تبليغاتX
یلدا قشنگ ترین ترانه زندگی من

اسماعيل مجللي، کارگردان و پژوهشگر تعزيه، ايران را تنها کشور اسلامي دانست که نمايش تعزيه را به مقياس جهاني خلق کرده است و لذا بسياري از نويسندگان و کارگردانان تئاتر در جهان، بر گيرايي و تأثير هنر تعزيه در ايران غبطه مي‌خورند.

وی گفت:« تعزيه‌خواني می‌تواند بر مردم جامعه‌هاي سنتي- مذهبي قدیمی و گروه‌هاي مذهبي- سنت‌گرا و نیز بر مناسک و شعاير مذهبي، تأثيرگذار باشد.»

اين بازيگر تعزيه اظهار داشت:«تعزيه‌خوانان با به نمايش درآوردن وقايع کربلا، روان جمعي و احساسات مذهبي عامه مردم را در برابر رخدادهاي حزن‌آور کربلا برمي‌انگيزانند و از اين طريق فلسفه حق جويي و ازخودگذشتگي شهيدان حماسه‌آفرين تاريخ تشيع را همچون انگاره و نمونه برتر در ذهن و خاطر آنان زنده نگه مي‌دارند.»

این پژوهشگر تعزیه همچنین بر نقش بی‌بدیل ايرانيان شيعه در ساختن تعزيه و به نمايش درآوردن وقايع کربلا و مصائب سيدالشهدا(ع) و آيين‌هاي ايرانيان قديم و شيوه اجراي مناسک و آيين‌ها و پاره‌اي از عناصر اسطوره‌اي تأکید کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 13:47  توسط یلدا  | 

آیت الله العظمی بهجت، مرجع عالیقدر تشیع به دیدار حق شتافت.

این مرجع تقلید که سرسلسله عارفان و معلمان اخلاق به شمار می رفت، عصر دیروز در بیمارستان ولی عصر قم به ملکوت اعلی پیوست.  وی در مقایسه با دیگر علما کمتر سیاسی بود و به جای اظهار نظر صریح در امور سیاسی، معمولا همگان را به رعایت تقوا دعوت می کرد.

زندگی این عالم ربانی را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت 8:24  توسط یلدا  | 

اروپا: موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده میشود
ایران: موفقیت مدیر سنجیده نمیشود، خود مدیر بودن نشانه موفقیت است

اروپا: مدیران بعضی وقتها استعفا میدهند
ایران: عشق به خدمت مانع از استعفا میشود

اروپا: افراد از مشاغل پایین شروع میکنند و به تدریج ممکن است مدیر شوند
ایران: افراد مدیر مادرزادی هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت است

اروپا: برای یک پست مدیریت، دنبال مدیر میگردند
ایران: برای یک فرد، دنبال پست مدیریت میگردند و در صورت لزوم این پست ساخته میشود

اروپا: یک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدیر شود
ایران: یک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده

اروپا: اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مدیریت میکنند
ایران: اگر بخواهند از کسی هیچ استفاده ای نکنند، او را مشاور مدیریت میکنند

اروپا: اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی میکند و حتی ممکن است محاکمه شود
ایران: اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر میشود و پست مدیریت جدید میگیرد

اروپا: مدیران بصورت مستقل استخدام و برکنار میشوند، ولی بصورت گروهی و هماهنگ کار میکنند
ایران: مدیران بصورت مستقل و غیرهماهنگ کار میکنند، ولی بصورت گروهی استخدام و برکنار میشوند

اروپا: برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی میدهند و با برخی مصاحبه میکنند

ایران: برای استخدام مدیر، به فرد مورد نظر تلفن میکنند

اروپا: زمان پایان کار یک مدیر و شروع کار مدیر بعدی از قبل مشخص است
ایران: مدیران در همان روز حکم مدیریت یا برکناریشان را میگیرند

اروپا: همه میدانند درآمد قانونی یک مدیر زیاد است
ایران: مدیران انسانهای ساده زیستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد

اروپا: شما مدیرتان را با اسم کوچک صدا میزنید
ایران: شما مدیرتان را صدا نمیزنید، چون اصلاً به شما وقت ملاقات نمیدهد

اروپا: برای مدیریت، سابقه کار مفید و لیاقت لازم است
ایران: برای مدیریت، مورد اعتماد بودن کفایت میکند

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 10:42  توسط یلدا  | 

پل سارتر: از همه اندوهگين تر کسي است که از همه بيشتر مي خندد

وين داير: اين شماييد که به مردم مي آموزيد که چگونه با شما رفتار کنند

ناپلئون: من در جهان يک دوست داشته ام و آن خودم بوده ام

مارکز: هرگز وقتت را با کسي که حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند نگذران

کانت: چنان باش که به هر کس بتواني بگويي مثل من رفتار کن

جرج آلن : اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند       

ميکل آنژچه غصه هایی بخاطر اتفاقات بدی که هرگز در زندگی ام پیش نیامد خوردم

ویل کارنگی:راه نفوذ در دیگران، دانستن آرزوهایشان است

چارلی چاپلین: دنیا به قدری بزرگ است که برای همه جا هست به جای آنکه جای دیگران را بگیرید سعی کنید جای خود را بیابید.

اورپیدس: نیکوست، که ثروتمند باشی و پرتوان، اما نیکوتر است که دوستت بدارند

جیمز آلن شما به همان اندازه که بخواهید کوچک، و به همان اندازه که آرزو کنید بزرگ می شوید

دکتر علی شریعتی :بگذار تا شیطنت عشق چشمان تو را به عریانی خویش بگشاید شاید هر چند آنجا جز رنج و پریشانی نباشد اما کوری را به خاطر آرامش تحمل نکن

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 10:27  توسط یلدا  | 

کروبي درگير سخنراني‌هاي انتخاباتي است.

