در دنیا خواهش، در گور پرسش ، در قیامت نالش ، در دوزخ سوزش ، پس کی خواهد بود هنگام آسایش؟
بار دبستانی من دیدی چه پوچ بودند آن مشتهای بسته؟
دیدی فریب خوردی از یارهای خسته؟
صد بار پا گرفتی در دستهای بازی
تا هیچ را بیابی تا خویش را ببازی
پیغام مشتها را دیدی و آزمودی
هر کس به گونه ای باخت بازنده تر تو بودی
وقتی که دست رو شد در دل چه می کشیدی؟
گلها همیشه’(( پوچند)) این را تو دیر دیدی
بر سنگ قبر من بنویسید خسته بود
اهل زمین نبود نمازش شکسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید پاک بود
چشمان او که دائمااز اشک شسته بود
برسنگ قبر من بنویسید این درخت
عمری برای هر تبر و تیشه دسته بود
برسنگ قبر من بنویسید کل عمر
پشت دری که باز نمیشد نشسته بود
کیمیائیست عجب تعزیه داری حسین
که نباید ز کسی منت اکسیر کشید



























دستشون درد نکنه ولی من نمی دونم الهام و مشایی از تعزیه چی سر در میارن؟
حیف حیف که هنوز نمی دونن این تعزیه چه هنر با ارزش و گرانقدری هست
البته بماند عده ای در سلک تعزیه خوان همه جور غلطی کردن و این به تعزیه اصیل ایرانی ضربه ها زده

به گزارش خيمه، در مراسم ثبت ملي تعزيه و آيينهاي عاشورايي که صبح امروز در سالن اجلاس سران برگزار شد، اسفنديار رحيم مشايي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي نيز حضور داشت.
در اين مراسم، معاون ميراث فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي از تعزيه به عنوان يکي از بارزترين نمادهاي مکتب پوياي تشيع نام برد و گفت:«تعزيه مانند ساير آيينها و نمادهاي ميراث ما،بروز يک فرهنگ ريشهدار در لباس آيين و مراسم را نشان ميدهد. فرهنگي که شاخصههاي آن دينداري،يکتاپرستي،عدالتجويي، پايداري و ايثار است.»
فريبرز دولتآبادي افزود:«تعزيه دستاورد منحصر به فرد هنر ايراني است و بهزعم بسياري از هنرمندان و پژوهشگران، اين هنر در زمينه نمايش از ويژگيهاي منحصر به فردي برخوردار است که قابل قياس با ساير انواع نمايشي نيست.»
وي اظهار داشت:«در تعزيه برخلاف نمايشهاي تراژديک، مخاطب همواره احساس همراهي با حرکت سرنوشتساز عاشورا و رسيدن به قلههايي که اين حرکت دنبال ميکرد را دارد.»
دولتآبادي همچنين گفت:« ما در سراسر کشور شاهد بروز جلوههايي متفاوت از اجراي تعزيه در سراسر کشور هستيم و در مناطق مختلف، تعزيههاي متفاوتي به لحاظ شيوه اجرا، موسيقي و محتواي متن وجود دارد.»
ميراث فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با بيان اينکه «سعي کرديم تعزيه را به تفکيک مناطق مختلف جغرافيايي به ثبت برسانيم» اضافه کرد:« تعزيه در شهرهاي مختلفي همچون تهران، تفرش، بوشهر،قزوين، شوش،کاشان، بوشهر،مشهد، سروستان، بيرجند و چند شهر ديگر نيز به ثبت خواهد رسيد که نقاط شاخصي در برگزاري مراسم تعزيه هستند ولي قطعا در ديگر مناطق کشور نيز شاهد اجراهاي ارزشمند تعزيه هستيم.»
دولتآبادي در پايان سخنان خود نيز از پژوهشگران تعزيه همچون خانم تقيان و آقايان همايوني، ميرشکرايي، جاويد و فتحعلي بيگي تشکر کرد.
در ادامه مراسم ثبت ملي تعزيه و آيينهاي عاشورايي نيز گروه تواشيح الزهرا به اجرا پرداخت و سپس تعزيه شام غريبان نيز توسط هنرمندان اجرا شد.
مکان : شهرک مشیریه، ۳۰متری صالحی، چهارراه دوم، حسینیه عباسیون
هیئت تعزیه داران حضرت ابالفضل العباس (ع)
خیلی دنبال این آهنگ گشتم تا بالاخره پیداش کردم، بشنوید...
مادر برام قصه بگو، قصه بابا رو بگو
......

امام رضا(ع):
أَلاَْخُ الاَْكْبَرُ بِمَنْزِلَةِ الاَْبِ
برادر بزرگتر به منزله پدر است.

