
اسماعيل مجللي، کارگردان و پژوهشگر تعزيه، ايران را تنها کشور اسلامي دانست که نمايش تعزيه را به مقياس جهاني خلق کرده است و لذا بسياري از نويسندگان و کارگردانان تئاتر در جهان، بر گيرايي و تأثير هنر تعزيه در ايران غبطه ميخورند.
وی گفت:« تعزيهخواني میتواند بر مردم جامعههاي سنتي- مذهبي قدیمی و گروههاي مذهبي- سنتگرا و نیز بر مناسک و شعاير مذهبي، تأثيرگذار باشد.»
اين بازيگر تعزيه اظهار داشت:«تعزيهخوانان با به نمايش درآوردن وقايع کربلا، روان جمعي و احساسات مذهبي عامه مردم را در برابر رخدادهاي حزنآور کربلا برميانگيزانند و از اين طريق فلسفه حق جويي و ازخودگذشتگي شهيدان حماسهآفرين تاريخ تشيع را همچون انگاره و نمونه برتر در ذهن و خاطر آنان زنده نگه ميدارند.»
این پژوهشگر تعزیه همچنین بر نقش بیبدیل ايرانيان شيعه در ساختن تعزيه و به نمايش درآوردن وقايع کربلا و مصائب سيدالشهدا(ع) و آيينهاي ايرانيان قديم و شيوه اجراي مناسک و آيينها و پارهاي از عناصر اسطورهاي تأکید کرد.
جهت دانلود بر روی قسمت دلخواه خود کلیک راست کرده و گزینه save traget As را بزنید
دانلود در ادامه مطلب...
|
ارزش و اعتبار هاشم فياض، اين استاد مسلم تعزيه مثالزدني است، چون او فقط در نقش تعزيهخوان و معينالبكا فعاليت نكرد. |
|
در حالي به 21 اسفندماه می رسیم که چهارمين سالگرد درگذشت هاشم فياض، معين البكا و تعزيه شناس كشورمان، نزدیک شده ایم و هنوز هم مصائب ريز و درشت پيرامون تعزيه ايراني ديده ميشود.
* تعزیه، از ثبت ملي تا ثبت جهاني
ارزش و اعتبار هاشم فياض، اين استاد مسلم تعزيه مثال زدني است چون او فقط در نقش تعزيهخوان و معينالبكا فعاليت نكرد بلكه در زمينه گردآوري نسخ تعزيه و آرشيو اسباب و اثاثيه خاص تعزيه نيز دستي داشت.
اما تا امروز معلوم نيست چه بر سر داشتههاي او آمده است. به هر تقدير گردآوري چنين ابزار و نسخههايي كه مكمل ماندگاري و بقاي تعزيه است، بايد از ضروريات فرهنگي كشورمان به شمار آيد. فياض بيش از نيم قرن وقت خود را در شرايط نامساعد حكومت پهلوي وقف اجراي تعزيه كرد و افرادي مانند او بودند كه بر ممنوعيتهاي رضاخاني غلبه كردند تا تعزيه به شكل رسمي و اصيلش تا روزگار ما باقي بماند.
اما با اين وجود تعزيه از نابساماني و مصائب بسيار رنج ميبرد. هنري ايراني و اسلامي كه در اربعين امسال توسط ميراث فرهنگي به عنوان هنر ملي ثبت شده است.
* داشتههاي فرهنگي يك بزرگمرد
هاشم فياض همانطور كه در بالا نيز به آن پرداخته شد، يكي از هنرمنداني است كه در تدوام و بقاي اين هنر ملي و ميهني تلاش ستودني را پيش روي داشته است.
امروز شاگردان او مانند رضا حيدري، اسماعيل محمدي، علاءالدين قاسمي، حاج رضا لنكراني، ابوالفضل احمدي، احمد عزيزي و ديگران جزو نام آوران اين هنر اصيل هستند كه خود اينان نيز از داشتههاي فرهنگي براي تداوم يك هنر به شكل رسمي و اصيل آن به شمار ميآيند.
مشروط بر آن كه جايگاه تثبيت شدهاي براي آن تعريف شود تا با اجراي مداوم تعزيه امر آموزش سينه به سينه ناخواسته به وقوع بپيوندد و اين گونه راه براي حضور عناصر ملي و اسلامي در فرهنگ عمومي جامعه باز شود. اگر سري به چين، ژاپن و هند بزنيم ميبينيم كه آنها براي نگهداري و برقراري هنرهاي كهن خود چه سرمايهگذاري كلاني كردهاند. اصلا بقاي اين هنرها خود جنبه گردشگري دارد و خيلي راحت ميتواند سودآور باشد.
متاسفانه ما نه موزهاي براي نگهداري اشيا، مدارك و اسناد، نسخ و تمام امور مرتبط با هنر تعزيه داريم و نه پژوهشكدهاي داريم كه پيوسته در زمينه اين هنر در شهرها و روستاهاي مختلف كه هر يك شيوههاي رايج تعزيهگرداني مختص به خود را دارند، پژوهش انجام دهد.
مطمئنا در نبودن پژوهشهاي به هم پيوسته به زودي شاهد نابودي اين هنر خواهيم بود. در صورتي كه با ضبط تلويزيوني و سينمايي و نگهداري نسخ و اشيا ميتوان براي بقاي اين هنر، اوليهترين حركتهاي ممكن را انجام داد. هنوز يك جاي مشخص مانند تكيه دولت در زمان قاجاريه، براي اجراي مدوام و سالانه تعزيه نداريم.
ما بيش از 360 عنوان نسخه متعدد از تعزيه داريم كه بر اساس آنها براي يكسال به راحتي ميتوانيم تعزيههاي گوناگوني را به صحنه بياوريم. حتا ميتوانيم از اين شيوه اجرايي براي اجراي مسائل امروزي نيز بهره مند شويم و البته اين كار نياز به پيگردهاي دانشگاهي و پژوهشي دارد تا ضمن بهرهوري از تعزيه از انحراف و تحريف آن نيز پيشگيري شود.
* كمك گرفتن از هر امكاني
امروز بقاي هنر تعزيه بايد جزو ملزومات فرهنگي ايرانيان به شمار آيد و مردم در كنار دولت موظف به حفظ و نگهداري آن هستند.
