|
|
گزارش جالب کارتون های دوران کودکی که و اقعا این کامران نجفزاده خیلی خوب گزارش تهیه میکنه. ومن پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنین و یاد دوران کودکی بیفتین...

محمد ابن السایب الکلبی که از کبار اهل سنت است در کتاب مثالب و ابی مخنف لوط ابن یحیی ازدی در کتاب صلاه در معرفت صحابه و کتاب التنقیح در نسب صریح . پس از روایت از عبد الله ابن سیابه که او گفت نکاح شبهه از اقسام نکاح حلال است. اضافه مینماید : نفیل از حبشه بنده ی کلب بن لوی بن غالب قریشی بوده است بعد از مردن کلب . عبد المطلب او را متصرف شد . صهاک کنیزی بود که از حبشه برای آ نجناب فرستادند. روز ها نفیل را برای چراندن شتران و صهاک را به چراندن گوسفندان به صحرا میفرستاد و در چراگاه میان ایشان تفرقه میانداخت . روزی اتفاق افتاد که این دو در چراگاهی جمع شدند نفیل عاشق صهاک شد و عبد المطلب زیر جامه ی پوستی بر پای صهاک کرده بود و بر آن قفلی زده بود و کلید آنرا با خود نگاه میداشت. چون نفیل اظهار میل و خواهش جماع کرد. صهاک گفت : راه این کار مسدود است با این لباس پوست که پوشیده ام و این قفل که بر آ ن است. نفیل گفت : به جهت آن حیله کنم. پس قدری روغن گوسفند گرفت و آن پوست و اطراف آنرا نرم کرد و آنرا پائین کشید که تا زانو رسید . پس با او جماع کرد. و به خطاب حمل برداشت. چون صهاک خطاب را زائید از ترس جناب عبد المطلب آن را در مزبله انداخت و زن یهودیه نانوائی اورا برداشت و تربیت کرد چون بزرگ شدو به سن بلوغ رسید شغل هیزم کنی پیش گرفت از این جهت اورا حطاب با حاء بی نقطه می گفتند و در زبانها به غلط خطاب شد. و صهاک گاهگاه در نهان او را سرکشی میکرد. روزی در نزد فرزندش خطاب کج شده بود . کفل او نمایان شد خطاب برخاست و ندانست که او کیست و با او جماع کرد. و صهاک از پسر خود حامله شد به حنتمه. و اورا نیز پس از زائیدن به مزبله انداخت و هشام ابن مغیره بن ولید آنرا برداشت و تربیت کرد و از این جهت در نسب به او نسبت میدهند. چون بزرگ تر شد خطاب در خانه ی هشام تردد میکرد . حنتمه جوان را دید در نظرش مرغوب افتاد و خواستگار شد. هشام حنتمه را به او تزویجکرد و از او عمر متولد شد . با این حساب خطاب والد عمر است به جهت اینکه از نطفه ی او حنتمه اورا زائید و جد اوست چرا که از زنای او با صهاک حنتمه متولد شد. و چون حنتمه و خطاب از یک مادرند پس خطاب دائی و جد مادری و پدر اوست و حنتمه مادر اوست که او را زائید و خواهر او چون عمر و حنتمه از یک پدرند و عمه ی او زیرا حنتمه و خطاب از یک مادرند که صهاک باشد. این است خلاصه ی کلام کلبی و ابو مخنف را در این مقام کلام طویلی است که علاقه مندان به کتاب صلاه مراجعه کنند.
ابن حجاج شاعر گوید :
من جده خاله و والده ==و امه اخته و عمته
اجدر ان یبغض الوصی و ان==ینکر یوم الغدیر بیعته
کسی که جد مادری او دائی و پدر او هم هست و مادرش خواهر او و عمه ی اوست . چنین نسبی سزاست که وصی پیامبر را دشمن دارد و بیعت خود را با او در روز غدیر منکر شود ؟؟ این روایت اهل سنت است .
من از یک درد بی درمون تو از اعجاز می گوئی
من از کنج قفس اما تو از پرواز می گوئی
من از یک چهار دیواری محدود و کسالت بار
تو اما ازیک فضای ساده و دلباز می گوئی
من از یک بغض مانده در گلوی خویش می گویم
تو اما از طنین دلکش آواز می گوئی
من از یک موسیقی جانگاه شیون با تو می گویم
تو با من از صدای رو ح بخش ساز می گوئی
من از پایان یک عمر سراسر درد می نالم
تو از زیبایی گلواژه ی آغاز می گوئی
در دل یاقوت با خط طلا بنوشته اند
شیعیان حاجی شدند چون گرد حیدر گشته اند
هر که با حیدر نباشد مطمئنا کافر است
اهل سنت از ازل دور حرم ول گشته اند
****
چیره بر ظلمت شب نور جلی می گردد
عاشق روی نبی محو علی می گردد
اهل سنت که سر از خط می پیچد
پس چرا موسم حج دور علی می گردد
دوست خوب داشتن همیشه بهتر از تنهایی است
اما ...
