تبليغاتX
یلدا قشنگ ترین ترانه زندگی من
هنگامه برون شدن از خویش چون حسین
راهی برو که بگذرد از مسجد الحرام
خوب گوش کن
لک لبیک گویان لبک خدا راهی شدند
هرسال این روزها که می رسند دل من بیشتر هوای کربلا می کنه
- کعبه خود سنگ نشانی است که ره گم نشود
نمی دانم چرا؟!
چرا این همه آدم ، این همه مشتاق همه ساله محرم می شوند ولی به حسین نمی رسند
مگر نه این بود که حسین حج خود را نیمه تمام رها و عاشورا را عید قربان خود کرد
حسین خود را فدای کسی کرد که از او بود
إنّ الحسین ثارالله
واین سبب شد که حرم عزیزش کعبه دل هاست
کربلا کعبه دلهاست خدا می داند
قبل از وارد شدن به مسجدالحرام باید در جایی مقدس به نام شجره محرم شوی
آری برای ورود به بارگاه حسین هم باید محرم شوی
ولی نه در شجره و نه این احرام سفید
احرام را باید در سایه عنایت کسی ببندی که مرد بود ، عباس بود...
گریه برای حسین سرمایه شیعه است، اگر اشک سرازیر شد مُحرم شدی، مَحرم شدی، داخل شو
باید تلبیه بگویی
حسین حسین حسین حسین
شهید کربلا حسین
قتیل اشقیا حسین
حسین حسین حسین حسین
صبر کن
گلاب چشمانت را پاک کن کعبه شش گوشه را ببین
خاک این درگاه بوسیدن دارد غرورت را از بین ببر
حتی اگر به قصد طواف هم وارد نشده باشی باید دور ضریح بگردی
این است کرامت حسین
با خدا معامله کرد
شش گوشه ضریحش کعبه ای است برای طواف
صبر کن،
جان عزیزت از بالای سر علی اکبر آهسته آهسته آهسته گذر کن
مبادا بی تابی کنی
مبادا ....
گریه تو مرهم است بر همه زخمش ولی
داغ علی اکبر است زخم گلوی حسین
اینجا گریه نکن
داغ حسین را تازه مکن
اینجا گریه من و تو نمکی است بر زخم گلوی حسین
داغ علی اکبرش را فراموش نخواهد کرد
مصداق سخنم را از پدر شهید بپرس
بچرخ بگرد بچرخ....
می چرخم و می گردم و می نوشم از این جام....
- حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست
برای رسیدن به حسین و کربلا باید از خدا استعانت بگیری
اولین منزل مسجدالحرام
لبیک ، لبیک لا شریک لک لبیک...
+ نوشته شده در  شنبه 23 آبان1388ساعت 11:26  توسط یلدا  | 

عادت به روضه کرده دلم

دریافت تصویر زمینه

دریافت فایل صوتی : عادت به روضه کرده دلم

بیش از همیشه دلم هوای روضه کرده بود

بیش از همیشه هوای مادر

بیش از همیشه

کاش بود و می دید …

کاش نگاهش رو می دیدم …

.

.

.

این جشنها برای من آقا نمی شود

عادت به روضه کرده دلم

روضه خوان کجاست؟

صاحب عزای تشنه لب

آن بی نشان کجاست

احساس می کنم که کنارم نشسته است

مردی که چهار گوشه قلبش شکسته است

مردی که ذکر های مصیبت برای اوست

هر جا که مجلس روضست جای اوست

روضه خوان کجاست؟

هوای روضه کرده  دلم

روضه ..

کدام روضه

من بخوانم شما بگریید؟

آه از دمی که میخ در….

آه از دمی که لشکر اعداء …

آه از نگاه ….

آه…

.

.

.

.

آخ…

امان از دل زینب

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 23:17  توسط یلدا  | 

روی عکس زیر کلیک کنید و ان را در اندازه واقعی سیو کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 23:15  توسط یلدا  | 

مشخصات کتاب:

نام كتاب : زندگانى حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام

اثر: علّامه محقق حاج شيخ باقر شريف قرشى

ترجمه : سيّد حسن اسلامى

حجم کتاب 140 کیلو بایت

 

فهرست عناوین کتاب زندگانی حضرت ابوالفضل العباس

فصل اوّل : ولادت و رشد
 فصل دوّم : عباس (ع ) و ديدگاهها
فصل سوّم : ويژگيهاى روحى
فصل چهارم : با رويدادها
 فصل پنجم : كابوس هولناك (اوضاع نابسامان جامعه)
 فصل ششم : با نهضت حسينى
 فصل هفتم : به سوى سرزمين شهادت
 فصل هشتم : بر كرانه علقمه

