاری دهد ؟!)) و نیز شنیدم که اهل و عیال آن بزرگوار ، فریاد العطش العطش بلند کرده بودند . وقتی که این واقعه ناگوار  را مشاهده کردیم فی الفور خود را به بئر ذات العلم رساندیم تا شما را خبر نماییم که اکنون پسر رسول خدا (ص) را به شهادت  می رسانند .))

به محض اینکه زعفر جنی این سخنان را شنید ، تاج شاهی را از سر خود بر داشت و لباسهای دامادی را از تن خود خارج کرد و طوایف مختلف جن را با سلاحهای آتشین آماده کرد و همگی با عجله به سوی کربلا حرکت نمودند . خود زعفر گفته است : (( وقتی که ما وارد زمین کربلا شدیم ، دیدیم که چهار فرسخ در چهار فرسخ را لشکریان دشمن فرا گرفته است ، بعلاوه صفهای فرشتگان زیادی را دیدیم .

ملک منصور با چندین هزار فرشته ی دیگر یک طرف، ملک نصر با چندین هزار فرشته از  طرف دیگر ، جبرئیل با چندین هزار فرشته ی دیگر در آن طرف و در یک طرف دیگر میکائیل با چندین هزار فرشته ی دیگر در آن طرف ، و در یک طرف دیگر  اسرافیل ، ملک ریاح ( فرشته بادها ) ، فرشته ی دریاها ، فرشته ی کوهها ، فرشته ی دوزخ و فرشته ی عذاب و... هر یک با لشکریان خود منتظر گرفتن اجازه از حضرت بودند . بعلاوه ارواح یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر ( علیهم السلام ) از آدم تا خاتم همه صف کشیده ، مات و متحیر مانده بودند . تمام موجودات و حقیقت کل اشیا در کربلا بودند و همگی گریان . چه کربلا و چه غوغائی .خاتم پیامبران ( ص ) آغوش  خود را گشوده و به امام حسین علیه السلام می فرمود: (( پسرم ! عجله کن ! عجله کن ! به راستی که مشتاق تو هستیم .))

حسین بن علی علیه السلام یکه و تنها در میان میدان  با زخمها و جراحات فراوان ، پیشانی شکسته، با سری مجروح، با سینه ای سوزان و با دیده ای گریان ایستاده بود  و در هر نفسی که میکشید  ، از حلقه های زره خون می چکید اما اصلا" توجهی به هیچ گروهی از آن فرشتگان نمی کرد به من هم کسی اجازه نمی داد تا خدمت آن حضرت برسم  .

همانطور که از دور نظاره میکردم و در کار آن حضرت حیران بودم ،ناگهان دیدم که آقا امام حسین  علیه السلام سر غربت از نیزه ی بی کسی بلند کرد و با گوشه چشم به من نگاه کرد و اشاره ای فرمود که : ای زعفر ! بیا .در این هنگام   همه فرشتگان به سوی من نگاه کردند و مرا اجازه دادند تا نزد حضرت بروم . من خود را خدمت حضرت رساندم و عرض کردم : من با نود هزار جن به یاری شما آمده ام . اگر بخواهی تمام دشمنانت را قبل از اینکه از جای خود حرکت کنی نابود میسازیم . حضرت فرمود : ای زعفر زحمت کشیدی ! خدا و رسولش از تو راضی باشند . خدمت تو مورد قبول درگاه حق باشد .اما لازم نیست که زحمت  بکشید ،شما برگردید .عرض کردم : قربانت شوم چرا اجازه نمی فرمائید ؟!  حضرت فرمود :  خداوند چنین نخواسته است و باید به لقای حضرت دوست برسم  . اگر من در جای خود بمانم  خداوند بوسیله چه کسی این مردم  نگون بخت را مورد  امتحان قرار دهد ؟ و چگونه از کردار زشت خود آگاه خواهند شد و..........

جنیان گفتند : ای حبیب خدا و ای فرزند حبیب خدا ! به خدا سوگند اگر اطاعت از تو لازم و مخالفت با تو حرام نبود ، سخنت را قبول نمی کردیم  و تمام دشمنانت را پیش از دستیابی به تو از میان می بردیم . حسین بن علی علیه السلام فرمود : به خداوند سوگند که ما بر این کار از شما جنیان تواناتریم  ولی باید حجت بر مردم تمام شود  تا (( آنکس که گمراه می شود با دلیل گمراه شود و آنکس که هدایت می شود  با دلیل هدایت شود .))

من (زعفر ) به امر آن حضرت مایوسانه برگشتم  .وقتی که ما جنیان به محل خود رسیدیم ، بساط شادی را جمع کرده و اسباب عزا را فراهم کردیم . مادرم به من گفت : پسرم چه میکنی ؟! کجا رفته بودی که اینچنین ناراحت بر گشتی ؟!

گفتم :مادر ! پسر آن بزرگواری که ما را مسلمان کرد ، اینک در کربلا در چنان حالی است که من رفتم تا یاریش کنم اما آن حضرت اجازه نفرمود و چون امر امام واجب بود ، باز گشتم  .مادرم  وقتی که سخنان را شنید ، گفت : ای فرزند ! تو را عاق می کنم . من فردای قیامت در جواب مادرش حضرت فاطمه (س )  چه بگویم ؟! زعفر گفت : مادر ! من خیلی آرزو داشتم تا جانم را فدای آنحضرت کنم ولی ایشان اجازه نفرمود . مادرم گفت : ((بیا برویم ، من همراهت می آیم . مادرم جلو و من با لشکریانم از پشت سرش ، دوباره به سوی کربلا حرکت کردیم  . )) و هنگامی که به آنجا رسیدم ، از لشکریان کفار صدای تکبیر!!! شنیدم  و چون نگاه کردیم ، دیدیم  که سر مبارک و درخشان آقا امام حسین علیه السلام  بالای نیزه است و دود و آتش از خیمه های حرم بلند است . مادرم  خدمت حضرت امام سجاد علیه السلام رسید اجازه خواست تا با دشمنان آنان بجنگد  ولی آن حضرت اجازه نداد و فرمود : (( در این سفر همراه ما باشید و در شبها  اطفال ما را مواظبت کنید تا از بالای شتران بر زمین نخورند .))