تنهایی بهتر است از با هر کسی بودن
درس این زندگی از بهر ندانستن ماست
این همه درس بخوانیم و ندانیم که چه ؟

چشمی به هم زدیم و دنیا گذشت
دنبال هم امروز و فردا گذشت
دل میگه فردا رو از نو بساز
ای دل غافل دیگه از ما گذشت
|
ارزش و اعتبار هاشم فياض، اين استاد مسلم تعزيه مثالزدني است، چون او فقط در نقش تعزيهخوان و معينالبكا فعاليت نكرد. |
|
در حالي به 21 اسفندماه می رسیم که چهارمين سالگرد درگذشت هاشم فياض، معين البكا و تعزيه شناس كشورمان، نزدیک شده ایم و هنوز هم مصائب ريز و درشت پيرامون تعزيه ايراني ديده ميشود.
* تعزیه، از ثبت ملي تا ثبت جهاني
ارزش و اعتبار هاشم فياض، اين استاد مسلم تعزيه مثال زدني است چون او فقط در نقش تعزيهخوان و معينالبكا فعاليت نكرد بلكه در زمينه گردآوري نسخ تعزيه و آرشيو اسباب و اثاثيه خاص تعزيه نيز دستي داشت.
اما تا امروز معلوم نيست چه بر سر داشتههاي او آمده است. به هر تقدير گردآوري چنين ابزار و نسخههايي كه مكمل ماندگاري و بقاي تعزيه است، بايد از ضروريات فرهنگي كشورمان به شمار آيد. فياض بيش از نيم قرن وقت خود را در شرايط نامساعد حكومت پهلوي وقف اجراي تعزيه كرد و افرادي مانند او بودند كه بر ممنوعيتهاي رضاخاني غلبه كردند تا تعزيه به شكل رسمي و اصيلش تا روزگار ما باقي بماند.
اما با اين وجود تعزيه از نابساماني و مصائب بسيار رنج ميبرد. هنري ايراني و اسلامي كه در اربعين امسال توسط ميراث فرهنگي به عنوان هنر ملي ثبت شده است.
* داشتههاي فرهنگي يك بزرگمرد
هاشم فياض همانطور كه در بالا نيز به آن پرداخته شد، يكي از هنرمنداني است كه در تدوام و بقاي اين هنر ملي و ميهني تلاش ستودني را پيش روي داشته است.
امروز شاگردان او مانند رضا حيدري، اسماعيل محمدي، علاءالدين قاسمي، حاج رضا لنكراني، ابوالفضل احمدي، احمد عزيزي و ديگران جزو نام آوران اين هنر اصيل هستند كه خود اينان نيز از داشتههاي فرهنگي براي تداوم يك هنر به شكل رسمي و اصيل آن به شمار ميآيند.
مشروط بر آن كه جايگاه تثبيت شدهاي براي آن تعريف شود تا با اجراي مداوم تعزيه امر آموزش سينه به سينه ناخواسته به وقوع بپيوندد و اين گونه راه براي حضور عناصر ملي و اسلامي در فرهنگ عمومي جامعه باز شود. اگر سري به چين، ژاپن و هند بزنيم ميبينيم كه آنها براي نگهداري و برقراري هنرهاي كهن خود چه سرمايهگذاري كلاني كردهاند. اصلا بقاي اين هنرها خود جنبه گردشگري دارد و خيلي راحت ميتواند سودآور باشد.
متاسفانه ما نه موزهاي براي نگهداري اشيا، مدارك و اسناد، نسخ و تمام امور مرتبط با هنر تعزيه داريم و نه پژوهشكدهاي داريم كه پيوسته در زمينه اين هنر در شهرها و روستاهاي مختلف كه هر يك شيوههاي رايج تعزيهگرداني مختص به خود را دارند، پژوهش انجام دهد.
مطمئنا در نبودن پژوهشهاي به هم پيوسته به زودي شاهد نابودي اين هنر خواهيم بود. در صورتي كه با ضبط تلويزيوني و سينمايي و نگهداري نسخ و اشيا ميتوان براي بقاي اين هنر، اوليهترين حركتهاي ممكن را انجام داد. هنوز يك جاي مشخص مانند تكيه دولت در زمان قاجاريه، براي اجراي مدوام و سالانه تعزيه نداريم.