 

کتاب تقديم به فاتح بزرگ و فرمانرواى دلها، به سرور آزادگان در هر زمان و مكان ، به پاسدار حرم و سالار شهيدان ، امام حسين ( عليه السّلام ). با فروتنى ، اين بررسى و تحليل از زندگانى ابوالفضل العباس ( عليه السّلام ) را كه در سلوك با برادر، حقيقتِ برادرىِ صادقانه را نشان داد و خود را فداى برادر كرد، تقديم مى كنم . به اميد آنكه بر من منت نهد و بپذيرد.

در مسير طولانى تاريخ حيات بشر، حوادث و وقايع بى شمارى رخ داده كه تنها پاره اى از آنها داراى تلا لؤ و درخشندگى ويژه اى است .

يكى از آن رويدادها كه بسان نگينى گران سنگ بر حلقه انگشترى اين حوادث ، درخشش و بالندگى دارد، واقعه جانسوز كربلاست ؛ همان حادثه اى كه براى حفظ اسلام ناب محمّدى (صلّى اللّه عليه و آله ) از دستبرد طاغوتيان زمان به سركردگى يزيد، ابن زياد، عمر سعد و ... پديد آمد.

اين رخداد بزرگ را مى توان از ابعاد گوناگون و زواياى مختلف مورد بررسى قرار داد. همانگونه كه محققان و انديشمندان فرزانه بسيارى ، هريك به فراخور حال خويش ، دست به قلم برده و گوشه اى از عظمت اين واقعه را به رشته تحرير درآورده اند.

يكى از آن عزيزان ، مؤ لف بزرگوار، علامه محقق حاج شيخ باقر شريف قرشى است كه زندگانى سردار بزرگ كربلا،حضرت ابوالفضل العباس ( عليه السّلام ) را نوشته و به دوستداران خاندان عصمت و طهارت عرضه نموده است .

 

برای دانلود راست کلیک کرده و گزینه save target as… را بزنید

 

دانلود کتاب زندگانی حضرت ابوالفضل العباس (ع)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 22:37  توسط یلدا  | 

شعر شاه شمشاد قدان حافظ برای حضرت ابوالفضل و داستان این شعر:
مرحوم کل احمد آقا ( کربلایی احمد میرزا حسینعلی تهرانی ) نقل می کردند که: « روزی جناب شیخ رجبعلی خیاط به من فرمودند: در عالم معنا، روح خواجه حافظ شیرازی را مشاهده کردم که بسیار منبسط بود. خواجه حافظ شیرازی رو به من کرده و گفت: من غزل شاه شمشاد قدان را، در وصف ماه منیر بنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام سرودم. و از این امر خیلی مسرور بود.»

شاه شمشاد قدان ، خسرو شیرین دهنان
که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان

مست بگذشت و نظر بر منِ درویش انداخت
گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان
تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود
بنده من شو و برخور ز همه سیم تنان

کمتر از ذره نئی، پست مشو، مهر بورز
تا بخلوتگه خورشید رسی چرخ زنان
بر جهان تکیه مکن ور قدحی مِی داری
شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان

پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد
گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان
دامن دوست بدست آر و ز دشمن بگسل
مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان

با صبا در چمن لاله ، سحر می گفتم
که شهیدان که اند این همه خونین کفنان
گفت حافظ من و تو مَحرم این راز نه ایم
از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان

« حافظ »

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 آبان1388ساعت 15:22  توسط یلدا  | 

در آن پائیز که تو را دیدم

دانستم بهار زندگیم خواهی شد

دانستم خزان روزگار را برای من بهار میکنی

دانستنم که توایی که در روزهای سختی ام با من خواهی ماند

سه سال از آن روز زیبای پائیزی گذشت

یاد دارم گریه های شوق را در پس آن مژگان سیاهت برق امید را به من نشان می داد

یلدای من

تو از همان وقت شدی قشنگترین ترانه زندگی من

ترا به من و مرا به تو بخشیدند

ما را به ما بخشیدند

لحظه ای که به تو رسیدم را فراموش نخواهم کرد

آن شب شیرین

آن شب سرد

گرمای وجود تو بود که مرا در آن سرما زنده می داشت

آن روز ها گذشت و گذشت

و اکنون سه سال از تاریخ ۱۱/۸/۸۵ می گذرد

کاش بتوانم بیش از این دوست داشتن را نثارت کنم

کاش بتوانم بیش از این عاشقت باشم

مرا دریاب

و امروز را به تو تبریک می گویم

امروز که خدا به من حیاتی دوباره بخشید

عزیزم دوستت دارم

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 آبان1388ساعت 13:7  توسط یلدا  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 10 آبان1388ساعت 9:26  توسط یلدا  | 