در نتیجه جنیان اطاعت کردند و تا سرزمین شام با اسیران بودند تا حضرت سجاد علیه السلام  آنان را مرخص فرمود .

هرساله این واقعه جانسوز و جالب در بخشی از تعزیه شهادت امام حسین(ع) منسوب به تعزیه امام عاشورا به شکل درخور توجهی نمایش داده می شود.

این شعر زیبا زبان حال آقا ابی عبدالله هرساله گوش نواز ماست:

علیک من به تو باد ای زعفر جنی

رسیده ای به برم با تمام عسگر جنی

اگرچه دلم خون شد از شقاوت انسی

قبول درگه حق باد طاعت جنی

*

جنی به دیده ها تو نیایی به روزگار

دور از مروت است نمائید کارزار

*

در کهنه دیر دنیای فانی

هرگز نماند کس جاودانی

من زنده باشم در سن پیری

اکبر بمیرد در نوجوانی

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 آذر1387ساعت 10:41  توسط یلدا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 آذر1387ساعت 15:40  توسط یلدا  | 

امان ز لحظه غفلت که شاهدم هستی...

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 آذر1387ساعت 16:1  توسط یلدا  | 

التماس به خلق حقارت است

اگر برآورده شود منت است

اگر برآورده نشود ذلت است

التماس به خدا عبادت است

اگر برآورده شود حاجت است

اگر برآورده نشود حکمت است

+ نوشته شده در  شنبه 23 آذر1387ساعت 12:49  توسط یلدا  | 

11 مجلس تعزیه از اول محرم به مدت ده شب به علاوه ظهر عاشورا در تئاتر شهر برگزار می‌شود.

 به گزارش خیمه، مسئول بخش تعزیه همایش آیین‌های عاشورایی در گفت‌وگو با خبرنگار خیمه گفت: «هر ساله در محوطه تئاتر شهر خیمه‌گاه عاشوراییان برپا می‌شود که در آن مناسک و مراسم آیینی عاشورایی اجرا می‌شود.»
عظیم موسوی تصریح کرد: «امسال مجالس تعزیه با حضور تعزیه‌خوانان حرفه‌ای از سراسر کشور و بعد از نماز مغرب و عشاء برگزار خواهد شد.»
وی به برخی از این مجالس اشاره کرد و افزود: «در این دهه مجالسی همچون دو طفلان مسلم، غلام ترک، شهادت امام حسین(ع)، بازار شام، دو مجلس تعزیه به نام مسلم بن عقیل(ع)، تعزیه شهادت حضرت عباس(ع)، تعزیه شهادت حضرت علی اکبر(ع) و تعزیه حر برگزار مي‌شود.»

+ نوشته شده در  شنبه 23 آذر1387ساعت 9:14  توسط یلدا  | 

تو این دو سه هفته به این شعر ایمان آوردم که:

کیمیائیست عجب تعزیه داری حسین

که نباید ز کسی منت اکسیر کشید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 آذر1387ساعت 17:41  توسط یلدا  | 

مرحوم علامه طهرانى نيز در كتاب روح مجرد قضيه اى جالب را مطرح مى كند. ايشان مى فرمايند: معمولاً در طهران، هر واعظى را كه براى يك دهه براى منبر رفتن در مجلسى دعوت مى كردند، در شب آخر وى را براى همان دهه از سال ديگر دعوت مى نمودند. در آخرين سالى كه مرحوم درى در قيد حيات بود، يك شب از دهه محرم (شب هشتم يا نهم) جوانى از ايشان قبل از منبر سؤال مى كند كه مراد از اين شعر چيست؟

 مريد پير مغانم ز من مرنج اى شيخ

چرا كه وعده تو كردى و او به جا آورد

 مرحوم درى مى گويد: جواب اين سؤال را در بالاى منبر مى دهم تا براى همه قابل استفاده باشد.

ايشان در فراز منبر از قضيه نهى آدم ابوالبشر از خوردن گندم، و داستان نان جوين خوردن اميرالمؤمنين صلوات الله عليه را در تمام مدت درازاى عمر بيان مى نمايد و حتى اين كه آن حضرت در تمام مدت عمر ابداً نان گندم نخورده و از نان جوين سير نشد و سپس مى گويد:

مراد از شيخ در اين بيت حضرت آدم على نبينا و آله و عليه السلام است كه وعده نخوردن از شجره گندم را در بهشت داد ولى به آن وفا نكرد و از امر خداوند سرپيچى نمود و گندم را تناول كرد و مراد از پير مغان حضرت اميرالمؤمنين صلوات الله عليه است كه در تمام مدت عمر نان گندم نخورد و وعده عدم تناول از شجره گندم را او ادا كرده و به اتمام رسانيد. اين مجموع تفسير اين بيت بود كه وى (مرحوم درى) بر سر منبر شرح داد و منبرش را خاتمه داد. قبل از پايان سال، مرحوم درى فوت مى كند و لهذا در سال بعد در دهه محرم در آن مجلس مدعوى كه بايد حضور داشته باشد، نمى تواند شركت نمايد. درست در سال بعد در دهه محرم، در همان شبى كه اين جوان سؤال را از مرحوم درى مى كند، وى را در خواب مى بيند كه: مرحوم درى به نزد او آمد و گفت: اى جوان! تو در سال قبل چنين شبى از من معنى اين بيت را پرسيدى و من آن طور پاسخ گفتم. اما چون بدين عالم آمده ام، معنى آن طور ديگرى براى من منكشف شده است: مراد از شيخ حضرت ابراهيم (ع) است و مراد از پير مغان حضرت سيدالشهدا صلوات الله عليه و مراد از وعده، ذبح فرزند است كه حضرت ابراهيم (ع) بدان امر خداوند وعده وفا داد، اما حقيقت وفا را حضرت اباعبدالله الحسين صلوات الله عليه، در كربلا به ذبح فرزندش حضرت على اكبر صلوات الله عليه انجام داد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 آذر1387ساعت 7:45  توسط یلدا  | 