اکنون که تو با مرگ رفته ای، من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر می شوم ... این زندگی من است
این لینک یکی از صفحات وبلاگمه که در ۱۳ مرداد تقدیم کرده بودم به پدرم
روحش شاد
جهت شادی روح همه اموات صلوات


پنجشنبه ۱۷ بهمن ماه دومین سال فراق پدری مهربان را بر سر مزارش به سوگ مینشینیم
تا به او ثابت کنیم هنوز و بعد از گذشت ۲ سال از جدایی مان آتش مهر اوست که در دل داریم
تا به او ثابت کنیم که گرچه در بین ما نیست ولی با ماست
تا به او ثابت کنیم که هنوز که هنوز است بابا خطابش میکنیم
و در این میان حضور اقوام و آشنایان نیز مزید امتنان خواهد شد
یا علی
روزی سنگتراشی كه از كار خود ناراضی بود و احساس حقارت می كرد، از نزدیكی خانه بازرگانی رد می شه ، در باز بود و او خانه مجلل ، باغ و نوكران بازرگان را دید و به حال خود غبطه خورد و با خود گفت :
این بازرگان چقدر قدرتمندتر است. تا این كه یك روز حاكم شهر از آنجا عبور كرد، او دید كه همه مردم به حاكم احترام می گذارند حتی بازرگانان.
مرد با خودش فكر كرد : كاش من یك حاكم بودم ، آن وقت از همه قوی تر می شدم.
در همان لحظه ، او تبدیل به حاكم مقتدر شهر شد . در حالی كه روی تخت روانی نشسته بود، مردم همه به او تعظیم می كردند. احساس كرد كه نور خورشید او را می آزارد و با خودش فكر كرد كه خورشید چقدر قدرتمند است.
او آرزو كرد كه خورشید باشد و تبدیل به خورشید شد و با تمام نیرو سعی كرد كه به زمین بتابد و آن را گرم كند.
پس از مدتی ابری بزرگ و سیاه آمد و جلوی تابش او را گرفت . پس با خود اندیشید كه نیروی ابر از خورشید بیشتراست، و تبدیل به ابری بزرگ شد.
كمی نگذشته بود كه بادی آمد و او را به این طرف هل داد. این بار آرزو كرد كه باد شود و تبدیل به باد شد.
ولی وقتی به نزدیكی صخره سنگی رسید ، دیگر قدرت تكان دادن صخره را نداشت . با خود گفت كه قوی ترین چیز در دنیا صخره سنگی است و تبدیل به سنگی بزرگ و عظیم شد.
همن طور كه با غرور ایستاده بود ، ناگهان صدایی شنید و احساس كرد كه دارد خرد می شود.. نگاهی به پایین انداخت و سنگتراشی را دید كه با چكش و قلم به جان او افتاده است!!!
از ما که گذشت شما خوش باشید

عشق فقط یک کلام
علی علیه السلام
|
نویسنده: سیدعباس میراقبالی |
||
|
مصاحبه سعید حدادیان درباره اظهارنظر سیاسی مداحان واكنشهاي متفاوتي در پي داشته است كه در ادامه يكي از اين جوابيهها ميآيد. |
|

آن سحر ، خرابه هوايش گرفته بود
حتي دل فرشته برايش گرفته بود
با آستين پارهي پيراهن خودش
جبريل را به زير كسايش گرفته بود
زورش نمي رسيد كسي را صدا كند
از گريه زياد ، صدايش گرفته بود
از ابتداي شب كه خودش را به خواب زد
معلوم بود آنكه دعايش گرفته بود
حتماً نزول مي كند آيات تازه اي
با چلّهاي كه بين حرايش گرفته بود
مشغول ذكر نافلهاش شد،ولي كجاست؟
آن چادري كه عمّه برايش گرفته بود
علی اکبر لطیفیان
شيشه قلب من اگر بير بال مگس دَي سَ سينار
سن كه بير داش گتروب زوليسان گر نه اولار
به شيشه ي قلب من اگر يه بال مگس هم بخوره ميشکنه
تويي که يه سنگ برداشتي و ميخواي بزني ببين چي ميشه؟
يک لحظه هوسرانی
يک عمر پشيمانی
تيغ تيزی گر به دستت داد چرخ روزگار
هر چه می خواهی ببر اما مبر نان كسی
این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمی است که
همچنان که تو را می بوسند
طناب دار تو را می بافند
(فروغ فرخزاد)
این قوم به سر حیا ندارند
شرم از رخ مصطفی ندارند
یکباره برادران و اخیار
بندید کمر به جنگ اغیار
بن شعد لعین شوم غدار
در جنگ حسین تو پای بگذار
هرکس بد ما به خلق گوید
ما سینه ز غم نمی خراشیم
ما خوبی او به خلق گوئیم
تا هر دو دروغ گفته باشیم
به خدا قسم اگر من یک سری از حقایقی که از حج رفتن ایرانی ها بگم حالتون به هم می خوره از هر چی حاجیه! دیگه دیدن هیچ حاجی نخواهید رفت...
دانلود 5MB با فرمت mp3 زمان: ۱۴دقیقه

از پا حسین افتاد و ما برپای بودیم
زینب اسیری رفت و ما برجای بودیم
چون بیوه گان ننگ سلامت ماند بر ما
تاوان این خون تا قیامت ماند بر ما
دکتر عبدالرضا داوری: طی یک هفته اخیر اخباری در خصوص نحوه صدور مدرک لیسانس آقای سیدمحمد خاتمی در رسانه های رسمی و سایت های خبری منتشر شده که بسیار تامل برانگیز بوده و پرسشهایی را در اذهان عمومی ایجاد کرده است.