اگر ما نسبت به داشتههاي فرهنگي خود بيتفاوت باشيم خود را گرفتار فرهنگ بيگانه ميسازيم كه تحت هيچ شرايطي با فرهنگ ما عجين نخواهد شد.
تعزيه فقط يك هنر كهن و سنتي نيست بلكه در آن تكنيكهاي روايتي و اجرايي بكر و ناب وجود دارد كه در صورت استخراج، توانايي اجراي مسائل امروزي را دارد؛ چنانچه بهرام بيضايي بارها براي اجراي متنهاي امروزي خود به شيوه تعزيه تاكيد كرده اگر سري به نمايش اپراي عاشورا در تالار فردوسي زده باشيد متوجه خواهيد شد كه بهروز غريب پور تا چه حد از تكنيكهاي تعزيه به ويژه در روايتگري و موسيقي تعزيه و تكنيك فاصلهگذاري بهره مند شده و چگونه از آن در خدمت تلفيق با شيوه عروسكي (ماريونت اروپايي) و اپرا سود برده است.
او به سمت همطرازي يا حتی فراتر از آن گام برداشته است و به دو شيوه اجرايي بيگانه، اصالت ايراني و بومي بخشيده و در نهايت يك شيوه بكر و جهاني را پيشنهاد داده است.
بنابراين مطالعه و غور كردن در تعزيه هميشه نكات بارز و برجستهاي را براي هنر ايراني دربر خواهد داشت و حتا ما ميتوانيم از طريق داشته هاي فرهنگي خود پيشنهادهاي جالبتر و به روزتر اجرايي را به تئاتر جهان بدهيم. اعتماد به نفس و خود باوري، به علاوه تلاش و ممارست در تحقق چنين حركتي لازم است.
* از فياض بياموزيم
هاشم فياض نمونه يك انسان دلباخته و عاشق به هنر تعزيه است. ما ميتوانيم از او و ديگر مرشدان و بزرگان و پژوهشگران دلسوخته و مجرب اين هنر بسيار بياموزيم.
اين آموختن مرهون توجه و آموزش است. بايد جايي باشد كه هنر هاشم فياض را بياموزاند. اين مركز مي تواند دانشگاهي باشد و استادان فن بايد به دنبال يافتن توانمنديهاي بالفعل افرادي مانند هاشم فياض باشند تا دستاورد هنري آنان براي تثبيت قدرتمند اين هنر به كار گرفته شود.
هاشم فياض در سال 1295 در محله سنگلج تهران چشم به جهان گشود و از آنجا كه مادرش او را نذر امام حسين(ع) كرده بود از كودكي به عنوان بچهخوان وارد تعزيه شد و از محضر استادان فن تعزيه مانند سيد كاظم كه معروف به مير غم بود بهرهمند شد و بعد به مدت 12 سال در خدمت استاد مشهدي رضا تعزيهخواني را به طور حرفهاي آموخت.
او بعدها مشهور به هاشم شمر شد كه همه او را به نام عمو هاشم صدا ميكردند.
هاشم فیاض در طول زندگياش 100 نسخه از تعزيههاي مير عزا را جمع آوري كرد و مجموع نسخ جمعآوري شده توسط هاشم فياض به 250 عنوان ميرسد.
اين نسخ بايد از خانواده مرحوم فياض خريداري شود و به عنوان ميراث ملي در موزه يا مركزي فرهنگي نگهداري شود.
خاطرات مرحوم فياض هم بايد تبديل به كتاب شود تا خود به عنوان يك منبع جوشان در خدمت تعزيه قرار گيرد. اثاثيه مربوط به تعزيه هم كه توسط اين استاد گردآوري شده است، بايد براي ترويج و بقاي هنر تعزيه در يك موزه نگهداري شود.



























دستشون درد نکنه ولی من نمی دونم الهام و مشایی از تعزیه چی سر در میارن؟
حیف حیف که هنوز نمی دونن این تعزیه چه هنر با ارزش و گرانقدری هست
البته بماند عده ای در سلک تعزیه خوان همه جور غلطی کردن و این به تعزیه اصیل ایرانی ضربه ها زده

به گزارش خيمه، در مراسم ثبت ملي تعزيه و آيينهاي عاشورايي که صبح امروز در سالن اجلاس سران برگزار شد، اسفنديار رحيم مشايي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي نيز حضور داشت.
در اين مراسم، معاون ميراث فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي از تعزيه به عنوان يکي از بارزترين نمادهاي مکتب پوياي تشيع نام برد و گفت:«تعزيه مانند ساير آيينها و نمادهاي ميراث ما،بروز يک فرهنگ ريشهدار در لباس آيين و مراسم را نشان ميدهد. فرهنگي که شاخصههاي آن دينداري،يکتاپرستي،عدالتجويي، پايداري و ايثار است.»
فريبرز دولتآبادي افزود:«تعزيه دستاورد منحصر به فرد هنر ايراني است و بهزعم بسياري از هنرمندان و پژوهشگران، اين هنر در زمينه نمايش از ويژگيهاي منحصر به فردي برخوردار است که قابل قياس با ساير انواع نمايشي نيست.»
وي اظهار داشت:«در تعزيه برخلاف نمايشهاي تراژديک، مخاطب همواره احساس همراهي با حرکت سرنوشتساز عاشورا و رسيدن به قلههايي که اين حرکت دنبال ميکرد را دارد.»
دولتآبادي همچنين گفت:« ما در سراسر کشور شاهد بروز جلوههايي متفاوت از اجراي تعزيه در سراسر کشور هستيم و در مناطق مختلف، تعزيههاي متفاوتي به لحاظ شيوه اجرا، موسيقي و محتواي متن وجود دارد.»
ميراث فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با بيان اينکه «سعي کرديم تعزيه را به تفکيک مناطق مختلف جغرافيايي به ثبت برسانيم» اضافه کرد:« تعزيه در شهرهاي مختلفي همچون تهران، تفرش، بوشهر،قزوين، شوش،کاشان، بوشهر،مشهد، سروستان، بيرجند و چند شهر ديگر نيز به ثبت خواهد رسيد که نقاط شاخصي در برگزاري مراسم تعزيه هستند ولي قطعا در ديگر مناطق کشور نيز شاهد اجراهاي ارزشمند تعزيه هستيم.»