دوستان حتما به این وبلاگ سر بزنید و نظر بدید

http://taff.blogfa.com/

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 آذر1387ساعت 12:40  توسط یلدا  | 

حاج منصور ارضی
مرثیه 1 Play Download
مرثیه 2 Play Download

حاج سعید حدادیان
مرثیه 1 Play Download
مرثیه 2 Play Download
مرثیه 3 Play Download
مرثیه 4 Play Download
مرثیه 5 Play Download
مرثیه 6 Play Download

حاج محمود کریمی
مرثیه 1 Play Download
مرثیه 2 Play Download
مرثیه 3 Play Download

حاج بختیاری
مرثیه 1 Play Download
مرثیه 2 Play Download

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 آذر1387ساعت 8:1  توسط یلدا  | 

خدای بزرگ فرموده

 کبریایی (تکبر) لباس و ردا ی من است

هرکس  آن را بپوشد

او را در هم می شکنم

+ نوشته شده در  شنبه 16 آذر1387ساعت 8:22  توسط یلدا  | 


  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
 

+ نوشته شده در  شنبه 16 آذر1387ساعت 8:18  توسط یلدا  | 

+ نوشته شده در  شنبه 16 آذر1387ساعت 8:17  توسط یلدا  | 


  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
 
 
 
  
 
 
  
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  

+ نوشته شده در  شنبه 16 آذر1387ساعت 8:15  توسط یلدا  | 

هر سال با آغاز ماه محرم و صفر، گروه‌های تعزیه خوان در سراسر كشور به اجرای مجالس گوناگون تعزیه می‌پردازند به گفته‌ی این گروهها، آنها اغلب در طول سال برنامه خاصی ندارند و به مناسبت این ماهها به اجرای برنامه می‌پردازند.

برخی از این گروههای تعزیه خوان شركت‌كننده در همایش آیین‌های عاشورایی از دغدغه‌ها و مشكلاتشان می گویند.

نبود گروههای ثابت

ابراهیم میرزاعلی تعزیه خوان 73 ساله‌ای كه از 7 سالگی در این عرصه فعالیت كرده است، نبود گروه‌های ثابت را از جمله مشكلات تعزیه خوانان دانست و گفت: گروه ثابت نداریم، بنابراین اعضای گروه برای اجرای هر مجلس عوض می‌شوند و به همین خاطر سلیقه بانی است كه گروه را تغییر می‌دهد.

او ادامه می‌دهد: مشكلات اقتصادی، یكی از بزرگترین مشكلات ماست به خاطر همین مشكلات است كه نمی‌توانیم همیشه در كنار هم باقی بمانیم، تنها در ایام محرم و صفر است كه می‌توانیم با هم بمانیم چون اكثر اعضا با هم سازش ندارند و اعضای گروه‌ها در طول سال از یكدیگر جدا می‌شوند.

مهران فرج الهی، تعزیه خوان 35 ساله‌ هم معتقد است: در صورتی كه بتوان یك گروه ثابت هماهنگ پیدا كرد، می‌توان مجالسی را اجرا كرد كه جوانان را میخكوب كند، اما جمع آوری و نگه‌داشتن گروه، كار دشواری است.

نبود یك مكان ثابت

بسیاری از تعزیه خوانان از نبود یك مكان ثابت كه ویژه اجرای مجالس تعزیه باشد، گله‌مند هستند، آنان معتقدند با اختصاص دادن یك مكان ثابت، می‌توان در طول سال هم به اجرای مجالس تعزیه پرداخت تا بدین ترتیب هم آموزش جوانان، شكل جدی‌تری به خود بگیرد و هم اجرای تعزیه به یك برنامه فصلی محدود نشود.

اسماعیل محمدی، تعزیه خوان 56 ساله نیز گفت: تعزیه فاقد یك مكان مناسب است، در حالیكه نیازمند مكانی مانند تكیه دولتی هستیم در حالیكه حتی یك اتاق كوچك هم در اختیار نداریم.

او ادامه داد: با این وضعیت حتی اگر بودجه‌ای هم به تعزیه اختصاص پیدا كند، در محل‌های دیگری خرج می‌شود و به این ترتیب گروه‌های تعزیه خوان در طول سال سرگردان هستند.

مرتضی صفاریان،‌ دیگر هنرمند 73 ساله هم در این باره می‌گوید: دولت باید مكانی را به اجرای تعزیه اختصاص دهد تا ما حتی بدون دریافت دستمزد بتوانیم در آن جا كار كنیم. جوانان علاقه‌مند بسیاری وجود دارند كه می‌توانند تماشاگران ثابت تعزیه باشند و این هنر را نیز در یك مكان ثابت بیاموزند.

تعزیه‌خوان‌ها در سفر

بسیاری از گروه‌های تعزیه خوان علی رغم تمام مشكلاتی كه پیش روی خود دارند، به شهرها و كشورهای گوناگون سفر می‌كنند، تجربه سفر این گروه‌ها به دیگر شهرها و كشورها نشان داده تعزیه در سراسر جهان، ‌تماشاگران و طرفداران خاص خود را دارد.

بندر عباس، اصفهان، یزد، شیراز، خوانسار، تفرش، قم، سیرجان، دماوند در كنار كشورهایی همچون ایتالیا، فرانسه، آمریكا و انگلستان مكان‌هایی هستند كه شاهد حضور بیشترین تعداد گروه‌های تعزیه خوان هستند و آن گونه كه محمدی، میرزاعلی، ‌فرج الهی و صفاریان اشاره می‌كنند اجرای تعزیه در این مكان‌ها همیشه با استقبال گرم مردم روبرو می‌شود.