ما بيش از 360 عنوان نسخه متعدد از تعزيه داريم كه بر اساس آنها براي يكسال به راحتي ميتوانيم تعزيههاي گوناگوني را به صحنه بياوريم. حتا ميتوانيم از اين شيوه اجرايي براي اجراي مسائل امروزي نيز بهره مند شويم و البته اين كار نياز به پيگردهاي دانشگاهي و پژوهشي دارد تا ضمن بهرهوري از تعزيه از انحراف و تحريف آن نيز پيشگيري شود.
* كمك گرفتن از هر امكاني
امروز بقاي هنر تعزيه بايد جزو ملزومات فرهنگي ايرانيان به شمار آيد و مردم در كنار دولت موظف به حفظ و نگهداري آن هستند.
اگر ما نسبت به داشتههاي فرهنگي خود بيتفاوت باشيم خود را گرفتار فرهنگ بيگانه ميسازيم كه تحت هيچ شرايطي با فرهنگ ما عجين نخواهد شد.
تعزيه فقط يك هنر كهن و سنتي نيست بلكه در آن تكنيكهاي روايتي و اجرايي بكر و ناب وجود دارد كه در صورت استخراج، توانايي اجراي مسائل امروزي را دارد؛ چنانچه بهرام بيضايي بارها براي اجراي متنهاي امروزي خود به شيوه تعزيه تاكيد كرده اگر سري به نمايش اپراي عاشورا در تالار فردوسي زده باشيد متوجه خواهيد شد كه بهروز غريب پور تا چه حد از تكنيكهاي تعزيه به ويژه در روايتگري و موسيقي تعزيه و تكنيك فاصلهگذاري بهره مند شده و چگونه از آن در خدمت تلفيق با شيوه عروسكي (ماريونت اروپايي) و اپرا سود برده است.
او به سمت همطرازي يا حتی فراتر از آن گام برداشته است و به دو شيوه اجرايي بيگانه، اصالت ايراني و بومي بخشيده و در نهايت يك شيوه بكر و جهاني را پيشنهاد داده است.
بنابراين مطالعه و غور كردن در تعزيه هميشه نكات بارز و برجستهاي را براي هنر ايراني دربر خواهد داشت و حتا ما ميتوانيم از طريق داشته هاي فرهنگي خود پيشنهادهاي جالبتر و به روزتر اجرايي را به تئاتر جهان بدهيم. اعتماد به نفس و خود باوري، به علاوه تلاش و ممارست در تحقق چنين حركتي لازم است.
* از فياض بياموزيم
هاشم فياض نمونه يك انسان دلباخته و عاشق به هنر تعزيه است. ما ميتوانيم از او و ديگر مرشدان و بزرگان و پژوهشگران دلسوخته و مجرب اين هنر بسيار بياموزيم.
اين آموختن مرهون توجه و آموزش است. بايد جايي باشد كه هنر هاشم فياض را بياموزاند. اين مركز مي تواند دانشگاهي باشد و استادان فن بايد به دنبال يافتن توانمنديهاي بالفعل افرادي مانند هاشم فياض باشند تا دستاورد هنري آنان براي تثبيت قدرتمند اين هنر به كار گرفته شود.
هاشم فياض در سال 1295 در محله سنگلج تهران چشم به جهان گشود و از آنجا كه مادرش او را نذر امام حسين(ع) كرده بود از كودكي به عنوان بچهخوان وارد تعزيه شد و از محضر استادان فن تعزيه مانند سيد كاظم كه معروف به مير غم بود بهرهمند شد و بعد به مدت 12 سال در خدمت استاد مشهدي رضا تعزيهخواني را به طور حرفهاي آموخت.
او بعدها مشهور به هاشم شمر شد كه همه او را به نام عمو هاشم صدا ميكردند.
هاشم فیاض در طول زندگياش 100 نسخه از تعزيههاي مير عزا را جمع آوري كرد و مجموع نسخ جمعآوري شده توسط هاشم فياض به 250 عنوان ميرسد.
اين نسخ بايد از خانواده مرحوم فياض خريداري شود و به عنوان ميراث ملي در موزه يا مركزي فرهنگي نگهداري شود.
خاطرات مرحوم فياض هم بايد تبديل به كتاب شود تا خود به عنوان يك منبع جوشان در خدمت تعزيه قرار گيرد. اثاثيه مربوط به تعزيه هم كه توسط اين استاد گردآوري شده است، بايد براي ترويج و بقاي هنر تعزيه در يك موزه نگهداري شود.