دولتآبادي در پايان سخنان خود نيز از پژوهشگران تعزيه همچون خانم تقيان و آقايان همايوني، ميرشکرايي، جاويد و فتحعلي بيگي تشکر کرد.
در ادامه مراسم ثبت ملي تعزيه و آيينهاي عاشورايي نيز گروه تواشيح الزهرا به اجرا پرداخت و سپس تعزيه شام غريبان نيز توسط هنرمندان اجرا شد.
حقیقت این است که واقعه عاشورا، چنان شگفت، فوقالعاده بزرگ، باشکوه، حماسی و زیباست، که به خلاف حماسههای ملی و قومی و نژادی، اصلاً نیازی به افزودن شاخ و برگ به آن و در آمیختنش با تخیل و آمال و آرزوهای بازگوکنندگان، برای هرچه جذابتر شدن، ندارد.
تعزیه در آغاز به صورت ساده برگزار می شد و منظور آن بیان احوال و مصایب خاندان ابا عبدالله و واقعه غم انگیز کربلا بود و شیعیان هم شرکت در این مراسم را از تکالیف دینی خود میشمردند. کمکم گروههایی پیدا شدند که صرفاً تعزیهداری و تعزیه خوانی حرفه اصلی آنها شمرده میشد. رونق و رواج تعزیه باعث شد که سادگی و بی پیرایگی جای خود را به تحریف بدهد.
ناصر الدین شاه قاجار در کار تعزیه سعی فراوانی به خرج داد و شبیه خوانی و تعزیه را وسیله اظهار تجمل و نمایش و شکوه و جلال سلطنتش کرد. همین که اعیانیت در تعزیه وارد شد نسخه های تعزیه عوض شد و پاره ای چیزها که هیچ ارتباطی به عزاداری نداشت با تحریف زیاد به تعزیه چسبانیده شد. مانند تعزیه امیر تیمور، تعزیه حضرت یوسف، تعزیه عروسی قاسم، تعزیه عروسی دختر قریش، ماجرای سلطان قیص، قیصر روم و...
در زمان ناصرالدین شاه تعزیه با توجه به مضمون و موضوع انواع مختلف پیداکرد. بعضی تاریخی مثل تعزیه امیر تیمور، برخی اخلاقی مثل عاق والدین، بعضی شادی بخش مثل عروسی دختر قریش، بعضی کمدی مثل تعزیه شست بستن دیو، تعزیه ابن ملجم، تعزیه حارث و بعضی طنز آمیز شد که در این تعزیه ها دشمنان پیغمبر و خاندان او مورد استهزاء و تمسخر و لعن و طعن قرار می گرفتند مثل تعزیه ابن ملجم. در تعزیه های هجو آمیز دشمنان اهل بیت علیه السلام حتی از حیث لباس و قیافه و غذاخوردن مورد خنده و تمسخر بیننده واقع می شدند. عدهای از شاعران و تعزیهنویسان برای خوشآمد عوامل ستم و تأمین مقاصد سلاطین، صحنههایی را به مجالس تعزیه اضافه کردند، که ارتباطی به سوگواریهای محرم و فرهنگ عاشورا نداشت، محتوا و مضامین نسخهها سیر نزولی گرفت و با فرهنگ قرآن و عترت مغایرت یافت. این روندِ پرآفت موجب شد، تا بسیاری از عالمان شیعه، شبیهخوانی را مورد انتقاد جدی قرار دهند.
یکی از نادرترین درامهای اعتقادی جهان
در کشور ما به دلیل گرایشی که به اهل بیت وجود دارد و نیز نیاز ملی – انسانی به هنر، تعزیه شکل گرفت که در این میان نباید از تاثیر متفکران شیعی و مراجع غافل شد. چرا که آنها با حضور خود توانستند راه حلهایی مناسب برای برداشتی غیر ارتدوکسی از این مقوله ایجاد کنند. تعزیه در کنار همه مشروعیتها از آنجائی که روی مرز ظریف مذهب و هنر حرکت می کرد، می بایستی از آزمون فقه و فلسفه اسلامی عبور کند، تا بتواند به عنوان یک هنر جامع نمایش مذهبی مورد پذیرش قرار گیرد. در این مسیر تعزیه بعد از تبادل نظر و ارزیابی بی شمار، عاقبت مورد تائید علما، واقع شد و آنها به این نتیجه رسیدند که تعزیه یک نمایش کاملاً درونی و معنوی است. چون در تفکر ارتدکسی هر آن کسی که نقش یا شبیه اهل بیت را بازی کند، نقض غرض اصل را کرده است. در حالی که تفکر آن دسته از علمایی که تعزیه را در مقام جریان دین میدیدند، عالمی چون " زمخشری اعتقاد داشت:«هر کس برای امام حسین گریست بدون شک با او در بهشت محشور میشود.» این تفکر بعدها تقویت شد که اگر شخصی یا فردی به امام حسین ابراز علاقه و ارادت کند، عملی نیک و خیر انجام داده، لذا او نیز همانند کسی که برای امام گریه میکند مستوجب پاداش است. بعد از زمحشری در زمان آقا محمدخان قاجار نیز، آیت الله گیلانی تعزیه را مورد تائید قرار داده و کسانی را که آن را انکار میکردند مورد سرزنش قرار داد و از همه عاشقان حسین علیه السلام خواست از این جریان حمایت کنند و هم او بود که موضوع شبیه خوان شدن مرد به جای زن را تائید کرد.
آخرین تائید هم از جانب حضرت امام ( ره ) بوده است. پس تعزیه در این تطورات به یک مشروعیت اعتقادی هم رسید و با این پوشش زمینه می بینیم که هنرمندان تعزیه به خصوص تعزیه خوانها بیشتر به سبب عشق و ایمان مذهبی به سراغ آن می رفتند و همین حضور قلبی باعث شد تا تعزیه به عنوان یکی از نادرترین درامهای اعتقادی جهان مطرح شود، و با چنین دیدی است که می توان به تعبیر درام اعتقادی دست پیدا کرد. زیرا دو عنصر حیاتی یعنی تماشاگر و بازیگر در آن حضوری عینی دارند که این حضور خود به صورت آیینی و سنتی است.