کروبي: خانوم نه، بسه؛ اينقدر از الان خانوم براي پست‌ها در نظر گرفتم كه ديگه جا برا مردا نداريم، مشاور نمي‌خوام.
 
+ نوشته شده در  شنبه 26 اردیبهشت1388ساعت 10:44  توسط یلدا  | 

لينک زير با اخذ نام، نام خانوادگي و کشور تابعيت، وضعيت گذرنامه صادر شده براي شما را در اداره اطلاعات جهاني پاسپورت مسافري بررسي نموده و درنهايت تصوير ‏صفحه اصلي آنرا در صورت مورد تاييد بودن نمايش ميدهد

http://diplomes. free.fr/index. php?lang= en

+ نوشته شده در  شنبه 26 اردیبهشت1388ساعت 10:35  توسط یلدا  | 

در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 8:55  توسط یلدا  | 

جهت دانلود بر روی قسمت دلخواه خود کلیک راست کرده و گزینه save traget As را بزنید

دانلود در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 12:9  توسط یلدا  | 

 قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم

قسمت پنجم

قسمت ششم

قسمت هفتم

قسمت هشتم

قسمت نهم 

+ نوشته شده در  شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 10:58  توسط یلدا  | 

+ نوشته شده در  شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 10:55  توسط یلدا  | 

 مجموعه روضه هاي خوانده شده در ايام فاطميه سال 1386 به صورت صوتي

ای فاطمه دختر پیمبر ای همسر باوفای حیدر

ای باغ گل به گل نهفته

قلب من و پر شراره کردی

نه وصلت دیده بودم کاش ای دلبر نه هجرانت

بعد تو به عالم من دلخوشی ندارم

ای کوثر بی کرانه جوشان

شام فراقم شد سحر

روضه حضرت زهرا

روضه حضرت زهرا

بر پنجه غم اگر اسیرم زهرا

+ نوشته شده در  شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 10:44  توسط یلدا  | 

كروبي شديد مشغول سخنراني انتخاباتي است.

فاطمه كروبي: شيخ مهدي، مگه تو چيت از ميرحسين كمتره؟ خوب منم با خودت ببر اين سفراي انتخاباتي به عنوان «فرست ليدي».

بازار ثبت نام براي انتخابات رياست‌جمهوري بسيار گرم شده.

ـ آخه بي‌وجدان، حتما بايد پرچم دم در رو مي‌كندي با خودت مي‌آوردي تو؟

جمهوري: تصاوير مركل با لباس زير بر بيلبوردهاي تبليغاتي

ـ خانم توي بيلبورد خيلي خوش‌تيپ‌تر شده بودين‌ ها!
+ نوشته شده در  شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 8:44  توسط یلدا  | 

به زبان عربی

دانلود  6MB

+ نوشته شده در  شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 8:30  توسط یلدا  | 

راية العباس عليه السلام


       تاريخ: 15/2/88

       سخنران: حجت الاسلام و المسلمین حاج آقای علوی

       مداح: حاج محمود کريمي


       صوتي


       تصويري

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 اردیبهشت1388ساعت 16:36  توسط یلدا  | 

داستان معروف توبه علی گندابی همدانی که حجت الاسلام والمسلمین سیدحسین مومنی در مشهد نقل نموده اند بصورت صوتی آماده دریافت در ادامه مطلب می باشد.

دریافت فایل صوتی :

 حکایت علی گندابی همدانی

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اردیبهشت1388ساعت 14:26  توسط یلدا  | 

عثمان بن مظعون

یكی از شبهه‌هایی كه وهابیون به شیعه وارد می‌كنند و به نوعی می‌خواهند شیعه را زیر سوال ببرند، اینست كه چرا حضرت علی(علیه السلام)، نام فرزند خود را همنام خلیفه سوم؛‌ عثمان نهاده است؟!

برای پاسخ به این سوال ذكر چند نكته ضروری می‌نماید تا به داستان اسامی فرزندان حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب(علیهماالسلام) با دیدی ساده‌لوحانه نگاه نکرد.

ذكر این مطلب لازم و از مسلمات است كه نامگذاری به تنهایی، دلیل بر حبّ و بغض نسبت به كسی نمی‌با‌شد. پس نمی‌توان بر روی نام‌گذاری‌ها به تنهایی قضاوت كرد. در اینجا ذكر چند مطلب لازم می‌نماید: 

1- برخی از اصحاب ائمه اطهار(علیهم السلام) همنام خلفا اهل تسنن بوده‌اند. حتی برخی از آنها نام‌هایی مثل شمر، یزید و عمرو داشته‌اند که این خود نشانگر اینست كه استفاده از این اسامی در آن زمان، رواج داشته است.

2- ابن حجر عسقلانی در کتاب الاصابة خود افراد بسیاری را نام می‌برد که اسمشان "عمر" بوده، آیا تمام این اسامی به دلیل محبت و علاقه خود به خلیفه دوم بوده است؟ در همان زمان کسانی بودند همنام خلفاء که سنشان هم از خلفای سه‌گانه بیشتر بوده است! آیا می‌توان ادعا كرد كه اگر كسی همنام ایشان نبوده یعنی نسبت به آنها بغض و دشمنی داشته است؟!

3- در روایات رسیده از حضرات معصومین(علیهم السلام) هیچ منعی از اینگونه نامگذاری دیده نشده، کما این که از نام‌های "حرب" و "ضرار" نهی فرموده‌اند.

در این عصر هم دیده می‌شود نام‌هایی كه با مسمی نیست. مگر نام صدام، ‌حسین نبود؟! آیا این اسم نشانگر محبت و علاقه به امام بوده و یا حسینی بودن او را می‌رساند؟ 

آنچه که ذکر شد دلیل بر این است که فقط با نامگذاری فرزندان به نام ائمه اطهار، محبت و دلگرمی به وجود نمی‌آید، بلکه اسباب محبت فراتر از این مقوله‌هاست و یا بالعكس اگر از نام ائمه هم استفاده نشود نشانه بی علاقه‌گی به اهل‌بیت (علیهم السلام) نیست.

