تبليغاتX
یلدا قشنگ ترین ترانه زندگی من - دور حرم دویده ام،صفا و مروه دیده ام،هیچ کجا برای من کرببلا نمی شود

امروز قرار است با یکی از معتمرین  پسر که تا چند روز دیگر براي اولين بار سفري بزرگ را تجربه می کند، صحبت کنم. قرار شد ایشان را در محل کارش ملاقات کنم. وارد دفتر کارش كه شدم و دیوارهای اطاقش نگاه مرا به خود جلب كرد جایی روی تخته سفید با ماژیک سیاه نوشته بود:

دور حرم دویده ام صفا و مروه دیده ام

هیچ کجا برای من کرببلا نمی شود....

جملاتی برای امام حسین(ع) و چند تابلوی مذهبی دیوارهای اتاقش را مزين كرده بود.مصاحبه ای را که می خوانید سخنان زائر مدینه است که شوق سفر کربلا در دل دارد و از این رو كلا مصاحبه حس حسینی به خود گرفته است.

دوست دارد که خودش را معرفی نکند، من هم اصرار نمی کنم و سوالاتم را از او مي پرسم:

چه طور مسافر شدی؟سفر عمره همت است یا قسمت، دعوت يا حاجت؟

تصمیم برای سفر عمره محال است چون خدا خودش، مهمان خودش را به این مهمانی بزرگ دعوت می کند و مهمان کسی است که از سوی او خوانده شده. به نظر من توکل و توسل در رسیدن به این سفر مهم است. یادم هست سال گذشته شب 19 رمضان احیا را خوب درك كردم و دعای جوشن کبیر را كه مي خواندم؛ همان شب آرزوی دیدار کعبه را نمودم.در شب قدر همان شبي که دل به نام علی عالی اعلی(ع) زنده می شود و آن شب که درهای آسمان به روی تمام بندگان باز می شود از خدا خواستم، آن شب گفتم:اللهم الرزقنا حج بیتک الحرام، اللهم الرزقنا زياره الحسین...

خداوند متعال این سفر را برای همه انسانها قرار داده و این خود آنها هستند که باید همت داشته باشند و با توکل به خداوند و توسل به ائمه معصومین (ع)این سفر الهی را از خداوند به ارمغان بگیرند.

از سفر حج خروج اباعبدالله (ع) از مدینه منوره به سمت مکه مکرمه و خروج مظلومانه حسین بن علی (ع) از مکه مکرمه و نیمه رها کردن مراسم حج و حرکت به سمت عراق دل مرا کربلایی می کند و شاعر چه زیبا می گوید:

کعبه آن سنگ نشانی  است که ره گم نشود

اما مسیر زیارت حسین (ع) از منا و عرفات می گذرد و عرفات جایی است که انسان خودش را می شناسد که خدای خود را بشناسد و خدای خود را می شناسد تا حسین را معنا کند و رندي گفت كه:

هنگام برون شدن از خويش چون حسين                        راهي برو كه بگذرد از مسجد الحرام

طعم اولین صلوات در مدینه النبی؟اینکه طبق آیات قرآن پیامبر (ص)  از زائرانش استقبال می کند و به آنها درود می فرستد چه حسی به شما می دهد؟

اولین صلوات  به محض ورود به مدینه پاسخ سلام پیامبر (ص) است  که زائرانش را خوشامد می گویدآنجا که قرآن گفت:رسول ما به مهمانان خود سلام بده.

در خصوص ورود به مدینه حس سبزي دارم.  یاد سخن رسول الله می افتم که فرمودند:"من و علی به منزله پدران این امت هستیم "و هرگاه پدری در سلام کردن به فرزندش پیشی بگیرد حسش نگفتنی است.

حضور در مقابل رحمت للعالمین و حضور در پیشگاه ائمه معصومین (ع) را چه طور براي خودت تجسم مي كني؟

انسان هر گاه مقابل پدر خود می نشیند چه چیزی را حس می کند، خوشا به حال کسی که محبت پدری پیامبر(ص) را لمس کند  هم چون قطرات باران روی گونه های یتیم آواره که پیامبر نوازشگر آن خواهد بود.