بی‌توجهی متولیان مسوول به هنر تعزیه؟

گروه‌های تعزیه خوان بر ضرورت توجه به این هنر، همواره تاكید كرده و می‌كنند.

تعزیه‌خوانی مانند اسماعیل محمدی به ایسنا گفت: با اینكه در یك كشور مذهبی زندگی می‌كنیم، اما به تعزیهبی‌توجهی می‌شود در حالیكه تعزیه، كلامی است كه با هنر همراه است، اما تعزیه‌خوانان نه بیمه هستند و نه سابقه كاری برایشان لحاظ می‌شود و نمی‌دانم چرا مسئولان نسبت به این هنر بی‌توجه هستند.

او در عین حال به جایگاه تعزیه در میان مردم اشاره كرد و گفت: تعزیه در كشور ما سابقه طولانی دارد و جزو زندگی مردم، محسوب می‌شود و امروزه حتی در دهكده‌های كوچك هم همچنان حفظ می‌شود اما امیدواریم روزی برسد كه مسوولان نیز آن گونه كه شایسته‌ی این هنر است به آن توجه كنند.

مرتضی صفاریان هم از بی توجهی رسانه ملی – تلویزیون – به این هنر ملی گله‌مند است.

او می‌گوید: حدود یكی دو سال است كه تعزیه‌ كمتر از تلویزیون پخش می‌شود و برای این هنر تبلیغ چندانی نمی‌شود در صورتی كه این هنر بین مردم و در سراسر كشور رواج دارد اما از طریق دولت چندان مورد توجه نیست.

می‌توان سال‌ها نسخه‌های غیرتكراری خواند اما ...

آن گونه كه تعزیه‌خوان‌ها می‌گویند نسخه‌های فراوانی از تعزیه وجود دارد، به طوری كه می‌توان سالها نسخه‌های غیر تكراری خواند اما در عمل این نسخه‌ها چندان خوانده نمی‌شوند و معمولا به همان نسخه‌های قدیمی همیشگی بسنده می‌شود.

مهران فرج الهی هنرمندی كه جزو نسل جوان تعزیه خوان‌هاست در این باره به خبرنگار تئاتر ایسنا گفت: اجرای نسخه‌های مهجور در گفتن آسان است، اما در عمل مشكلات فراوانی در این زمینه وجود دارد. تعدادی از نسخه‌ها، مفقود شده‌اند و برای پیدا كردن آنها به كمك پیشكسوتان و اساتید نیازمند هستیم.

اما ابراهیم میرزاعلی كه به نسل قدیمی تر تعزیه خوان‌ها تعلق دارد معتقد است: مردم به تعزیه‌های آشنا عادت كرده‌اند و اگر تعزیه‌های غیرآشنا برایشان بخوانیم، آنها را نمی‌پسندند.

+ نوشته شده در  شنبه 16 آذر1387ساعت 8:7  توسط یلدا  | 

+ نوشته شده در  شنبه 16 آذر1387ساعت 8:2  توسط یلدا  | 

در قبايل عرب همواره جنگ بود،

اما مكه "زمين حرام" بود،

و چهار ماه رجب، ذي القعده، ذي الحجه و محرم:  
"زمان حرام"

 ‏يعني كه درآن جنگ حرام است.

دو قبيله كه با هم مي جنگيدند، تا وارد ماه حرام مي شدند،جنگ را موقتا تعطيل مي كردند،اما ‏براي آنكه اعلام كنند كه در حال جنگند و اين آرامش از سازش نيست، ماه حرام رسيده است و چون بگذرد، جنگ ادامه خواهد ‏يافت،سنت بود كه بر قبه ي خيمه ي فرمانده قبيله، پرچم سرخي برمي افراشتند تا دوست و  دشمن  و مردم، همه بدانند ‏كه:

"جنگ پايان نيافته است".‏

آنها كه به كربلا مي روند، مي بينند كه جنگ با فتح يزيدیان پايان گرفته و بر صحنه ي جنگ، آرامش مرگ سايه افكنده است.‏

اما مي بينند كه بر قبه ي آرامگاه
حسين(ع)، پرچم سرخي در اهتزاز است.‏

که یعنی:

بگذار اين سال هاي حرام بگذرد!‏

زیرا که جنگ پایان نیافته است
 
                                                                                                       برگرفته از وبلاگ طف
+ نوشته شده در  شنبه 16 آذر1387ساعت 7:56  توسط یلدا  | 

 سناریوهای زیر تلاش می‌کنند که دیدگاه شما نسبت به عشق را توضیح دهند:

  1- پایان دنیا نزدیک است. اگر فقط بتوانيد یک نوع از حیوانات را نجات دهید، کدام را انتخاب می‌کنید؟

  الف) خرگوش

ب) گوسفند

پ) گوزن

ت) اسب

  2- به آفریقا رفته‌اید. به هنگام بازدید از یکی از قبیله‌ها، آنها اصرار می‌کنند که یکی از حیوانات زیر را به عنوان یادگاری با خود ببرید. کدام را انتخاب می‌کنید؟

  الف) میمون

ب) شیر

پ) مار

ت) زرافه

  3- فرض کنید خطای بزرگی انجام داده‌اید و خداوند برای مجازات شما تصمیم گرفته است که به جای انسان، شما را به صورت یکی از حیوانات زیر در آورد. کدام را انتخاب می‌کنید؟

  الف) سگ

ب) گربه

پ) اسب

ت) مار

  4- اگر قدرت داشتید که یک نوع از حیوانات را برای همیشه از روی کره زمین نابود کنید، کدام را انتخاب می‌کردید؟

  الف) شیر

ب) مار

پ) تمساح

ت) کوسه

  5- یک روز، با حیوانی برخورد می‌کنید که می‌تواند با شما به زبان خودتان صحبت کند. دلتان می‌خواهد که کدامیک از حیوانات زیر باشد؟