عناصر جایگزین شده در تعزیه
عناصری که تعزیه را در خود جایگزین کردهاند، بی شمارند ولی اساسیترین آنها عبارتند از دسته روی، سینه زنی، مقتل خوانی، روضهخوانی، نوحه خوانی، شمایل گردانی و... عناصر نمایشی تعزیه از دید محققان به یک جریان هنری همانند طبیعت می ماند که از عناصر گوناگونی تشکیل شده است، عناصری که نبود هر یک از آنها هماهنگی لازم را از بین نمیبرد. ولی ترکیب آنها با هم زیبایی و هماهنگی خاصی را به وجود می آورد هر چند هر یک از آنها تاریخ پیدایش جداگانهای دارند، ولی به شکل ماهرانه در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
تأملی در محتوا و پیام تعزیه
تعزیه، با همه جلوههای جالبی که دارد، زبان حالی منطبق با شأن اهل بیت ندارد و گاهی حوادثی در آن به اجرا گذاشته میشود، که به افسانه شباهت دارد تا ماجرای حقیقی. به علاوه، حماسه آفرینیهای شکوهمند فداکاران عاشورا در مواقعی به صورت ذلتآور، تحریف شده و آمیخته به خرافات ترسیم میشود. صحنهآراییها و شرح و بسط داستانها در تعزیه، نباید به گونهای باشد که سیره و سخن اهل بیت(ع) را به گونهای مغایر با منابع روایی و کتابهای معتبر تاریخی نشان دهد؛ به علاوه افزودن مطالب به تعزیه برای جلب تماشاگران و جذاب شدن نمایشها اگر واقعیت نداشته باشد، براساس موازین شرعی، «کذب»، «افترا» و «حرام» است.
هدف عزاداری
هدف اصلی عزاداری ـ به هر شکل و شیوهای که برگزار میشود ـ آن است که سوگواران را با مکتب حماسه و شهادت آشنا کند، مکتبی که اسلام و امر به معروف و نهی از منکر را زنده کرد. در برپایی چنین سنتهایی، باید کوشید پرتوهایی از خورشید فروزان کربلا و نیز معنویت آن انقلاب مقدس، بر روح و ذهن مردم بتابد و نوعی تحول روحی، قلبی و درونی در وجودشان پدید آورد، تا به سوی فضائل، کسب مکارم، اصلاح رفتارها و انجام اعمال پسندیده، و بهبود روابط اجتماعی گام بردارند و در برابر معاصی و ابتذال به هیچ عنوان بیتفاوتی نشان ندهند. عزاداری برای امامی که حماسهای مقدس به وجود آورد و منظومهای منور از ایثار و فداکاری سامان داد و موجب عزت اسلام و جامعه اسلامی شد، حاوی مفاهیم ارزشمند و فضیلت آفرین است و بزرگداشت چنین حرکت شکوهمندی، همراهی عاطفی با حماسه آفرینان کربلاست و نشان از همگامی و هماهنگی با برنامه عاشورا دارد. باید گفت که پیروی از پیام رهبر این نهضت است که ارزش والایی دارد. تردیدی نیست آن چشمی که بر امام حسین(ع) نگرید و آن دلی که برای مصائب شهیدان نینوا نسوزد، چشم و دل بشری نیست، اما این مطلب، از آن سخن موهوم و باطل جداست که گفتهاند: «امام حسین(ع) شهید شد تا مردم دور هم جمع شوند و برکشته شدن او بگریند و بعد هم اگر چه عمری در گناه و عصیان به سر برده باشند، آمرزیده شوند؛ زیرا امام فدای امت گنهکار گردید!!؟»
روح حماسی عاشورا
بنابر گزارش سایت ایران تئاتر، حقیقت این است که واقعه عاشورا، چنان شگفت، فوقالعاده بزرگ، باشکوه، حماسی و زیباست، که به خلاف حماسههای ملی و قومی و نژادی، اصلاً نیازی به افزودن شاخ و برگ به آن و در آمیختنش با تخیل و آمال و آرزوهای بازگوکنندگان، برای هرچه جذابتر شدن، ندارد. به عکس، قهرمانان آن، در چنان ارتفاعی از معنویت، انسانیت و بزرگی ایستادهاند، که بزرگترین و اصلیترین اهتمام بازگوکننده، اگر همین باشد که آنان و اعمالشان را، همان گونه که بودهاند وصف کند، به وظیفه خود عمل کرده، و اجر خویش را برده است. با این همه، عمده ذاکران، در همین کار نیز به شدت احساس عجر، و آشکارا به این ناتوانی اعتراف کردهاند. اما، به مصداق ضربالمثل «آب دریا را اگر نتوان کشید، هم به قدر تشنگی باید چشید» و به قصد قربت و نیت ثواب هم که شده، قدم در این راه نهاده و قلمی زدهاند.
این جریان، به حدی فراگیر و همگانی بوده، که بیکمترین تردید میتوان گفت که در طول تاریخ شیعه، هیچ حادثه و مراسم مذهبی، به اندازه واقعه عاشورا، ذهن و دل مردم را به خود مشغول نکرده است.
اما واقعه عاشورا، شهادت همگی مردان و جوانان، پیروان و نوجوانان – حتی یک پسر شیرخواره – و اسارت زنان و کودکان مربوط به طیف قهرمان است. در تاریخ ادبیات جهان، شاید هیچ حماسهای را نتوان یافت که پایان آن، تا بدین پایه تلخ و سوگآمیز باشد. و حماسه، چون چنین «سوگ انجام» شد، تبدیل به نوع باستانی ادبی دیگر است.
اگر در تراژدی، تقدیر شوم گریزناپذیر، موقعیتی تلخ و دشوار را بر قهرمانان تحمیل میکند، در اینجا، این جبر، ناشی از شرایط تاریخی و اجتماعی حاکم بر سرزمینهای اسلامی، و در مقابل، احساس تعهد دینی و انسانی امام حسین (ع) و یاران اوست، که چنین شرایط دشواری بر ایشان تحمیل میشود.
اما امام و یاران و خانوادهاش نیز، همانند قهرمانان تراژدیهای کهن، حتی در این شرایط تلخ و دشوار، ذرهای از آن اوج و رفعت معنوی خود فرود نمیآیند و بینشان دادن کمترین ضعف، تا آخرین نفس، در برابر این جبر میایستند، و مغلوب و مقهور آن نمیشوند. برای آنان آسان است که خواسته به ظاهر ساده دشمن را بپذیرند، و به بهای مرگ روح، زندگانی تن را حفظ کنند. اما هیهات که آنان چنین ذلتی را بپذیرند! پس، جسم را فدای عزت و آزادگی روح میکنند. اینجاست که آن عمل شگرف، که لازمه و اساس تراژدی است، صورت میپذیرد؛ و به واقع، اراده آزاد انسان، با انتخاب شایسته خود، سبب رستگاری او میشود.