4- یکی از یاران و اصحاب امام سجاد(علیه السلام)،"یزید بن حاتم" بوده و یا "یزید الصائغ" از اصحاب امام باقر(علیه السلام) و همچنین فردی به نام "شمر بن یزید"، از اصحاب امام صادق(علیه السلام) بوده‌اند. آیا می‌توان دلیل آورد که از محبت "شمر" و "یزید"، این نام‌ها انتخاب شده است؟

5- شیخ مفید در ارشاد قائل است که یکی از فرزندان امام حسن مجتبی(علیه السلام) "عمرو" نام داشت؛ آیا می‌توان گفت که حضرت به دلیل علاقه به "عمرو بن عبدود" این اسم را انتخاب کرده‌اند؟

6- در این که مسلمانان علاقه بسیاری به حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) دارند شکی نیست. اما آیا همه مسلمانان نام "محمد" را برای فرزندان خود انتخاب می‌کنند؟ آیا می‌توان گفت که آنهایی که فرزندی به نام رسول خدا ندارند، به ایشان بی علاقه هستند؟(1)

در این عصر هم دیده می‌شود نام‌هایی كه با مسمی نیست. مگر نام صدام، ‌حسین نبود؟! آیا این اسم نشانگر محبت و علاقه به امام بوده و یا حسینی بودن او را می‌رساند؟ 

آنچه که ذکر شد دلیل بر این است که فقط با نامگذاری فرزندان به نام ائمه اطهار، محبت و دلگرمی به وجود نمی‌آید، بلکه اسباب محبت فراتر از این مقوله‌هاست و یا بالعكس اگر از نام ائمه هم استفاده نشود نشانه بی علاقه‌گی به اهل‌بیت (علیهم السلام) نیست.

7- نامگذاری در هر اجتماعی، بسته به فرهنگ و سنت آن است. عرب‏ها برای خود یك سری نام‏های متداول داشته‏اند كه بعضاً "عَلَم" بوده و معنای خاصی نداشته و بعضی از آنها معنا داشته مانند معاویه و حارث كه مربوط به فرهنگ آن زمان جامعه بوده است، كه از جمله آن: ابوبكر، عثمان، عمر، معاویه، عمر، یزید و ... می‏باشد. این اسامی در فرهنگ زمان امامان پیشین مطلوب و مرسوم بوده و امروز هم در بسیاری از كشورها و مناطق عرب‌نشین، این اسامی مورد پسند مردم است و مردم فرزندانشان را بدینگونه نامگذاری می‏كنند.

8- بعد از حادثه كربلا و ستم‏های‏ بنی‌امیه، فاصله فرهنگی بین شیعه و دیگران روز به روز بیشتر گردید و رفته رفته در فرهنگ شیعه یك سری اسامی رواج یافت و یك سری نامها از رونق افتاد. شیعیان در قرن‌های بعد كوشیدند با نامگذاری فرزندان خویش به نام‏های پیامبر و اهل بیت و صحابه با وفایشان، به نوعی در پی زنده كردن ارزش‏ها برآیند.

این فرهنگ برگرفته از رهنمودهای امامان‏(علیهم السلام) می‏باشد. برعكس آنانی كه چهره‏های بارز دشمنی با پیامبر(صلی الله علیه و آله) و اهل بیت مكرمشان بودند، همانند ابوسفیان، معاویه، یزید، نام‏هایشان در نامگذاری‏های شیعیان از رونق افتاد و كم‌كم متروك شد. این سخن مربوط به قرن‏های بعدی است.

بنابراین نامگذاری‏ها برگرفته از فرهنگ اجتماعی است و در زمان امامان به خصوص در زمان امام علی (علیه السلام) نامگذاری به آن اسامی مذموم و متروك نبود.

حضرت امیرمومنان علی(علیه‌السلام) دوستی داشتند، به نام "عثمان بن مظعون" که او به عبادت کردن، معروف بود. امام آنقدر وی را دوست می‌داشتند که فرزندی از فرزندانشان را به نام او، نامگذاری فرمودند. «إنّما سمَّیته عثمان، بعثمان بن مظعون أخی»؛‌ نام فرزندم را به نام برادرم عثمان بن مظعون، عثمان نهادم.

چرا حضرت علی(علیه‌السلام) نام فرزند خود را عثمان نهاد؟

حال بررسی می‌كنیم كه چرا حضرت علی(علیه‌السلام) نام فرزند خود را "عثمان" نهاد.

روایتی در کتب تاریخی ذکر شده که حضرت امیرمومنان علی(علیه‌السلام) دوستی داشتند، به نام "عثمان بن مظعون" که او به عبادت کردن، معروف بود. امام آنقدر وی را دوست می‌داشتند که فرزندی از فرزندانشان را به نام او، نامگذاری فرمودند. «إنّما سمَّیته عثمان، بعثمان بن مظعون أخی»(2)؛‌ نام فرزندم را به نام برادرم عثمان بن مظعون، عثمان نهادم.

حضرت علی(علیه‌السلام) در کتاب شریف نهج‌البلاغه، عثمان بن مظعون را بسیار ستوده است. ایشان در مدح او فرموده است: «کان لی فیما مضی اخ فی الله، تعظمه فی عینی صغر الدّنیا فی عینه...؛

 «در زمان‌ گذشته‌ یک‌ برادر الهی‌ داشتم‌ که‌ مقام‌ و منزلت‌ او در چشم‌ من‌ بسیار بزرگ‌ و عظیم‌ می‌نمود، به‌ علت‌ آن که‌ دنیا در چشم‌ او بسیار پست‌ و حقیر بود. و او از تسلط‌ نفس‌ اماره‌ و شهوت‌ شکم‌ بیرون‌ بود؛ چیزی‌ را که‌ نمی‌یافت‌ اشتها نمی‌کرد، و چون‌ چیزی‌ را می‌یافت‌، آن‌ را بسیار به کار نمی‌بست‌.