  الف) گوسفند

ب) اسب

پ) خرگوش

ت) پرنده

  6- در یک جزیره دور افتاده، تنها یک موجود زنده به عنوان همدم و همراه شما وجود دارد. کدامیک را انتخاب می‌کنید؟

  الف) انسان

ب) خوک

پ) گاو

ت) پرنده

  7- اگر قدرت داشتید که هر نوع حیوانی را اهلی و دست‌آموز کنید. کدامیک از حیوانات زیر را به عنوان حیوان خانگی خودتان انتخاب می‌کردید؟

  الف) دایناسور

ب) ببر

پ) خرس قطبی

ت) پلنگ

  8- اگر قرار بود برای 5 دقیقه به صورت یکی از حیوانات زیر در می‌آمدید، کدامیک را انتخاب می‌کردید؟

  الف) شیر

ب) گربه

پ) اسب

ت) کبوتر

  ____________ _________ _________ _________ _________ _________ _________ _________ _________ _________ _________ _________ ________

  1- در زندگی واقعی، برای چه نوع آدمهایی جذابیت و کشش دارید.  

الف:

  خرگوش– کسانی که دارای شخصیت دوگانه هستند، به سردی یخ در ظاهر اما به گرمی آتش در باطن

  ب:

گوسفند– مطیع و گرم

  پ:

گوزن– زیبا و آداب دان

  ت:

اسب- کسانی که غیرقابل جلوگیری، بی‌بند و بار و آزاد هستند.

2- در فرایند ابراز عشق و درخواست ازدواج، کدام رویکرد برای شما خوشایندتر و موثرتر است.

الف:

میمون – مبتکر و باذوق که هیچگاه احساس خستگی نکنید.

ب:

شیر- سرراست، صاف و پوست کنده به شما بگوید که دوستتان دارد.  

پ:

مار- دمدمی مزاج، پر نوسان، نفس گرم و عشق سرد  

ت:

زرّافه- صبور، هرگز شما را رها نکند..  

3- دلتان می‌خواهد معشوقتان چه عقیده‌ای در باره شما داشته باشد.    

الف:

سگ- باوفا، صادق، ثابت قدم

ب:

گربه- شیک و زیبا

پ:

اسب- خوش بین

 ت:

مار- انعطاف‌پذیر

  4- چه اتفاقی باعث می‌شود که شما رابطه‌تان را قطع کنید/ از چه خصوصیتی بیش از همه نفرت دارید.  

الف:  

شیر- متکبر و خودخواه، امر و نهی کن

ب:

مار- هیجانی و دمدمی مزاج، نمی‌دانید چگونه او را خوشحال کنید.

پ:

تمساح- خونسرد، بیرحم، سنگدل

ت:

کوسه- ناامن

5- دوست دارید چه نوع رابطه‌ای با او برقرار سازید.

الف:

گوسفند- سنتی، بدون آن که چیزی بگوئید او بفهمد چه می‌خواهید، ارتباط برقرار کردن از طریق قلب‌ها.

ب:

اسب- هر دو بتوانید درباره همه چیز با هم صحبت کنید، هیچ چیز مخفی در میان نباشد.

پ:

خرگوش- رابطه‌ای که همیشه خود را گرم و عاشق او حس کنید.

ت:

پرنده- رابطه‌ای پایدار و طولانی و بالنده

6- آیا به او خیانت می کنید.  

الف:

 انسان- شما به جامعه و اخلاقیات احترام می‌گذارید، پس از ازدواج هیچ کار خلافی نمی‌کنید.

ب:

خوک- نمی‌توانید در مقابل تمایلاتتان مقاومت کنید، به احتمال زیاد خیانت می‌کنید.

پ:

گاو- خیلی سعی می‌کنید که چنین کاری نکنید.

ت:

پرنده- شما هرگز نمی‌توانید استوار و ثابت قدم باشید، شما واقعاً برای ازدواج مناسب نیستید و نمی‌خواهید تعهدی بپذیرید.

7- درباره ازدواج چه فکر می‌کنید.

الف:

دایناسور- شما خیلی بدبین هستید و فکر می‌کنید این روزها دیگر ازدواج سعادتمندانه وجود ندارد.

ب:

ببر- شما به ازدواج به صورت یک چیز گرانبها فکر می‌کنید. پس از آن که ازدواج کردید، پیوند زناشویی و همسرتان را بسیار باارزش و گرامی می‌دارید.

پ:

خرس قطبی- شما از ازدواج می‌ترسید، فکر می‌کنید آزادیتان را از شما خواهد گرفت.

ت:

پلنگ- شما همیشه طالب ازدواج بوده‌اید ولی در واقع، شناخت دقیقی از آن ندارید

8- در این لحظه، به عشق چگونه فکر می‌کنید 

الف:

شیر- شما همیشه تشنه عشقید و می‌توانید هر کاری برای آن بکنید اما به راحتی در دام عشق نمی‌افتید.

ب:

گربه- شما خیلی خودمحور و خودخواهید. شما فکر می‌کنید عشق چیزی است که می‌توانید به دست آورید و هرگاه که خواستید آن را دور بیاندازید..

پ:

اسب- شما نمی‌خواهید در قید و بند یک رابطه پایدار قرار بگیرید. به هر چمن که رسیدی گلی بچین و برو

ت:

کبوتر- شما به عشق به صورت یک تعهد دو طرفه فکر می‌کنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 آذر1387ساعت 7:32  توسط یلدا  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آذر1387ساعت 13:0  توسط یلدا  | 

برخی از خانم ها تمایل دارند که با مردهای متاهل ارتباط برقرار کنند و این کار را تنها به خاطر ریسک و هیجانی که در بردارد انجام می دهند. واقعاً تاسف آور است. گاهی اوقات این افراد اصلاً متوجه نیستند که تا چه اندازه ضرر و زیان به بار می آورند. بعضی وقت ها یک چنین خانم هایی تنها به برقراری رابطه ی جنسی و پول فکر می کنند. در برخی موارد دیگر هم کار به جایی می رسد که یکی از طرفین نسبت به دیگری احساس پیدا کرده و به او علاقمند می شود. این برای همسر اول انصاف نیست که یک نفر دیگر از راه برسد و شوهر او را با خود ببرد. همسر اول در کل این ارتباط بی گناه است.