با این رو، واقعه عاشورا، اینها همه را دارد، ولی همه، اینها نیست. بلکه دارای یک سلسله ویژگیهای اضافی خاص خود نیز هست. پس، در بیان نمایشی نیز، قالب ابداعی ویژه خود را میطلبد، بنابراین، «تعزیه» پدید میآید؛ که از هر جهت، بدیع، خاص و بیبدیل است. اما مدتها باید بگذرد و مقدماتی باید طی شود، تا این هنر برجسته، مرکب شیعی، شکل کامل و نهایی خود را بیابد:
رایجترین قالب ادبی زمانه وقوع حادثه عاشورا در بلاد عربنشین، شعر است. پس، ادبیات، نخست از طریق قالب شعر، از این واقعه تأثیر میگیرد و آن را در خود بازتاب میدهد و در حافظه تاریخ، ماندگار میسازد. این اشعار، متضمن بیان واقعه عاشورا و زبان حال شهیدان و اسیران این عرصه است، هنگامی که از سر سوز دل و سویدای جان، توسط مویه گران خوش صدا خوانده میشود، مبدل به «نوحه» میشود؛ که از نخستین هنرهای نمایشی اسلامی، خاصه شیعی است. از اینجاست که مداحان و مرثیهگران اهل بیت، در کنار و اعظان روایتگر واقعه عاشورا پا به عرصه وجود میگذارند، و مداحی، به عنوان یک هنر ناب شیعی شکل میگیرد.
آمیختگی تدریجی روایت و زبان حال شهیدان و اسیران واقعه کربلا با برخی حرکات نمایشی، برای هر چه موثرتر ساختن این بازنمایی نیز، به مرور، هنر نمایشی تعزیه را در جهان اسلام، خاصه ایران شیعی، بنیان مینهد.
البته، تعزیه، مجموعهای از نمایشهای مذهبی است که مبتنی بر مصیبتهایی است که بر خاندان پیامبر اسلام و بعضاً حتی دیگر پیامبران الهی وارد شده است. اما مهمترین و مشهورترین نوع آن، مربوط به رویداد عاشورا (61 هـ) است.
هنر مرکب تعزیه را آمیزهای از نوحهخوانی، روضهخوانی، شبیهسازی و داستانها و روایتهای مذهبی شکل میدهد. در عین حال که از بسیاری عناصر داستانی مورد توجه مردم، بهره میگیرد(1).
جلوگیری از تحریف
حجت الاسلام ابوالقاسم نادری، مسئول ستاد تعزیه اداره کل اوقاف و امور خیریه استان تهران در جمع خبرنگاران رسانه های گروهی، هنر تعزیه با جایگاه و شخصیت اهل بیت(ع) را مهمترین دغدغه این اداره کل برای تشکیل ستادی با عنوان ستاد تعزیه دانست.
به گزارش خبرگزاری شبستان، حجت الاسلام نادری تصریح کرد: تعزیه یک درام نمایشی است که از صدها سال پیش شروع شده و تا به امروز فراز و نشیبهای بسیاری داشته است.
وی با اشاره به فتاوای مقام معظم رهبری و مراجع عظام تقلید مبنی بر لزوم هماهنگی تعزیههای موجود با ساختار شخصیت معصومین(ع) اظهار داشت: ستاد تعزیه در راستای عمل به منویات علمای دین و با هدف آموزش، تربیت و ساماندهی گروههای تعزیه در اداره کل اوقاف استان تهران شکل گرفت.
مسئول ستاد تعزیه اداره کل اوقاف و امور خیریه استان تهران خاطرنشان کرد: گروههای تعزیه برای فعالیت نیاز به گرفتن مجوز از این ستاد ندارند اما تنها گروههای تعزیه ای می توانند از امکانات این اداره کل برای کارشان بهرهمند شوند که در این ستاد عضو شوند.
حجتالاسلام نادری با تاکید بر اینکه یک تعزیه خوان در کنار هنری که دارد باید شان سیدالشهداء(ع) و دیگر معصومین(ع) را بداند، گفت: کسی که قرار است در تعزیه نقش حضرت ابوالفضل(ع) را بازی کند باید بداند که در چه جایگاهی قرار گرفته است، بنابراین این ستاد در اولین اقدام بعد از شناسایی گروه های تعزیه خوان بحث آموزش آنها را پیگیری میکند.
وی تامین نیازها و امکانات صحنه، تامین مالی، هماهنگی برای سفرهای زیارتی، هماهنگی با مراکز مختلف برای بهره گیری از مکان و امکانات آنها، تبدیل نسخه های قدیمی و بهره گیری از اشعار شعرای بزرگ برای استفاده تعزیه خوانان را از دیگر اهداف ستاد تعزیه اداره کل اوقاف استان تهران دانست.
مسول ستاد تعزیه اداره کل اوقاف و امور خیریه استان تهران هنر تعزیه را به دو بخش تکنیک و محتوا تقسیم کرد و ابراز داشت: این ستاد برای آموزش بخش تکنیک به تعزیه خوانان از اساتید مطرح تئاتر و در بحث محتوایی از اساتید حوزه بهره میگیرد.
حجت الاسلام نادری ادامه داد: از جمله دروسی که تعزیه خوانان با آن آشنا می شوند می توان به امامت شناسی، عاشوراشناسی و مسایل اخلاقی و عرفانی اشاره کرد.
وی تاکید کرد: بنا نیست که فعالیت های ستاد تعزیه به موازات فعالیت های گروه های فعال در این زمینه چون وزارت ارشاد باشد بلکه این ستاد سعی دارد با بهره گیری از پتانسیل موجود در موقوفات گروه های مختلف تعزیه را ساماندهی کرده و آموزش دهد.