دوشنبه هفته گذشته
در گزارش این سایت آمده بود: "آنچنان که تصویر این مدرک نشان میدهد آقای سیدمحمد خاتمی فرزند سید روح الله دارای شناسنامه شماره 153 صادره از یزد متولد 1322 در تیرماه 1348 تحصیل در رشته فلسفه را در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان با موفقیت به پایان برده و دانشنامه لیسانس دریافت کرده است."
البرز در ادامه افزوده بود: "اما آنچه کمی شک برانگیز است سربرگ این دانشنامه است که متعلق به دولت جمهوری اسلامی ایران در سال 1348 است! البته شاید عنوان شود به دلیل تحصیلات حوزوی مدرک معادل لیسانس به آقای خاتمی اعطا شده اما تاکید بر اتمام تحصیل در رشته فلسفه در دانشگاه اصفهان این فرضیه را رد میکند. ضمن آنکه با تصور صدور این مدرک در دوره حکومت جمهوری اسلامی ایران تاریخ مهر و امضای سمت راست پایین صفحه روز 29 اسفند سال 1349 را نشان میدهد . روزی که معمولا" برای آغاز سال نو تعطیل است!"
پس از آن خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا) به نقل از یک منبع آگاه اعلام کرد: مدرک لیسانس سید محمد خاتمی در سال 80 همزمان با ریاست جمهوری وی صادر شده است.
این گزارش می افزاید: پیرو درج گزارشی در یک سایت اینترنتی در خصوص احتمال جعلی بودن مدرک لیسانس سید محمد خاتمی رییس جمهور سابق کشورمان که بر مبنای احتمال مخدوش بودن تاریخ و سربرگ مدرک وی اعلام شده بود، یک منبع آگاه در دانشگاه اصفهان به خبرنگار ایرنا گفت: آقای سید محمد خاتمی در سال 1344 در رشته فلسفه دانشگاه اصفهان ثبت نام نموده و تحصیلات خود را با موفقیت پایان برده است.
وی در عین حال افزود: البته دانشنامه لیسانس آقای خاتمی 36 سال بعد و همزمان با آغاز دوره دوم ریاست جمهوری وی در تاریخ 17 شهریور 1380 توسط رییس وقت دانشگاه اصفهان صادر شده و در اختیار وی که آن زمان در منصب ریاست جمهوری بود قرار گرفته است.
ایرنا در همین ارتباط گزارش داد:"در زمان صدور مدرک ليسانس سيد محمد خاتمي در سال 80 هيچ سابقه تحصيلي از وي در اين دانشگاه موجود نبوده است.
اخبار رسيده به ایرنا دراين زمينه حاکيست که مدرک ليسانس فلسفه آقاي خاتمي در زمان رياست جمهوري وي صادر گرديد و هنگام صدور اين مدرک هيچ نوع پرونده تحصيلي و ريزنمرات مربوطه که فارغ التحصيلي آقاي خاتمي را تائيد نمايد در اين دانشگاه موجود نبود.
گفته مي شود که مدرک ليسانس آقاي خاتمي تنها بر مبناي پي گيري و دستور مستقيم رييس وقت دانشگاه اصفهان و همزمان با سفر آقاي خاتمي به اصفهان ، در شهريور 80 صادر شده است.
البته گويا مدتي بعد از صدور مدرک ليسانس براي آقاي خاتمي ، پرونده اي براي نمايش سوابق تحصيلي وي در دانشگاه اصفهان ايجاد شد.
به نظر مي رسد، موضوع پرونده تحصيلي آقاي خاتمي در دانشگاه اصفهان و نحوه صدور مدرک ليسانس براي وي واجد پيچيدگي هايي است که لازم است وزارت علوم و دستگاههاي نظارتي ذيربط اين مساله را براي تنوير افکار عمومي بررسي نمايند. "
با این حال آنچه مشخص است اینکه آقای خاتمی تا پیش از شهریور ۸۰ هیچ نوع گواهینامه یا مدرکی
در همین رابطه ۳ سوال مشخص را از حضور رییس جمهور سابق کشورمان مطرح می نمایم که امیدوارم به دلیل لزوم تنویر افکار عمومی پاسخی در خور را از ایشان دریافت نمایم:
۱-جناب آقای خاتمی! در حکم کارگزینی جنابعالی
۲-جناب آقای خاتمی! در تمام دورانی که جنابعالی به عنوان وزیر ارشاد فعالیت می نمودید مطبوعات کشور که تحت نظارت مستقیم وزارت متبوع شما بودند غالبا شما را "دکتر خاتمی" می خواندند(که البته
۳-جناب آقای خاتمی! جنابعالی در تبلیغات انتخاباتی منتهی به خرداد ۷۶ خود را فارغ التحصیل لیسانس فلسفه معرفی می کردید حال آنکه در این رابطه هیچگاه مدرکی در اختیار نداشتید. آیا فکر می کنید که با مردم صادقانه رفتار کرده اید؟