این حق خانم نیست که آسیب های عاطفی شدیدی را تحمل کند و شاهد آن باشد که همسرش با زن دیگری ارتباط برقرار کرده. زمانیکه یک زن با احتساب به این امر که طرف مقابل دارای زن و زندگی می باشد، باز هم با او ارتباط برقرار می کند، فقط در پی رسیدن به نیات پلید و شیطانی خودش است. اصلاً برایش اهمیتی ندارد که ممکن است همسر اول این آقا چه آسیب هایی را متحمل شود. این زن فقط نیتش این است که زندگی او را از هم بپاشاند. یک چنین زن هایی معمولاً سعی می کنند رفتارهای خودشان را به طرق مختلف توجیه کنند و خیانت موجود را پیش برده و زندگی زن و شوهر را از هم بپاشند.

اکثر خانم هایی که خیانت پیشه می کنند و با مردهایی که دارای همسر هستند ارتباط برقرار می کنند این کار را تنها به دلیل احساس قدرت انجام می دهند. با این کار احساس می کنند که قدرت آن را دارند تا مرد را از همسرش جدا سازند. البته گاهی اوقات این کار جواب نمی دهد و در اکثر موارد مرد از همسر اولش جدا نمی شود. در چنین حالتی معمولاً مرد دوباره با احساس شرمندگی به سوی همسر اولش باز میگردد و سعی می کند که رابطه ای را که خراب نموده مجدداً بازسازی کرده و روابط خود را با همسرش بهبود بخشد. البته در برخی موارد هم دیده شده است که وقتی خانم با مردی متاهل ارتباط برقرار کرده، خودش هم نمی دانسته که این مرد متاهل است. برخی از مردهای متاهل در مورد وضعیت تاهل خود به خانم های دیگر دروغ میگویند.

به هر حال این امکان وجود دارد که چه مرد و چه زن هر کدام به نقطه ای برسند که احساس گناه به آنها دست بدهد و از خیانت کردن خود پشیمان بشوند. اگر این احساس گناه شدت پیدا کند، یکی از طرفین به این ارتباط پایان می دهد. برخی از آقایون تنها به این دلیل که قادر به تحمل تعارض و دوگانگی در زندگی خود نیستند به یک چنین ارتباطی پایان می دهند. احساس گناه مانند کنه به جانشان می افتد و آنها را رها نمی کند. البته در این میان مردهایی هم وجود دارند که به هیچ وجه احساس گناه نمی کنند و هیچ تمایلی هم به بهبود رابطه از خود نشان نمی دهند. این قبیل افراد معمولاً از همسر اول خود جدا می شوند و سپس با معشوقه ی خود ازدواج میکنند. البته زمانیکه هیچ امیدی برای بهبودی رابطه به چشم نمی خورد، شاید طلاق بهترین گزینه ی انتخابی باشد.

همسر اول معمولاً در یک چنین شرایطی احساس خشم، و عصبانیت می کند و اغلب این حس را پیدا می کند که شاید تقصیر او بوده که همسرش به او خیانت کرده و به این امر فکر میکند که چه خطایی از او سر زده است؛ اما حقیقت اینجاست که همسر این آقا هیچ کار اشتباهی انجام نداده، خیانت به این دلیل اتفاق افتاده است که آقا تصمیم گرفته به همسر خود خیانت کند. مردی که خیانت می کند این کار را علیرغم میل باطنی همسر خود انجام می دهد.

اگر یک مردی از زندگی خود احساس رضایت نمی کند، باید درخواست طلاق بدهد نه اینکه به همسر خود خیانت کند. واقعاً جای تاسف است که چرا برخی از آقایون زندگی مشترک خود را آنقدرها که باید و شاید جدی نمی گیرند.

آسیب زمانی به حد اعلای خود می رسد که شوهر، زن دوم را باردار می کند. بارداری مشکلات را هزار مرتبه پیچیده تر می کند. این مسئله برای همسر اول غیر قابل تحمل است.

خیانت را تنها زمانی می توان بخشید که هر دو نفر تصمیم بگیرند که واقعاً به صورت صمیمانه بر روی از بین بردن آن کار کنند. برای اینکه فرد بتواند طرف مقابل را ببخشد، زمان لازم دارد. بازسازی اعتماد و اطمینان مستلزم گذر زمان است. اگر کسی که یک بار خیانت کرده بود، مجدداً این کار را انجام دهد، واقعاً جای تامل وجود دارد چراکه یک مرتبه از خطای او چشم پوشی شده و این بار دومی است که مجدداً یک چنین خطای نابخشودنی را تکرار می کند.
+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آذر1387ساعت 12:59  توسط یلدا  | 

رفیق من سنگ صبور غمهام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیشکی نمی فهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دل زده از خیلیا
خیلی دلم گرفته از خیلیا

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آذر1387ساعت 12:11  توسط یلدا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 آذر1387ساعت 8:33  توسط یلدا  | 

عکس این دو پرنده در کشور اکراین گرفته شده است. میلیون ها نفر در کشور آمریکا و اروپا با دیدن این عکس ها گریه کرده اند. عکاس این عکس ها آنها را به بالاترین قیمت ممکن به روزنامه های فرانسه فروخته است و تمام نسخه های روزنامه در روز انتشار این عکس بطور کامل فروخته شده است.