ضرورتهای نگهداری از تعزیه
بنابر نظر مصطفیزاده، پژوهشگر، تعزیه سه تعریف تاریخی، مذهبی و هنری دارد که از لحاظ تاریخی یک نمونه آداب و رسوم و سنت تاریخی اجداد ماست. از لحاظ مذهبی نیز آیین و مراسم مذهبی و نوعی عبادت برای کسب ثواب اخروی است اما از لحاظ هنری، یک تئاتر کامل است که بازیگر، نور، موسیقی و موارد دیگر را دارد.
وی تعزیه را دارای 8 دوره عنوان کرد و گفت: دوران اول و ابتدایی تعزیه در عصر دیالمه است که گروهی شیعی در قرن چهار هجری بودند که خلفای بنی عباس را هم تا حدودی به زیر سلطه خود درآوردند. یکی از پادشاهان دیالمه برای اولین بار در قرن چهارم، ده روز اول محرم را تعطیل رسمی اعلام کرد و مراسم عزاداری را آغاز کرد.
مصطفی زاده ادامه داد: این مراسم حلقه آغازین مراسم عزاداری بود که در آن زمان به صورت سیال برگزار میشد و عبوری بود. مراسمی کاملا ابتدایی بود و بر اساس ذهنیت خود، یک نوع حرکتی را برای عزاداری انجام میدادند.
این پژوهشگر تعزیه در ادامه به دوران رضاخان اشاره کرد که تعزیه از 3 جانب مورد حمله واقع شد و گفت: در آغاز حکومت رضاخان تعزیه قدغن شد که یک مخالف، حکومت عصر رضا شاه بود. مخالف دیگر، روشنفکران ایرانی بودند که تعزیه را یک حرکت قهقرایی که با موازین تمدن مطابقت ندارد، میدانستند و ایرج میرزا شدیدا تعزیه را میکوبید. سومین مخالف هم عالمان، مومنین و علمای راستین اسلامی نظیر علامه محدث نوری بودند که به خاطر تحریفهای موجود، مخالفت میکردند. شهید مطهری هم به دلیل همین انحرافات مخالفت میکرد. اما تعزیه از سه جهت همچنان باید حفظ و نگهداری شود. یک زاویه این است که به لحاظ سنت و آیین نمیتوانیم تعزیه را رها کنیم چرا که به هر حال یک جلوه از فرهنگ این دیار است و در آثار سفرنامههای اروپاییان مطرح شده و نظیر آثار باستانی بخشی از ما است. زاویه دیگر مورد تایید، نگاه هنری و ادبی است که نمیتوان از تعزیه گذشت و ما هزاران متن تعزیه داریم. مسئله سوم به لحاظ مذهبی است که باید تعزیه بازسازی شود. عروسی قاسم وجود نداشته و ما در تعزیه، عروسی قاسم را باید حذف کنیم و دست به قلمها میتوانند حداقل متنی نظیر شب دهم بنویسند.
پالایش دینی نسخ تعزیه از منظر علما
مسوول دفتر تعزیه حوزه هنری قم گفت: متون و اشعار تعزیه باید تصحیح و پالایش شود.
امیر زینلی در گفت وگو با ایرنا، تعزیه را تنها شکل سوگواری اهل بیت(ع) به صورت نمایشی ذکرکرد و افزود: هنر تعزیه از دوره صفویه آغاز شد و تا دوره قاجاریه به شکل تکاملی خود رسید که این سیر صعودی در زمان رضاشاه و با دستور ممنوعیت اجرای آن، تعزیه رو به افول نهاد. این ممنوعیت منجر به پراکندگی دسته جات تعزیه در کشور شد که شکلگیری و اجراهای دوباره آن، زمینه انحرافات و تحریفاتی را در تعزیه فراهم کرد. به دلیل مردمی بودن و استقبال عموم از تعزیه، اجرای آن در برخی استانها به صورت پراکنده آغاز شد که در این دوره اشعار و متونی به تعزیه افزوده شد که از لحاظ تاریخی قابل استناد نیست.
زینلی ورود این انحرافات را لطمه بزرگی به ماهیت تعزیه و حقیقت واقعه عاشورا ذکر کرد و بیان داشت: دروغ، توهین به شخصیت ائمه(ع) و تحریف وقایع از آسیبهای جدی تعزیه است که باید پالایش شود.
مسوول انجمن سرود وآهنگهای انقلابی قم در ادامه افزود: تعزیه خوانان نباید برای جذب مستمعین و برانگیختن احساسات بیشتر مردم و حتی رغبت مردم، این حماسه عظیم را تحریف کنند.
وی گفت: متون تعزیه از کتاب"روضه الشهداء" استخراج و نوشته شده که در این کتاب نیز در خصوص قیام امام حسین(ع) و وقایع عاشورا اغراقهایی شده است. در حال حاضر زمینههای مختلفی ازتعزیه ویژه استانهای مختلف ایجاد شده که متون تمامی این دسته جات نیازمند تصحیح، بررسی و پالایش است.
تحریم و تجویز تعزیه
مسأله شبیهخوانی و تعزیه، از دیدگاه فقهی و اعتقادی مورد بحث و بررسی عالمان شیعه قرار گرفته است. برخی آن را تحریم و بعضی تجویز کرده اند. از نظر علمای شیعه، خدمتی برای حفظ اسلام بالاتر از این نیست که بدعت ها از بین بروند و افکار موهوم، خرافی و مضامین سست از متون نوحهها و شبیه نامه ها حذف شوند، لذا در صورتی که جهات شرعی در تعزیه خوانی رعایت شود و تعزیه پیراسته از وهن و خرافات برگزار شود، بر آن اشکالی مترتب نیست.
نظرات علمای شیعه درباره تعزیه
1- آیت الله میرزا محمد حسین نائینی در فتوای خود ضمن تأیید شبیه خوانی، این قید را بیان نمود که شعائر مزبور باید از هرگونه امور ناپسند که شایسته چنین شعاری نیست پاک شود (در این خصوص ر.ک: کتاب بکاء الحسینی، سید حسین طباطبایی، صص 482 - 502).
2- آیت الله سید محسن حکیم، ضمن تأیید فتوای میرزای نائینی می افزاید؛ بعضی مناقشاتی که می شود ناشی از منضم گشتن برخی چیزها و کارهایی است که چه بسا با عزاداری و سوگواری برای سیدالشهدا مغایرت دارد(فتاوی علمای سلف درباره عزاداری و شبیهخوانی، فصلنامه هنر، پاییز 1362، ص 297).