دانلود 200KB با فرمت pdf



تمام حرفایی که تو این لحظات زدم خود ارباب به زبونم جاری کرد و من چیزی بلد نبود
خدایا خودت قبول کن

علی الحساب این دو تا عکس رو داشته باشید


یا انیس من لا انیس له
یا حبیب من لا حبیب له
یا طبیب من لا طبیب له
ای نیکو پاسخ دهنده
امید ما به تو هست
خودت راه رو هموار کن که تو نیکوترین هدایت کننده هستی

خداحافظ
:چه غریب است این واژه
وچه غریبتر آنکه برای همیشه گفته شود
سنگی که طاقت ضربه های تیشه را نداردهرگز تندیس زیبا نخواهد شد
از غم تیشه خسته نشو که وجودت شایسته تندیس است
# شب ها ، کم می خوابید و بیشتر شب را به عبادت سپری می کرد.
# بسیاری از روزها را روزه داشت و بویژه روزهای اول، نیمه و آخر هر ماه را روزه می گرفت.
# سجده هایش بسیار طولانی بود.
# قرآن بسیار تلاوت می کرد. هنگامی که در بستر خواب قرار می گرفت ، به یاد خدا و تلاوت قرآن مشغول می شد.
# به نماز اول وقت اهتمام داشت. نوافل بویژه نماز شب را حتی در سفر رها نمی کرد.
# همواره ذکر خدا را بر زبان داشت.
# در غیر نماز نیز به مناجات با خدا، اُنس داشت. بسیار وقت ها، به خواندن نماز اشتغال داشت.
# او بسیار به مستمندان رسیدگی می کرد.
# به دادن صدقه بویژه در شب های تار و به صورت پنهانی بسیار مبادرت می کرد.
# با خدمتگزارانش کناره یک سفره می نشست و غذا می خورد.
# هیچ فرقی میان غلامان و اشراف و اقوام و بیگانگان نمی گذارد، مگر بر اساس تقوا.
# همواره متبسم و خوش رو بود.
# بهترین بخش غذای خود را قبل از تناول، برای گرسنگان جدا می ساخت.
# با فقرا می نشست.
# در تشییع جنازه شرکت می جست.
# خدمتکاری را که مشغول خوردن غذا بود، به خدمت فرا نمی خواند.
# با صدای بلند و قهقهه نمی خندید.
# رفع نیاز مومنان و گره گشایی از ایشان را بر دیگر کار ها مقدم می داشت.
# با گفتارش دل کسی را نرنجانید.
# سخن هیچ کس را نا تمام نمی گذاشت و نمی شکست.
# پای خود را هنگام نشستن در حضور دیگران دراز نمی کرد.
# همواره یاد خدا را بر زبان جاری داشت.
# از اسراف و تبذیر سخت پرهیز داشت.
# به مسافری که پول خود را تمام و یا گم کرده بود، بدون چشم داشت ، هزینه سفر می داد.
# به عیادت بیماران می رفت.
# از میهمان ها شخصاً پذیرایی می کرد .
# هنگامی که بر جمعی کنار سفره وارد می شد، اجازه نمی داد تا برای احترام وی از جای برخیزند.
# به سخن دیگران که وی را مخاطب قرار داده ، از او پرسشی داشتند ، با دقت کامل گوش داده و پاسخ می داد.
# خویش را به بوی خوش معطر می کرد، بخصوص برای نماز .
# به نظافت جسم و لباس بویژه موی سر توجه داشت.
# قبل از غذا دست ها را می شست، بعد از غذا نیز آنها را می شست.
# اگر غذایی از حد نیاز زیاد می آمد آن را هرگز دور نمی ریخت.
# در حضور دیگران به تنهایی چیزی نمی خورد.
# بسیار بردبار و شکیبا بود.
# کارگری را که به مبلغ معین اجیر می کرد، در پایان افزون بر مزدش به او عطا می کرد.
# با همگان با رأفت و خوشرویی روبرو می شد.
# بسیار فروتن بود.
# به فقرا و بیچارگان بسیار می بخشید و آن را برای خود پس انداز می دانست.



گر خدا اذنم دهد با شور و شین
می روم یاری مولایم حسین
از امشب راس ساعت ۲۰:۰۰ مراسم تعزیه خوانی به مدت ۴ شب برگزار خواهد شد.