در تصویر اول پرنده زخمی روی زمین افتاده و منتظر جفت خود می باشد

در تصویر دوم پرنده برای جفت خود غذا می آورد

در تصویر سوم پرنده مجددا برای جفت خود غذا می آورد اما متوجه بی حرکت بودن وی می شود لذا شوکه شده و سعی می کند او را حرکت دهد

در تصویر چهارم لحظه ای که متوجه مرگ عشق خود می شود و شروع به جیغ زدن و گریه می کند

در تصویر پنجم کنار جنازه جفتش می ایستد و همچنان به شیون می پردازد

در تصویر آخر مطمئن می شود که عشقش پیش او باز نمی گردد لذا با غم و ناراحتی کنار جنازه وی آرام می ایستد

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 آذر1387ساعت 8:28  توسط یلدا  | 

وقتی بارون میاد یعنی خدا هنوز به فکر بنده هاشه

لطف خدا شامل همه بنده هاش می شه

چه خوب چه بد!

می دونی چرا؟

چون همه بر می گردن پیش خود خدا

انا لله و انا الیه راجعون

از قدیم گفتن کوه به کوه نمی رسه ولی آدم به آدم می رسه

پس ما آدما برای چی لطف و مهربونی رو از همدیگه دریغ می کنیم؟

چرا محبت دیگرون رو فراموش می کنیم؟

این مرام و منطق آفرینش است که:

آدمی را آدمیت لازم است

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 آذر1387ساعت 8:12  توسط یلدا  | 

کهنه فروش داد میزنه
لباس کهنه میخریم
کفشای پاره میخریم
چراغ شکسته میخریم
بی اختیار داد میزنم
کهنه فروش کهنه فروش
قلب شکسته میخری

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 آذر1387ساعت 14:18  توسط یلدا  | 

دوستی با هر که کردم خصم مادر زاد شد

آشیان هر جا گرفتم لانه صیاد شد

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 آذر1387ساعت 14:5  توسط یلدا  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 آذر1387ساعت 6:49  توسط یلدا  | 

 هر وقت من يک کار خوب مي کنم مامانم به من مي گويد بزرگ که شدي برايت يک زن خوب مي گيرم. تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تايش را به من داده است. حتمن ناسرادين شاه خيلي کارهاي خوب مي کرده که مامانش به اندازه استاديوم آزادي برايش زن گرفته بود. ولي من مؤتقدم که اصولن انسان بايد زن بگيرد تا آدم بشود ، چون بابايمان هميشه مي گويد مشکلات انسان را آدم مي کند. در عزدواج تواهم خيلي مهم است يعني دو طرف بايد به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خيلي به هم مي خوريم. از لهاز فکري هم دو طرف بايد به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولي مامانم مي گويد اين ساناز از تو بيشتر هاليش مي شود. در عزدواج سن و سال اصلن مهم نيست چه بسيار آدم هاي بزرگي بوده اند که کارشان به تلاغ کشيده شده و چه بسيار آدم هاي کوچکي که نکشيده شده. مهم اشق است ! اگر اشق باشد ديگر کسي از شوهرش سکه نمي خواهد و دايي مختار هم از زندان در مي آيد. من تا حالا کلي سکه جم کرده ام و مي خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم. مهريه وشير بلال هيچ کس را خوشبخت نمي کند.همين خرج هاي ازافي باعث مي شود که زندگي سخت بشود و سر خرج عروسي دايي مختار با پدر خانومش حرفش بشود. دايي مختار مي گفت پدر خانومش چتر باز بود.خوب شايد حقوق چتر بازي خيلي کم بوده که نتوانسته خرج عروسي را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ايم که بجاي شام عروسي چيپس و خلالي نمکي بدهيم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتي مي خوري خش خش هم مي کند! اگر آدم زن خانه دار بگيرد خيلي بهتر است و گرنه آدم مجبور مي شود خودش خانه بگيرد. زن دايي مختار هم خانه دار نبود و دايي مختار مجبور شد يک زير زميني بگيرد. مي گفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پايين! اما خانوم دايي مختار هم مي خواست برود بالا! حتمن از زير زميني مي ترسيد . ساناز هم از زير زميني مي ترسد براي همين هم برايش توي باغچه يک خانه درختي درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست. از آن موقه خاله با من قهر است. قهر بهتر از دعواست.آدم وقتي قهر مي کند بعد آشتي مي کند ولي اگر دعوا کند بعد کتک کاري مي کند بعد خانومش مي رود دادگاه شکايت مي کند بعد مي آيند دايي مختار را مي برند زندان! البته زندان آدم را مرد مي کند.عزدواج هم آدم را مرد مي کند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خيلي بهتر است! اين بود انشاي من

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 آذر1387ساعت 6:44  توسط یلدا  | 

اگر چشمها مدخل روح باشه، میشه گفت که لب هم راهرو ذهنه. مــا افکار خودمون رو با یه لبخند انتقال میديم، محبت رو در کلمـات ورفتارهامون نشون ميديم و علائق خودمون رو با بوسيدن ابراز می كنيم. يه بوسه مفهوم عمیقی داره که بیانش خيلي ساده نيست.نـویسنده کتاب "عشق و رابـطه جنسی"، دکتــر جان فری مـعتقده : "بوسیدن هنر است و نشان دهنده یک نوع بیان فردی و کاملاً شخصی از عشق و محبت می باشد." بوسه زمانی ایجاد می شه که دوطرف برای اولین بار به هم نزدیک می شن، پس کاملاً طبیعیه که دو طرف کمی مضطرب و عصبی بشن.

زمانیکه احساس میکنین دلتون ميخواد كسي رو كه دوست دارين ببوسین، این کار روانجام بدين، لازم نیست حتماً صبر کنین تا بهتر بشناسینش، ببوسیدش و به مرور زمان می تونید بهتر بشناسیدش.