باز آمــــدم به طــوس، به شهـر و ديار دوست
شهر شهــــادت و حــــرم مشــــكبار دوست

شهــرى كه هســـت قبــــله‌ي عشــاق و عارفان
شهرى كه هست مشتهـــر از اشتـــهار دوسـت

شهـــر وفـــا و طــور لــــقا مشهـــد رضـــا
دارد شرافـــت از شـــــرف و اعتبـــار دوست

ز آن طـــوس گشتــه شهـــره آفــاق كاندر آن
گرديـده دفــــن، پيــكر پر افتـــخار دوســت

مي‌ســــوختم ز آتــش ســـوزان هــــــجر او
شــــُكر آن كه باز، كــرد نصيبم جـوار دوست

آب حيــــات و عمــر ابــــد كــى برابر است
با دولــت حضــــور دمى در كنـــار دوســـت

امــــر جهــان و نظـــم امـــــور جهــــانيان
ز امــــر خــــدا است در كف با اقتدار دوست

صـــف بســته‌اند خيـــل ملائــك به احتـرام
در روضــــه‌ي مقـــدس گردون مدار دوســــت

ما را سخن ز بيش و كم و هست و نيست، نيست
بگـــزيده‌ايم خــــطّ و ره اختـــيار دوســـت

من كيـستم كه در ره او جــــان فــــدا كنــم؟
جانــم فـــداى آن كه بــود جــان نثار دوست

جــود و گـــذشت و مــــردى و ذرّه پــرورى
رحـم و وفــا و مهر و كــرم هست كار دوست

تنــها نــه خاكـــسار در دوســت گشتـــــه‌ام
من خاكســـارم آن كه بـــود خاكـسار دوست

در كفشـــــدارى حــرم شـــاه ديـــن رضـــا
من كفشــــدار آن كه بــود كفشــــدار دوست

لطف‌الله صافي
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 16:57  توسط یلدا  | 

خدایا میخوانمت تو را به ارزشمندترین ارزشهایت، در حالی که تمام مراتب ارزش تو ارزشمند است .خدایا آنچه را از ارزشمندی نزد توست میخوانم.

خدایا میخوانمت تو را به زیباترین زیباییهایت، در حالیکه تمام مراتب زیبایی تو زیباست .خدایا آنچه را از زیبایی نزد توست میخوانم.

خدایا میخوانمت تو را به عالیترین بلندیهایت، در حالیکه تمام مراتب بلندی تو عالیست .خدایا آنچه را از بلندی نزد توست میخوانم.

خدایا میخوانمت تو را به بزرگترین بزرگیهایت، در حالیکه تمام مراتب بزرگی تو بزرگ است. خدایا آنچه از بزرگی نزد توست میخوانم.

خدایا میخوانمت تو را به روشنترین نورهایت، در حالیکه تمام مراتب نورانیت تو روشن است. خدایا آنچه را از روشنایی نزد توست میخوانم.

خدایا میخوانمت تو را به فراخترین رحمتهایت ،در حالیکه تمام مراتب رحمت تو فراخ است .خدایا آنچه را از رحمت نزد توست میخوانم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 16:49  توسط یلدا  | 

اگر از پایان گرفتن غم هایت ناامید شده ای

به خاطر بیاور که زیباترین صبحی که تا به حال تجربه کرده ای

مدیون صبرت در برابر سیاهترین شبی هستی

که هیچ دلیلی برای تمام شدن نمی دیدی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 16:47  توسط یلدا  | 

چشمهایم را می بندم
و زیر لب آرام آرام زمزمه می کنم :
زندگی ،‌بدون روزهای بد نمی شود؛ بدون روزهای اشک و درد و خشم و غم .
اما ،‌روزهای بد ، همچون برگهای پاییزی ،  شتابان فرو می ریزند ، و در زیر پاهای تو، اگر بخواهی ، استخوان می شکنند ،‌و درختْ استوار و مقاوم بر جای می ماند.
برگهای پاییزی ، بی شک ، در تداوم بخشیدن به مفهوم درخت و مفهوم بخشیدن به تداوم درخت ، سهمی از یاد نرفتنی دارند ....

و من دوره جدیدی از زندگی را آغاز میکنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 16:46  توسط یلدا  |