و بیشتر اوقات‌، در سكوت بود‌؛ و اگر احیاناً سخنی‌ می‌گفت‌، چنان‌ سخنش‌ مغزدار و پر حقیقت‌ بود که‌ دیگر مجال‌ سخن‌ برای‌ گویندگان‌ نمی‌گذاشت‌ و چون‌ آب‌ زُلال،ریال‌ عطش‌ پرسش‌‌کنندگان‌ را فرو می‌نشاند.

و مرد متواضع و ضعیفی‌ بود که‌ دیگران‌ بدین‌ لحاظ‌ او را بزرگ‌ نمی‌شمردند و شرائط‌ آداب‌ و حقوق‌ او را رعایت‌ نمی‌کردند و به‌ او به‌ دیده حقارت‌ می‌نگریستند؛ ولیکن‌ در مقام‌ جِد و دفاع‌ از حق و حریم‌ خدا چون‌ شیر ژیان و چون‌ افعی‌ پُر زهر بیابان‌ حمله‌ می‌نمود.

حضرت علی(علیه السلام) در مورد عثمان بن مظعون فرمود: در زمان‌ گذشته‌ یک‌ برادر الهی‌ داشتم‌ که‌ مقام‌ و منزلت‌ او در چشم‌ من‌ بسیار بزرگ‌ و عظیم‌ می‌نمود، به‌ علت‌ آن که‌ دنیا در چشم‌ او بسیار پست‌ و حقیر بود. و او از تسلط‌ نفس‌ اماره‌ و شهوت‌ شکم‌ بیرون‌ بود؛ چیزی‌ را که‌ نمی‌یافت‌ اشتها نمی‌کرد، و چون‌ چیزی‌ را می‌یافت‌، آن‌ را بسیار به کار نمی‌بست‌.

در مقام‌ استدلال‌ از هیچ‌ حجت‌ و برهانی‌ فرو گذار نبود، مگر آن که‌ خود به‌ قضاوت‌ راستین‌ خود متکی‌ بوده‌ و با بصیرت‌ کامل‌ در آن‌ امر وارد می‌شد؛ و بنابراین‌ هیچ‌ استدلالی‌ نمی‌کرد مگر آنکه‌ حاکم‌ و پیروز می‌شد.

به هیچ عنوان از درد، شکوه‌ و گلایه‌ نمی‌کرد مگر وقتی که‌ آن‌ درد برطرف‌ شده‌ و بهبودی‌ حاصل‌ گشته‌ بود.

آنچه‌ می‌گفت‌ خود نیز عمل‌ می‌نمود؛ و آنچه‌ را که‌ عمل‌ نمی‌نمود در آن‌ مورد چیزی‌ نمی‌گفت‌.

زمانی‌ که‌ بالبَداهه‌ و ناگهان‌ دو امر بر او روی‌ می‌آورد که‌ ناچار باید یکی‌ از آن دو را بجای‌ آورد، آن‌ یکی‌ را که‌ موافق‌ رضای‌ نفس‌ أماره‌ و هوای‌ خویشتن‌ بود توجه‌ نموده‌ و با آن مخالفت‌ می‌کرد.»(3)

 

معرفی عثمان بن مظعون

«عثمان بن مظعون» فرزند «حبیب‌ بن وهب بن حذاقة بن جمح الجمحی» بوده است.(4) او چهاردهمین فردی بود که اسلام آورد و از اصحاب رسول خدا بود. عثمان بن مظعون دو هجرت داشته، ‌اولین هجرت وی در صدر اسلام به حبشه بوده است. وی از کسانی است که در جنگ بدر حضور داشت. او در دوران جاهلیت نیز شراب را بر خود حرام کرده بود.(5)

هنگامی که عثمان مظعون از دنیا رحلت فرمود، پیامبر به منزل او آمد و فرمود: «رحمک‌ الله ابا السّائب؛ ای پدر سائب! خدا رحمتت کند.» سپس پیامبر خم شد و بر صورتش بوسه زد. نقل شده وقتی پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) سر بلند کردند، آثار گریه بر چهره مباركشان مشهود بود. سپس آن حضرت بر بدن وی نماز گزارد و او را در بقیع دفن فرمود.

بیشتر اوقات‌، در سكوت بود‌؛ و اگر احیاناً سخنی‌ می‌گفت‌، چنان‌ سخنش‌ مغزدار و پر حقیقت‌ بود که‌ دیگر مجال‌ سخن‌ برای‌ گویندگان‌ نمی‌گذاشت‌ و چون‌ آب‌ زُلال،ریال‌ عطش‌ پرسش‌‌کنندگان‌ را فرو می‌نشاند.

پیامبر سنگی بر قبر او نهاد تا آثار آن باقی بماند. آن حضرت گهگاه قبر او را زیارت می‌کرد. پیامبر عثمان بن مظعون را بسیار دوست می‌داشت. او فردی بزرگوار، عابد و زاهد بود. روزها روزه می‌گرفت و شب‌ها به عبادت می‌ایستاد. وی در ماه ذی الحجه سال دوم هجری در مدینه وفات کرد و اولین کسی بود که در بقیع به خاک سپرده شد.(6)

وقتی که رقیه دختر رسول‌ خدا(صلی‌الله علیه و آله) رحلت کرد. پیامبر اکرم(صلی‌الله علیه و آله) فرمودند: «الحقی بسلفنا الخیر عثمان بن مظعون؛ دخترم، به سبقت گرفته نیکوکار از ما، عثمان بن مظعون ملحق شد.»(7) هنگامی که زینب دختر رسول خدا نیز دار فانی را وداع گفت، پیامبر فرمودند: «الحقی بسلفناالخیر عثمان بن مظمون؛ دخترم به گذشتگان نیکوکار ما، عثمان بن مظعون محلق شود.»(8)

عثمان بن مظعون از چهره‌هاى درخشان مسلمانان صدر اسلام است و تا پایان عمر در راه اسلام ثابت قدم بود. او در مدینه چشم از جهان پوشید و نخستین كسى است كه در «بقیع » مدفون شد، و همین موجب گردید كه بقیه اموات مسلمانان در آنجا دفن شوند، و بقیع به صورت قبرستان مسلمانان مدینه درآید.