آدرس: شهرک مشیریه، ۳۰ متری صالحی ، چهارراه دوم حسینیه عباسیون
پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) در تاریخ 28 صفر سال 10 هجرى در مدینه منوره چشم از جهان فرو بستند و به لقاء الله پیوستند، و این در حالى بود كه سر در سینه برادر خویش على بن ابى طالب (علیه السلام) داشتند: (و لقد قبض رسول الله...): و رسول خدا در حالى قبض روح شد كه سر بر سینه من نهاده بود و جانش در میان دستانم گرفته شد و من دستم را بر چهره ایشان كشیدم و من متولى غسل آن حضرت شدم و ملائكه مرا كمك مىكردند، تا آن كه او را در ضریحش به خاک سپردیم ... (1)
و در غم رحلت پیامبر (صلى الله علیه و آله) در حالى كه حضرت را غسل مىداد و كفن مىكرد، چنین فرمود: (بأبى أنت و أمى یا رسول الله لقد انقطع بموتك...): پدر و مادرم فداى تو اى رسول خدا! همانا با مرگ تو از نعمتى محروم شدیم كه با مرگ دیگران از آن محروم نمىشدیم و آن، نعمت نبوت و اخبار آسمانى بود. مصیبت تو آنقدر بزرگ است كه ما را به خاطر تمام مصیبتهاى دیگر تسلیت مىدهد و از این جهت، تو منحصر به فرد هستى و همه مردم در سوگ تو ماتمزده هستند و از این جهت عمومیت دارى و اگر نبود كه تو ما را به صبر امر فرمودى و از جزع و ناله نهى نمودى، سرچشمههاى اشك را خشك مىكردیم و درد و غم ما همواره باقى مىبود و اندوه ما زدوده نمىشد و اینها نیز براى تو اندك است، ولى مرگ را نمىتوان برطرف كرد، پدر و مادرم فداى تو باد! ما را نزد پروردگارت یاد كن و در خاطر خود نگهدار! (2)
رسول خدا (صلى الله علیه و آله) لحظاتى پیش از رحلت فرمود: (براى من كاغذ و دواتى بیاورید تا مكتوبى بنویسم كه پس از من گمراه نشوید!) در این لحظه، عمر بن الخطاب گفت: "این مرد هذیان مىگوید و بیمارى بر او غلبه كرده است! ما را كتاب خدا بست است!" و شعار "حسبنا كتاب الله" را سر داد كه نقض كننده فرمایش نبى اكرم (صلى الله علیه و آله) إنى تارك فیكم الثقلین... از همان مجلس ریشه گرفت.
پس از آن، در حالى كه على (علیه السلام) هنوز در حال غسل و تدفین پیامبر بود، گروهى در محلى به نام (سقیفه) جمع شدند و در امر خلافت نزاع آغاز كردند و سرانجام ابوبكر را به عنوان خلیفه برگزیده، با او بیعت كردند و این، آغاز مسیرى بود كه به نوبه خود نتایجى به همراه داشت.
پینوشتها:
1- نهج البلاغه، فیض الاسلام: خطبه 88 .
2- نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 226.

تفسير الميزان جلد 1 ( علامه طباطبايي (ره) )
تفسير الميزان جلد 2 ( علامه طباطبايي (ره) )
تفسير الميزان جلد 3 ( علامه طباطبايي (ره) )
تفسير الميزان جلد 4 ( علامه طباطبايي (ره) )
تفسير الميزان جلد 5 ( علامه طباطبايي (ره) )
تفسير الميزان جلد 6 ( علامه طباطبايي (ره) )
تفسير الميزان جلد 7 ( علامه طباطبايي (ره) )
تفسير الميزان جلد 8 ( علامه طباطبايي (ره) )
تفسير الميزان جلد 9 ( علامه طباطبايي (ره) )
تفسير الميزان جلد 10 ( علامه طباطبايي (ره) )
تفسير الميزان جلد 11 ( علامه طباطبايي (ره) )
تفسير الميزان جلد 12 ( علامه طباطبايي (ره) )
تفسير الميزان جلد 13 ( علامه طباطبايي (ره) )
تفسير الميزان جلد 14 ( علامه طباطبايي (ره) )
تفسير الميزان جلد 15 ( علامه طباطبايي (ره) )
تفسير الميزان جلد 16 ( علامه طباطبايي (ره) )
تفسير الميزان جلد 17 ( علامه طباطبايي (ره) )
تفسير الميزان جلد 18 ( علامه طباطبايي (ره) )
تفسير الميزان جلد 19 ( علامه طباطبايي (ره) )
تفسير الميزان جلد 20 ( علامه طباطبايي (ره) )
دانلود 2.9MB