اولین نگاه به مسجدالنبی

اولین نگاه و حس کردن حضور پیامبر (ص) باعث می شود که انسان رعایت ادب کند و با سکوت خود و نگاه بارانی خود جواب سلام پیامبر (ص) را بدهد.

اولین زیارت بقیع

بقیع گوشه گمشده قلب شیعیان است که تنها با فاصله ای اندک از حرم نبوی(ص) مي  بينيم كه حدیث ثقلین فراموش شده.هر چه ما را به ظاهر از قبور ائمه مظلوم بقیع(ع) دور کنند اما در باطن اين دل های ماست كه به آنها نزدیک تر می شود.آن دل که پیامبر (ص) بر او سلام کند از دیوار، شکنجه، تهمت و هیچ چیز دیگری نمی ترسد.

درب خانه حضرت زهرا(س)؟

درب خانه حضرت زهرا(س) درب خانه دل ماست.

اولین زیارت پیامبر (ص) در روضه النبی؟

روضه النبی دریچه ای است که حتما مرا به عرش گره می زند و دوست دارم از آن مکان صدای صوت جبرئیل  را بشنوم.

اولین اذان مدینه چه حسی دارد؟

اولین اذان مدینه مرا به یاد آخرین اذان بلال خواهد انداخت و داستان آن واقعه برايم تكرار مي شود:

بلال گفت:الله اكبر،الله اكبر

زهرا(س) پاسخ داد:

صدای بلبل باغ محمدی در گوش

رسد که می برد از دل قرار و طاقت وهوش

بنال بلبل اگر با منت سر یاری ست

که بی وجود پدر کار فاطمه زاری ست

بلال ادامه داد:اشهد ان لا اله الا الله

زهرا(س) هم ادامه داد:

فدای صوت تو ای عندلیب خوش آواز

اذان بگو که فرستم رسول را به نماز

حسن بگیر تو قرآن باب زارم را

حسین تو جای نماز رسول هر دو سرا

روید  مسجد و گوئید به جمله خلقان

که می رسد به نماز این زمان رسول جهان

اذان بگو تو بلال حال باب من آید

که عقده دل ما را ز مهر بگشاید

صوت بلال بلندتر شد:اشهد ان محمد رسول الله

و ناله زهرا(س) بود كه فقط به گوش عده اي قليل مي رسيد:

بابای تاجدارم فریاد یا محمد

طاقت دگر ندارم فریاد یا محمد

دیوارهای مدینه به خود مي لرزند و حسن و حسین سراسیمه خود را به مسجد رسانده و خطاب به بلال  مي گويند:

بهر خدا موذن با ما بکن مدارا

ترک اذان خود کن کز هوش رفته زهرا

و اذانی که نیمه تمام ماند...

اولین نماز در مسجد النبی

برای ثواب اولین نمازم شریک قائل می شوم.

نماز در مسجد شیعیان مدینه چه حسی دارد؟

چه به دل می نشیند در آن مسجد قنوت گرفت و در آن جا گفت:اللهم الرزقنا شفاعه الحسین... و چه معنوی می گردد نمازی که واسطه بین تو و خدا،تربت حسین(ع) باشد.

در خصوص زیارت نجمه خاتون مادر امام رضا (ع) در مدینه بگوئید.

ای کاش قبل از سفر نصیبم شود به زیارت امام رضا (ع) بروم و چه سعادتی از این بالاتر که رساننده سلام پسري به مادری باشم  و چه سعادتی بالاتر از اینکه بعد از زیارت مدینه سلام مادرش را به  امام رضا (ع) برسانم.