«عثمان بن مظعون» فرزند «حبیب‌ بن وهب بن حذاقة بن جمح الجمحی» بوده است. او چهاردهمین فردی بود که اسلام آورد و از اصحاب رسول خدا بود. عثمان بن مظعون دو هجرت داشته،‌اولین هجرت وی در صدر اسلام به حبشه بوده است. وی از کسانی است که در جنگ بدر حضور داشت. او در دوران جاهلیت نیز شراب را بر خود حرام کرده بود.

غیرت و مردانگی عثمان بن مظعون

در زمانی كه قریش در مكه مسلمانان را آزار می‌دادند؛ عثمان بن مظعون در پناه ولید بن مغیره مرد سرشناس قریش درآمد. وقتی عثمان بن مظعون دید كه سایر مسلمانان تحت تعقیب و شكنجه سران قریش قرار دارند، ولى او كه در پناه ولید است آزادانه آمد و رفت مى‌كند و كسى هم با او كارى ندارد؛ این پناه را ننگ بزرگی برای خود دانست، و به خود گفت: هم‌دینان من باید گرفتار انواع آزار و شكنجه باشند، و من در جوار مردى مشرك قرار گیرم؟

پس به نزد ولید آمد و ضمن تشكر از پناه دادن وی به او گفت: من پناهندگى خود را پس گرفتم. ولید بن مغیره گفت: چرا؟ شاید كسى از بستگان من به تو آزار رسانده است؟ عثمان بن مظعون گفت: مى‌خواهم در پناه «الله » باشم، نمى‌خواهم در پناه غیر او قرار گیرم. سپس به ولید گفت: برویم به مسجدالحرام و همان طور كه من به طور آشكار در امان تو درآمدم، در بین مردم، اعلام كن كه حق امان خود را پس گرفته‌اى.

پس هر دو وارد مسجدالحرام شدند و در آنجا ولید بن مغیره خطاب به سران قریش گفت: بدانید كه این عثمان بن مظعون حق امان خود را به من برگردانده و پناهندگى خویش را پس گرفته است.

عثمان بن مظعون هم گفت: ولید راست مى‌گوید. من او را در پناه دادن به خود با وفا و بزرگوار دیدم، ولى نمى‌خواهم جز در پناه «الله» پناه گیرم. بنابراین حق جوار خود را به او برمی‌گردانم.(9) 

 

«درود و رحمت خداوند بر این صحابی رسول خدا»

 

پی‌نوشت‌ها:

1- منتهی الآمال، ج۱، ص۷۰۳ .

2- مقاتل الطالبین، ص۵۵/ تقریب المعارف، ص ۲۹۴/ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص55.

3- نهج‌البلاغه، خطبه 289.

4- سیر اعلام النبلاء، ج 1، ص 144.

5- سیر اعلام النبلاء، ج1، ص 155.

6- سیره ابن هشام.

7- سیر اعلام النبلاء، ج1، ص 160و ج 2، ص 252.

8- تنقیح المقال، ج2، ص 249.

9- سیره ابن هشام.

+ نوشته شده در  شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت 11:52  توسط یلدا  | 

دعا و نیایش

یکی از مسائلی که همیشه برای مردم مورد سوال است؛ همین مسئله است که چرا با این که خداوند وعده داده است «اُدعونى أستَجِب لكم» (1)؛ مرا بخوانید تا شما را اجابت كنم، ولی بعضی از دعاها مستجاب نمی‎شود؟

اگر شخصى به فردی گفت: به هنگام برخورد با مشكل به من تلفن كن تا تو را كمك كنم، این جمله لوازم و شرایطى دارد از جمله:

1- رفاقتت را با من حفظ كنى.

2- شماره تلفن مرا گم نكنى و شماره را درست بگیرى.

3- به هنگام بازگو كردن مشكلات، حرف‏هاى بى ربط نزنى و توقّعات نابجا نداشته باشى و به وظیفه خود عمل كرده باشى.

4- آنچه که مى‏خواهی، واقعاً مشكل باشد، نه خیالات و توهّمات.

5 - براى حلّ مشكل خود، انتظار نداشته باشى تمام مقرّرات و نظام را به هم بریزم.

6- حلّ این مشكل، سبب پیدایش مشكل دیگرى براى شما یا دیگران نشود.

7- در بازگو كردن مشكلات، صادق باشى و دروغ نگویى.

آیا زمان دعا و شرایط دیگر را در نظر گرفته‏ایم؟ در اسلام زمان‏هایى براى دعا سفارش شده است، از جمله: شب‏هاى جمعه، سحرها، بعد از نماز، غروب جمعه، بعد از خطبه‏هاى نماز جمعه، هنگام نزول باران و جارى شدن اشك و ... .

آیا ما در دعا و طرح مشكلات خود با خدا، این شرایط را مراعات كرده‏ایم؟

 

آیا رفاقت و بندگى خود را با خدا حفظ كرده‏ایم؟ قرآن مى‏فرماید: «و یَستَجیبُ الّذین آمنوا و عملوا الصّالحات»(2)؛ پاسخ مثبت، به كسانى داده مى‏شود كه با ایمان و عمل شایسته، رابطه خود را با خدا حفظ كرده باشند.