3- در رساله ذخیره العباد، آیت الله زینالعابدین مازندرانی با حواشی آیت الله میرزا محمد تقی شیرازی، آیتالله سیدمحمد کاظم یزید و آیت الله سید اسماعیل صدر، شبیه خوانی به عنوان اعمالی ممدوح معرفی شده، مادامی که مشتمل بر حرامی چون غنا و مانند آن نباشد.
در این نوشتار بیان مصائب به زبان حال امام در صورتی جایز است که با شؤونات آن بزرگوار تناسب داشته باشد(الدعاه الحسینیه، شیخ محمد علی نخجوانی، ص 126 و 131).
4- آیت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی در بخشی از نظر خویش درباره تعزیه میفرماید: «گمان ندارم کسی منکر خوبی آن باشد، مادامی که برخی از محرمات شرعی را در بر نداشته باشد؛ مانند استعمال لهو و غیر آنها» (همان).
5- علامه سید محسن امین، تأکید مینماید که در عزداریها باید از سیره ائمه(ع) پیروی کرد و اگر آن بزرگواران تصریحی در این امور نکردهاند، باید از شیوهای منطقی و عاقلانه متابعت نمود (التنزیه لاعمال الشیبه، تألیف شده به سال 1347 ق (1307ش) که در سال 1322ش توسط جلال آل احمد با عنوان عزاداری های نامشروع ترجمه و انتشار یافت).
6- آیت الله سید عبدالحسین شرف الدین عاملی خاطرنشان می نماید: اگر رویدادهای ملال انگیز اهل بیت به صورت نمایش برگزار شود، اثر خوبی بر دل ما خواهد گذاشت، ولی این برنامه باید از روی اصول صحیح به اجرا درآید(المجالس الفاخره فی ماتم العتره الطاهره، سید عبدالحسین شرف الدین، مقدمه).
7- آیتالله کاشف الغطاء نیز سوگواری به شکل شبیهخوانی را در صورتی که درست برپا شود، بدون اشکال میدانست، ولی در ادامه افزوده است:«سعی کنید عزاداری را از کارهایی که با حزن و عزا جور در نمیآید، جدا کنید. زیرا عزاداری برای زنده ساختن فلسفه قیام امام حسین(ع) است، نه برای قصه گویی، نمایش و وقت گذرانی. بکوشید مراسم سوگواری را بدون نقطه ضعف برگزار کنید و مردم را به یاد خدا بیاندازید و ایمان آنها را زیاد کنید» (کاشف الغطاء، سوره خشم، محمد رضا سماک امانی، ص 72).
8- آیت الله میرزا محمد علی شاه آبادی - استاد عرفان امام خمینی - وقتی مشاهده کردند در صحن مطهر امام زاده حمزه(ع) مراسم تعزیهخوانی با تحریفات و مضامین موهن برگزار میشود، مانع اجرای آن شد و مجلس مذکور را به کانون وعظ و خطابه تبدیل نمود(روایت فضیلت، غلامرضا گلی زواره، مجله پاسدار اسلام، ش 160، ص 41).
9- آیت الله بروجردی نیز وقتی ملاحظه نمود شبیه خوانیهای قم وضع نگران کننده ای دارند و توأم با بدعت و تحریف اجرا می شوند، دست اندرکاران تعزیه را فرا خواند و به آنان تأکید نمود شبیه خوانی با این شکل حرام است و باید یا اصلاح شود و یا از برگزاری آنها با این روند مخرب اجتناب شود و اجازه نمی دادند عزاداری های آفت زده اجرا شود(حماسه حسینی، شهید مطهری، ج 1، ص 185).
10- شهید مطهری در خصوص پالایش و پیرایش تعزیه هشدار میدهند: «علما باید با عوامل پیدایش تحریف مبارزه کنند، جلو تبلیغات دشمنان را بگیرند، با اسطورهسازیها مبارزه کنند...»(همان، ج 3، ص 293).
پینوشت:
1. در تاریخهای موجود، راجع به تعزیه آمده است: تعزیه در واقع از زمان آلبویه (نیمه اول قرن 4) شکل گرفت. احمدبن بویه، در سال 1320، به حکومت رسید. در 1334 بغداد را گرفت، و خلیفه المستکفی را تحت سلطه خود درآورد، و خلیفه، او را «معزالدوله» لقب داد.
معزالدوله که شیعه بود از محرم همان سال دستور داد تمام بازارهای بغداد را ببندند و همه جا را سیاه بپوشند و به عزاداری سیدالشهدا بپردازند. بعد، تا پایان حکومت آلبویه یا دیالمه (320 تا 448 هـ) – که در ایران جنوبی و عراق حکومت میکردند – همه ساله، شیعیان در دهه اول محرم، در تمام شهرها عزاداری میکردند.
در دولت سلجوقیان (449 تا 700 هـ. ق) سوگواری برای خاندان رسول اکرم عمومی شد؛ و طی چندین سده، مرحله به مرحله، شکل نمایشی تعزیه یا شبیهخوانی را به خود گرفت.
منبع:شبکه ایران(inn)

11 مجلس تعزیه از اول محرم به مدت ده شب به علاوه ظهر عاشورا در تئاتر شهر برگزار میشود.

به گزارش خیمه، مسئول بخش تعزیه همایش آیینهای عاشورایی در گفتوگو با خبرنگار خیمه گفت: «هر ساله در محوطه تئاتر شهر خیمهگاه عاشوراییان برپا میشود که در آن مناسک و مراسم آیینی عاشورایی اجرا میشود.»
عظیم موسوی تصریح کرد: «امسال مجالس تعزیه با حضور تعزیهخوانان حرفهای از سراسر کشور و بعد از نماز مغرب و عشاء برگزار خواهد شد.»
وی به برخی از این مجالس اشاره کرد و افزود: «در این دهه مجالسی همچون دو طفلان مسلم، غلام ترک، شهادت امام حسین(ع)، بازار شام، دو مجلس تعزیه به نام مسلم بن عقیل(ع)، تعزیه شهادت حضرت عباس(ع)، تعزیه شهادت حضرت علی اکبر(ع) و تعزیه حر برگزار ميشود.»
هر سال با آغاز ماه محرم و صفر، گروههای تعزیه خوان در سراسر كشور به اجرای مجالس گوناگون تعزیه میپردازند به گفتهی این گروهها، آنها اغلب در طول سال برنامه خاصی ندارند و به مناسبت این ماهها به اجرای برنامه میپردازند.