پروفسور وان بیرنت رئیس بخش مردم شناسی دانشگاه تکزاس عقيده داره: "اولین بوسه عاشقانه برمی گرده به 1500 سال قبل از میلاد مسیح در هند. قبل از اون زمان هیچ مدرک دیگه اي دال بر وجود بوسه های عاشقانه وجود نداشت. همه این نتایج از روی لوح های گلی، نقاشی روی دیواره های غارها و یا نوشته های روی پوست حیوانات بدست اومده. بیرنت معتقده که تماس نزدیک و فشار بینی ها به همديگه از همون 1500 سال قبل از میلاد مسیح مرسوم بوده.

اما بوسيدني که به این شکل رواج پیدا کرده، برای اولین بار بين رومی ها مرسوم شد. رومی ها موقع سلام کردن همديگه رو می بوسیدن، انگشترو حلقه ای که دست رهبران قومشون بوده رومی بوسیدن و مجسمه های خدایان خودشون روهم می بوسیدن و با این کار مطیع بودن و حس احترام خودشون روبه طرف مقابل انتقال می دادن

 رومی ها به سرعت متوجه شدن که بوسه در شرایط مختلف می تونه معانی متفاوتی رو در بر داشته باشه، به همین دلیل برای انواع بوسه ها، اسمهای مختلفی انتخاب کردن . مثلا" اسکیولیم: بوسه از روی دوستی، باسیولیم: بوسه از روی احساس عشق و محبت،  و سویولیم: بوسه عمیق که این روزها به  French Kiss مشهور شده است.

اگر بخوایم این بوسيدن رو از نظر علمی ریشه یابی کنیم، می تونیم بگیم که بوسیدن به طور طبیعی باعث می شه تا ذهن آکسی توسین بیشتری ترشح کنه، این هورمون باعث ميشه موقع بوسیدن احساس خوبی به ما دست بده و دانشمندان معتقدن که ماهیت وجودی انسان طوريه که در صورت تجربه یه بوسه منتظر بوسه ی بعدی هم هست. زمانیکه در وضعیت بوسیدن قرار می گیريم، غددي كه تودهان و جداره لب ها وجود دارن ماده شیمیایی رو ترشح می کنن که همین ماده باعث ایجاد تمایل فرد به ادامه بوسیدن می شه.

در تحقیقی که در سال 1997 تو دانشگاه پرینستون انجام شد، محققان به این نتیجه رسيدن که مغز انسان سلولهای عصبی داره که به فرداين توانائي رو ميده  تا تو تاریکی هم لبهای معشوقه اش رو پیدا کنه. تعجبی نداره که چرا خيليها از بوسیدن همديگه تو جاهاي تاریک و کم نور لذت بیشتری می برن.پزشکان و روانپزشکان آلمانی بعد از كلي تحقيق به این نتیجه رسیدن افرادی که هر روز صبح قبل از بيرون رفتن، همسر خودشون رو میبوسن کمتر دچار بیماری می شن.درضمن افرادی که معمولا" بعد از بوسیدن خونه رو ترک می کنن، کمتر احتمال تصادف دارن، 20 تا 30 درصد درآمد بیشتری نسبت به بقيه دارن و به طور متوسط 5 سال بیشتر از هم سن و سالهای خودشون عمرمیکنن. دکتر آرتور سازبو یکی از افرادی که تو این تحقیقات نقش فعالی داشته معتقده يکی از دلایل اصلی موفقیت تعداد زیادی از افراد اینه که روز خودشون رو با یه نگرش مثبت و دلچسب شروع میکنن و چي ميتونه مثل یه بوسه تو انسان یه نگرش مثبت ایجاد کنه.

بنابراین اگه می خواید خوشحال، سلامت، و موفق، بوده و عمر طولانی داشته باشین، باید کسی رو که دوستش دارید هر روز صبح، پیش از اینکه خونه رو به قصد محل کارتون ترک کنین، ببوسین.

 بقيه مزيتها


از بین بردن استرس

یه بوسه عاشقانه، بهترین روش برای ریلکس شدن و از بین بردن استرسه. مایکل کی مکناب، مشاور روانی معتقده: "وقتي لب ها در حالت بوسیدن قرار می گیرن، تقریباً دهان حالت لبخند زدن روبه خودش می گیره، و از اونجایی که احساسات و حرکات بدنی انسان با هم ارتباط نزدیکی دارن، تقریباً غیر ممکنه كه یه نفرهم لبخند بزنه و هم استرس داشته باشه. در عین حال باید به این نکته هم توجه داشت که تنفس زمان بوسیدن عمیق تر میشه، عضلات چشم شل شده و در راحت ترین حالت خودش قرار می گیره. این خودش بهترین تکنیک برای قطع ارتباط با دنیای پر هیاهوی بیرونی و ریلکس شدنه.

کاهش وزن

چه مدت می تونید این کار را انجام بديد؟ برای اینکه فقط نیم کیلو وزن کم کنین باید 3000 کالری بسوزونین، یعنی چیزی در حدود 30000دقیقه یا همون 500 ساعت. یه بوسه عمیق و طولانی به شدت متابولیسم بدن رو افزایش میده و باعث ميشه تا مواد قندی با سرعت بیشتری در بدن سوزونده بشن. میزان کالری مصرفی، به شدت بوسه بستگی داره، اما به طور متوسط میشه گفت که هر 10 دقیقه 10 کالری مصرف می شه

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 آذر1387ساعت 7:7  توسط یلدا  | 

دانلود  1.4MB

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 آذر1387ساعت 11:23  توسط یلدا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 آذر1387ساعت 11:19  توسط یلدا  | 

دانلود 2.4MB 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 آذر1387ساعت 11:18  توسط یلدا  | 

با آنکه ترا گرم کند سرد مباش

بر آنکه ترا شفا دهد درد مباش

چیزی به جهان به ز جوانمردی نیست

رسوای زمانه باش و نامرد مباش

+ نوشته شده در  شنبه 2 آذر1387ساعت 12:24  توسط یلدا  |