آیا شماره تلفن را درست گرفته‏ایم؟ در روایات مى‏خوانیم: دعا آدابى دارد، از جمله:

ابتدا «بسم الله» بگویید، با وضو و حضور قلب و در مكان مقدّس مثل مسجد باشید، قبل از دعا از خداوند، با صفات و اسماءالحسنى تجلیل كنید، ده مرتبه «یا الله»، و یا «یا ربّ» بگویید، گوشه‏اى از نعمت‏هاى الهى را به زبان آورید، از خداوند تشكر كنید، بر محمّد و آل محمّد صلوات بفرستید، لغزش‏هاى خود را مطرح و استغفار كنید، دعا و خواسته خود را میان دو صلوات مطرح كنید و امیدوار باشید.

آیا در دعاهاى خود توقّعات نابجا نداریم و به وظیفه خود عمل كرده‏ایم؟

دانش‏آموز درس نخوانده، دعا مى‏كند كه قبول شود. مى‏گویند: دانش آموزى به خانه آمد و مشغول دعا شد. به خدا گفت: پروردگارا! كوه هیمالیا را در فلان كشور قرار بده و دریاچه ارومیّه را در نیشابور قرار بده. مادرش گفت: این چه دعایى است كه مى‏كنى؟! گفت: من در امتحان جغرافیا پاسخ سؤالات را اشتباه نوشته‏ام، حالا به خدا مى‏گویم كوه و دریا را جابجا كند تا من نمره بیاورم!

آیا زمان دعا و شرایط دیگر را در نظر گرفته‏ایم؟ در اسلام زمان‏هایى براى دعا سفارش شده است، از جمله: شب‏هاى جمعه، سحرها، بعد از نماز، غروب جمعه، بعد از خطبه‏هاى نماز جمعه، هنگام نزول باران و جارى شدن اشك و ... .

آیا مشكلات ما واقعاً مشكل است یا خیال مى‏كنیم كه مشكل است؟ بسیارى مشكلات، لازمه نظام طبیعت است و رفع آن، به معناى به هم زدن نظام عالم. همچون فقیرى كه سقف خانه‏اش خراب است و باران كه مى‏آید، سقفش چكّه مى‏كند. براى رفع مشكل او، یا باید خداوند باران نفرستد یا بر بام خانه او باران نبارد و یا آب باران در پشت‏بام خانه‏اش نفوذ نكند و یا ... كه هر كدام از اینها به معناى نادیده گرفتن قوانین حاكم بر طبیعت است.(3)

پس دریافتیم که خیلی از اوقات تقصیر از خود ما است که دعاهایمان مستجاب نمی‎شود.

+ نوشته شده در  شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت 11:48  توسط یلدا  | 

ماشالله این روزا چیزی که زیاد شده پخش فیلم‌ها و عکس‌های گردهمایی و مراسم خصوصی افراد هست مخصوصاً هنرپیشه‌ها که متاسفانه ما همیشه شاهد پخش این جور مسائل به صورت سریع هستیم اینجاست که آدم شک میکنه که تکنولوژی به کمک انسان اومده یا به جنگش

عکسی که مشاهده خواهید کرد از یک شوخی و مسخره بازی دختران در حمام یک هتل گرفته شده توسط خودشون، که متاسفانه توسط یکی از خودشون توسط بلو توث به دیگر دوستانش فرستاده شده و استفاده از بلو توث رو هم که مستحضر هستین تا بیاد دست طرف برسه 100 تا دیگه بین راه دریافت میکنن. این کوته فکری این دختر خانوم رو در استفاده از بلو توث نشون میده


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 8:0  توسط یلدا  | 

یک خانم و یک آقا که سوار قطاری به مقصدی خیلی دور شده بودند، بعد از حرکت قطار متوجه شدند که در این کوپه درجه یک که تختخواب دار هم میباشد ، با هم تنها هستند و هیچ مسافر دیگری وارد کوپه نخواهد شد.

ساعتها سفر در سکوت محض گذشت و مرد مشغول مطالعه و زن مشغول بافتن بافتني  بود.

شب که وقت خواب رسید خانم تخت طبقه بالا و آقا تخت طبقه پایین را اشغال کردند. اما مدتی نگذشته بود که خانم از طبقه بالا، دولا شد و آقا را صدا زد و گفت: ببخشید !  میشه یه لطفی در حق من بفرمايید؟

- خواهش ميكنم!

- من خیلی سردمه. میشه از مهماندار قطار برای من یک پتوی اضافی بگیرید؟

- من یه پیشنهاد دارم!

- چه پیشنهادی؟

- فقط برای همین امشب، تصور کنیم که زن و شوهر هستیم.

زن ریزخندی کرد و با شیطنت گفت:

- چه اشکال داره ، موافقم!

- قبول؟

- قبول!

- خب، حالا مثل بچه آدم خودت پاشو ، برو از مهموندار پتو بگیر. من خوابم

میآد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اردیبهشت1388ساعت 12:35  توسط یلدا  | 

 
من زخم دلت بودم پویای دلم گشتی
مرهم به دلت بستم غوغای دلم گشتی
 
باران دلت بودم در کوه تنت پنهان
چون چشمه جوشان صحرای دلم گشتی
 
آنگه که زدم پنجه بر تار دلت ای دوست
موسیقی جانبخش رویای دلم گشتی
 
از شیشه بنا کردند بنیان دل تنگت
چون قصر بلورین دنیای دلم گشتی
 
چون شمع شده سوزان بر جان و دلم تابان
تا روشنک بزم شبهای دلم گشتی
 
صورتگر نو پای احوال رخت بودم
چون نقش چلیپای دیبای دلم گشتی
 
در مجمع دلدرن مختار و رها بودم
چون سلسه مهری بر پای دلم گشتی
 
آزاد و رها بودم در بند شدم اینک
شادم که در این محبس یارای دلم گشتی
 
مشتاق دلم بودی من باغ دلت گشتم
در کشتی بحر عشق سکان دلم گشتی
 
از هر نفست روحی بر کالبدم خیزد
انفاس مسیحای ایمان دلم گشتی
 
رفتی و سبوی دل خالی زشرابت شد
می باز بر این تشنه باران دلم گشتی
در تیرگی شامت شب تاب دلت بودم
چون ماه سپهر دل مهتاب دلم گشتی
 