برخی از این گروههای تعزیه خوان شركتكننده در همایش آیینهای عاشورایی از دغدغهها و مشكلاتشان می گویند.
نبود گروههای ثابت
ابراهیم میرزاعلی تعزیه خوان 73 سالهای كه از 7 سالگی در این عرصه فعالیت كرده است، نبود گروههای ثابت را از جمله مشكلات تعزیه خوانان دانست و گفت: گروه ثابت نداریم، بنابراین اعضای گروه برای اجرای هر مجلس عوض میشوند و به همین خاطر سلیقه بانی است كه گروه را تغییر میدهد.
او ادامه میدهد: مشكلات اقتصادی، یكی از بزرگترین مشكلات ماست به خاطر همین مشكلات است كه نمیتوانیم همیشه در كنار هم باقی بمانیم، تنها در ایام محرم و صفر است كه میتوانیم با هم بمانیم چون اكثر اعضا با هم سازش ندارند و اعضای گروهها در طول سال از یكدیگر جدا میشوند.
مهران فرج الهی، تعزیه خوان 35 ساله هم معتقد است: در صورتی كه بتوان یك گروه ثابت هماهنگ پیدا كرد، میتوان مجالسی را اجرا كرد كه جوانان را میخكوب كند، اما جمع آوری و نگهداشتن گروه، كار دشواری است.
نبود یك مكان ثابت
بسیاری از تعزیه خوانان از نبود یك مكان ثابت كه ویژه اجرای مجالس تعزیه باشد، گلهمند هستند، آنان معتقدند با اختصاص دادن یك مكان ثابت، میتوان در طول سال هم به اجرای مجالس تعزیه پرداخت تا بدین ترتیب هم آموزش جوانان، شكل جدیتری به خود بگیرد و هم اجرای تعزیه به یك برنامه فصلی محدود نشود.
اسماعیل محمدی، تعزیه خوان 56 ساله نیز گفت: تعزیه فاقد یك مكان مناسب است، در حالیكه نیازمند مكانی مانند تكیه دولتی هستیم در حالیكه حتی یك اتاق كوچك هم در اختیار نداریم.
او ادامه داد: با این وضعیت حتی اگر بودجهای هم به تعزیه اختصاص پیدا كند، در محلهای دیگری خرج میشود و به این ترتیب گروههای تعزیه خوان در طول سال سرگردان هستند.
مرتضی صفاریان، دیگر هنرمند 73 ساله هم در این باره میگوید: دولت باید مكانی را به اجرای تعزیه اختصاص دهد تا ما حتی بدون دریافت دستمزد بتوانیم در آن جا كار كنیم. جوانان علاقهمند بسیاری وجود دارند كه میتوانند تماشاگران ثابت تعزیه باشند و این هنر را نیز در یك مكان ثابت بیاموزند.
تعزیهخوانها در سفر
بسیاری از گروههای تعزیه خوان علی رغم تمام مشكلاتی كه پیش روی خود دارند، به شهرها و كشورهای گوناگون سفر میكنند، تجربه سفر این گروهها به دیگر شهرها و كشورها نشان داده تعزیه در سراسر جهان، تماشاگران و طرفداران خاص خود را دارد.
بندر عباس، اصفهان، یزد، شیراز، خوانسار، تفرش، قم، سیرجان، دماوند در كنار كشورهایی همچون ایتالیا، فرانسه، آمریكا و انگلستان مكانهایی هستند كه شاهد حضور بیشترین تعداد گروههای تعزیه خوان هستند و آن گونه كه محمدی، میرزاعلی، فرج الهی و صفاریان اشاره میكنند اجرای تعزیه در این مكانها همیشه با استقبال گرم مردم روبرو میشود.
بیتوجهی متولیان مسوول به هنر تعزیه؟
گروههای تعزیه خوان بر ضرورت توجه به این هنر، همواره تاكید كرده و میكنند.
تعزیهخوانی مانند اسماعیل محمدی به ایسنا گفت: با اینكه در یك كشور مذهبی زندگی میكنیم، اما به تعزیهبیتوجهی میشود در حالیكه تعزیه، كلامی است كه با هنر همراه است، اما تعزیهخوانان نه بیمه هستند و نه سابقه كاری برایشان لحاظ میشود و نمیدانم چرا مسئولان نسبت به این هنر بیتوجه هستند.
او در عین حال به جایگاه تعزیه در میان مردم اشاره كرد و گفت: تعزیه در كشور ما سابقه طولانی دارد و جزو زندگی مردم، محسوب میشود و امروزه حتی در دهكدههای كوچك هم همچنان حفظ میشود اما امیدواریم روزی برسد كه مسوولان نیز آن گونه كه شایستهی این هنر است به آن توجه كنند.
مرتضی صفاریان هم از بی توجهی رسانه ملی – تلویزیون – به این هنر ملی گلهمند است.
او میگوید: حدود یكی دو سال است كه تعزیه كمتر از تلویزیون پخش میشود و برای این هنر تبلیغ چندانی نمیشود در صورتی كه این هنر بین مردم و در سراسر كشور رواج دارد اما از طریق دولت چندان مورد توجه نیست.
میتوان سالها نسخههای غیرتكراری خواند اما ...
آن گونه كه تعزیهخوانها میگویند نسخههای فراوانی از تعزیه وجود دارد، به طوری كه میتوان سالها نسخههای غیر تكراری خواند اما در عمل این نسخهها چندان خوانده نمیشوند و معمولا به همان نسخههای قدیمی همیشگی بسنده میشود.
مهران فرج الهی هنرمندی كه جزو نسل جوان تعزیه خوانهاست در این باره به خبرنگار تئاتر ایسنا گفت: اجرای نسخههای مهجور در گفتن آسان است، اما در عمل مشكلات فراوانی در این زمینه وجود دارد. تعدادی از نسخهها، مفقود شدهاند و برای پیدا كردن آنها به كمك پیشكسوتان و اساتید نیازمند هستیم.
اما ابراهیم میرزاعلی كه به نسل قدیمی تر تعزیه خوانها تعلق دارد معتقد است: مردم به تعزیههای آشنا عادت كردهاند و اگر تعزیههای غیرآشنا برایشان بخوانیم، آنها را نمیپسندند.