گفتی که مرا دریاب ای تابو توان دل
من تاب دلت گشتم بیتاب دلم گشتی
 
من فاتح دژهای دلهای کشان بودم
تو فاتح یکتای ابواب دلم گشتی
 
آنگه که پیوستند جان من و تو در هم
آفاق دلت گشتم الهام دلم گشتی
 
گفتی که برفت از دست آرام و توان دل
آنگه که شراب هجر در جام دلم گشتی
 
 گفتم به نهان با تو از هجر چه میگویی
اینک که تو آغازو فرجام دلم گشتی
 
گه گاه در اندیشه رخسار تو میدیدم فریاد که رخسار م                دیگر نرو از پیشم مهمان دل ریشم
پیش آی که چون شهدی در جام دلم گشتی
 
پایان رهی بودیم زین راز شدیم آغاز
بر بال دلم بنشین پرواز دلم گشتی
 
این راز مگو زنهار با بی خبران اغیاز
گنجینه به دل بسپار همراز دلم گشتی
 
چون زمزمه ای گشتم که آرام دلت باشم
آرام دلم بردی فریاد دلم گشتی
 
استاد بودم چندی در مکتب من بودی
این رابطه واروون شد استاد دلم گشتی
 
اکنون که شد اینسان آباده ما ویران
در کوی پریشانی میعاد دلم گشتی
گفتی که به شب ها خواب از دیده گریزان شد
من خواب دلت گشتم بیار دلم گشتی
گفتی که دواِِِِِِِئی کن زین زخم دل ما را
درمان دلت گشتم بیمار دلم گشتی
 
گفتم که نفسم درماند آهسته نما اقدام
گفتب که توئی راکب افسار دلم گشتی
 
از مهر چه میخواهی ای تشنه این چشمه
انگار همی بودیم اقرار دلم گشتی
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اردیبهشت1388ساعت 11:11  توسط یلدا  | 

مداد شمعی از چیزهای بود که همیشه می خریدیم و به درد هیچ کاری هم نمی خورد

http://i36.tinypic.com/2iwabcz.jpg

 

دفتر مشقهایی که تعاونی مدرسه به قیمت ۱۵ ریال می داد . خاطر انگیزه ترین کاربرد این نوع دفترها دفتر مشق محمدرضا نعمت زاده فیلم "خانه دوست کجاست " است

 

http://i35.tinypic.com/10nb1c7.jpg

 

پاکن جات و تراش آلات! نوع استامپی آنها کاربرد بیشتری داشت!

 

http://i35.tinypic.com/2nrpjpy.jpg

 

خودکار مجهز به ساعت٬ آنموقع این خودکارها آخر تکنولوژی بود!!

 

http://i34.tinypic.com/k48plg.jpg

عکس برگردان با تمثال مشاهیر کارتون و عروسکهای برنامه کودک!

http://i35.tinypic.com/2z52bg6.jpg

 کارت آفرین !!

http://i34.tinypic.com/2enci87.jpg

فیلم بتاماکس. از همانهایی که زیر پیراهن قایم می کردیم. قیمت ویدیو بتاماکس آنروزگار از پیکان بیشتر بود و نشانه تمول به شمار می رفت!

http://i35.tinypic.com/2nriis.jpg

مداد های مختلف ٬ مخصوصا نوع پرچمی اولی از چپ را خیلی دوست داشتم .

http://i36.tinypic.com/f27l1h.jpg

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت 14:45  توسط یلدا  | 

منبع: سایت کلمه(سایت رسمی مهندس میرحسین موسوی)

 

دانلود 1.5MB

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 اردیبهشت1388ساعت 14:20  توسط یلدا  | 

آنچه فرهنگ ما را پس از تازش عربها , موغولها , انگلیسیها و دیگر کشورها به میهن ما زنده نگاه داشته , زبان مادری مان است پس تلاش می کنیم زبان مادری خود را پاس داریم و تا می توانیم از واژه های زبان خودمان به جای واژه های بیگانه ای که پس از این تازشها به زبانمان وارد شده بهره ببریم و با آنها گفتگو کنیم و بنویسیم.
چرا از بکار بردن واژه های زبان خود که سرمایه های فرهنگی ما هستند سربلند نباشیم ؟
آیا زبان پارسی مایه شرمساری ایرانیان است یا دست آویز سربلندی ما ؟
زبان مادری ما همچون گنجینه ای از هزاران سال پیش با گذر از جنگها و کشتارها و درازای سده ها به دست من و شما رسیده و مایه ی سربلندی ماست. بیاییم پارسی را پاس داریم !

اگر دقت کرده باشید به مرور زمان کلمه های بیگانه فراوانی وارد زبان عامیانه ما شده است . کلماتی که بیشتر از زبان عربی و یا … وارد زبان پارسی شده اند .
نرم افزار Parsi to Persian (فارسی به پارسی) یک نرم افزار با ایده ای جالب برای دگرگونی زبان نوشتاری کنونی به زبانهای باستانی است و دارای گزینه ای به نام دیکشنری همانند سازی برای زدایش واژه های عربی از پارسی‌ است.
امکان تبدیل نوشته دلخواه شما به به زبانهای باستانی (میخی پارسی - اوستایی - پهـ‌لوی - آوانگاری) ، نمایش معادل کلمات عربی به پارسی از قابلیتهای مهم این نرم افزار است .
همچنین نرم افزار حاوی متن کامل شاهنامه فردوسی می باشد .
نرم افزار Parsi to Persian هنوز در مرحله آزمایشی قرار دارد و محتوی کلمات محدودی است اما قابلیت جالب این نرم افزار امکان اضافه نمودن کلمات دلخواه به پایگاه داده (Database) نرم افزار جهت تکمیل نمودن نرم افزار است .

به طور مثال با استفاده از همین نرم افزار معادل کلمات لینک - تحریر - ابد و برحسب به ترتیب کلمات دنبالک - نگارش- جاوید - به فراخور استخراج شد.
نرم افزار Parsi to Persian یک نرم افزار رایگان است و ظرفیتی معادل ۵۰ مگابایت دارد
برای راحتی دریافت نرم افزار ، فایل فوق فشرده شده و به ۶ قسمت تقسیم شده تا دریافت آن راحت تر باشد
دریافت : (سرور Rapidshare.com)
»قسمت اول »قسمت دوم »قسمت سوم »قسمت چهارم »قسمت پنجم »قسمت ششم
+ نوشته شده در  یکشنبه 6 اردیبهشت1388ساعت 8:39  توسط یلدا  | 

دیروز رفته بودیم بدرقه برادرم

آخه راهی کربلا بود

خیلی خودم رو کنترل می کردم که گریه نکنم

نمی دونم چی شد که یه دفعه دیدم دارم تو اتوبوس برا زائرا روضه میخونم و اونا هم گریه می کنن

انگار خود آقا از همین جا میخواسته اونا رو با اشک ببینه

شیخ عباس قمی می گه امام حسین (ع) هر روز بر سمت راست عرش می ایستد و زائرا و عزادارش رو به اسم و کنیه و نام و نسب صدا می زنه و از خدا برای اونها طلب آمرزش می کنه

دیروز فقط موقع بدرقه جای یه نفر خالی بود...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت 11:50  توسط یلدا  | 

اون شب وقتی به خونه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام است، دستشو گرفتم و گفتم: باید راجع به یک موضوعی باهات صحبت کنم. اون هم آروم نشست و منتظر شنیدن حرف های من شد. دوباره سایه رنجش و غم رو توی چشماش دیدم. اصلا نمی دونستم چه طوری باید بهش بگم، انگار دهنم باز نمی شد. هر طور بود باید بهش می گفتم و راجع به چیزی که ذهنم رو مشغول کرده بود، باهاش صحبت می کردم. موضوع اصلی این بود که من می خواستم از اون جدا بشم. بالاخره هر طور که بود موضوع رو پیش کشیدم، از من پرسید چرا؟! اما وقتی از جواب دادن طفره رفتم خشمگین شد و در حالی که از اتاق غذاخوری خارج می شد فریاد می زد: " تو انسان نیستى."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 14:47  توسط یلدا  | 

خدایا از چاله درآمدم و به چاه افتادم

خدایا کسانی به من گل دادن ولی از پشت هم خنجر زدن

خدایا ...

دوستی با هر که کردم خصم مادر زاد شد

آشیان هر جا گرفتم لانه صیاد شد

خدایا ...

یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد؟

خدایای من

در آخر فقط تو برای غریبی دلم ماندی

کاش این را از اول می فهمیدم

و درک می کردم

دوست....

دوستی......

دوست داشتن.....

کلماتی که مسخره شدند

الهی وربی من لی غیرک...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 14:28  توسط یلدا  | 

دوستي شوخي سرد آدمهاست

بازي شيرين گرگم به هواست

واسه كشتن غرور من و تو

دوستي توطئه ثانيه هاست

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 12:18  توسط یلدا  | 

به طور کلی صدای خوشی که از حنجره ی آدمی بیرون بیاید در نظر علمای شرع هم پسندیده است . آن ها ساز نمی شنوند ولی آواز خوش را گوش می دهند و لذت می برند . »همانطور که در ردیف های آوازی ایران دستگاهی به نام نوا وجود دارد که آن آهنگ مورد علاقه ی عارفان است . این دستگاه بیان کننده ی تمام حالات درونی و خلقیات عرفانی است . استاد حسین علیزاده در این رابطه کتابی با نام حالالت معنوی دستگاه نوا تألیف کرده اند . علاقه مندان می توانند با رجوع به این کتاب به اطلاعات بیشتری در این زمینه دست یابند. « ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 9:29  توسط یلدا  | 

قرائت قرآن، یك فن یا به بیانی جامع‌تر یك هنر است؛ شاید بتوان گفت نقطه اوج تلاقی هنر و مذهب و برای آنكه بشود از آن لذت برد، باید كمی درباره‌اش دانست. در واقع فراگیری فنون موسیقی آوازی، پیشوازی است برای فراگیری تلاوت رنگارنگ قرآن....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 9:26  توسط یلدا  | 

آواز

آواز عبارت است از به کار بردن صدا بنا بر قوانین و اصول موسیقی و مناسب ترین وسیله برای بیان احساسات و هیجانات است . زیبنده ترین صدای برآمده از حنجره و تار های صوتی انسان آواز است ، عده ای آواز را برای احساس لذت و مطبوعیت آن و عده ای برای فراموش کردن خستگی و عدم توجه به گذشت زمان و برخی دیگر برای تخفیف یا زائل کردن یک حالت روحی به کار می برند . عده ای نیز برای برانگیختن قوه تخیل و تصور شنوندگان خود از آواز کمک می گیرند . در موسیقی ایرانی لطف و دلربایی به ساز و آواز بستگی دارد . آواز های ایرانی نمودار حالات درونی انسان می باشند خواه شاد یا غمگین نهفته های درونی را آشکار و پستی و بلندی را برای تفکر و اندیشه هموار می سازند . آواز ایرانی در اکثر موارد ضرب به خصوصی ندارد ، نوازنده و خواننده در حین اجرا به تناسب ذوق خود چیزی بدان می افزایند یا از آن می کاهند به این کاستن و افزودن که در چهار چوب و قالبی مشخص به نام ردیف انجام می گیرد بداهه خوانی و بداهه نوازی می گویند . .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 9:24  توسط یلدا  |