وداع مدینه به نظر شما چه حسی خواهد داشت؟

گر چه سخت است ترک دیدارت

ای مدینه خدانگهدارت

ای رسول خدا خداحافظ

گر چه گردیدم گرفتارت

ای بقیع ای مزار سوته دلان

جان به قربان اشک زوارت

دوست دارم دوباره برگردم

سرگذارم به روی دیوارت

وداع مدینه مرا به یاد وداع ابوذر غفاری با امیرالمومنین(ع) می اندازد.

لباس احرام

تا اسم لباس احرام را می شنود کمی می خندد و بعد که علتش را می پرسم می گوید فکر خمس لباس احرام بودم که لباس احرام را کسی به من هدیه نمود.

 سفیدی لباس احرام مرا به روزی بر می گرداند که تازه قدم به این دنیا گذاشتیم. آن روز نمی دانستیم به کجا آمده ایم اما امروز تولدی دوباره را در مسجد شجره امتحان می کنیم.

سفید پوشانی که لبیک حق را لک لبیک می گویند و لبیک اول  به یادم می آورد که خدایا چه قدر دیر دعوتت را لبيك گفتم...

لحظات ورود به مکه مکرمه؟

یاد فتح مکه می افتم تداعی کننده لحظات ورود پیامبر اکرم(ص) به مکه مکرمه و البته از این لحظات می ترسم از اینکه گویی به محشر می روم و اینکه مبادا با دست خالی وارد شوم.

در اولین دیدار و در مورد آن سه خواسته معروف فکر کرده ای؟

اجازه دهید از خواسته های اولین دیدار نگویم، اما در راس همه آنها ظهور امام زمان (عج) است البته ایشان ظاهر است ما خود را گم کرده ایم. شنیده ام امام زمان( عج) در ایام حج در روز عرفه به خیمه هایی که روضه عمویشان حضرت عباس(ع) باشد؛ سر می زنند.

حس خود را در دیدار قبله مسلمین بگوئید.

دیدن قبله و زیارت آن مرا به یاد تمام سختی هایی که پیامبر (ص) در راه اسلام کشید می اندازد. خواندن نماز به سمت یک قبله برای اتحاد مسلمین است در سراسر جهان.

طواف؟

گشتن دور خانه خدا و طواف ان مرا به یاد این می اندازد که من خانه را طواف نمی کنم بلکه خدای خانه را و جا پای قدمهای حسین بن علی(ع) می گذارم که آنجا طواف کرد و سپس از همان جا علی اکبرش و اهل بیتش را به قربانگاه کربلا برد و خیمه عرفات را در عاشورای نینوا بنا کرد. علی اکبر(ع) تمام حجت حسینی شدن ماست.

اگر نگاه به کعبه عبادت است نگاه به کعبه شش گوشه چه جايگاهي خواهد داشت؟

زمزم؟

زمزم در آرزوی بوسه بر لبان خشک اسماعیل نماند؛ اما فرات می سوزد و می سوزد و می سوزد.

سعی؟

عصر عاشورا را در ذهنم تداعی می کند و هروله زینب (س) از قتلگاه تا علقمه

او می دوید و من می دویدم

او سوی مقتل من سوی قاتل

او می کشید و من می کشیدم

 او از کمر تیغ من آه از دل

او می برید و من می بریدم

او از حسین سر من از حسین دل

عرفات؟

یعنی حسین، عرفات یعنی ساقی لب تشنه، عرفات یعنی خواهر چشم به راه، عرفات یعنی مادر داغ دیده، عرفات یعنی دل پر غصه زهرا(س) در عصر عاشورا...

بهترین سوغات سفر؟

به نیت تک تک آنهایی که به گردنم حق دارند ولو به سلام و کمتر از سلام، دور حرم  می گردم و یا علی  می گویم.

رکن یمانی و مستجار؟

نور حق خاموش نمی شود

و شاعر گفت:

مریم آن کاخ عبادت را ریاض

دید در خویش آثار مخاض

وحی آمد گرچه هستی محترم

لیک بیرون رو بدین حال از حرم

این مکان غیر از عبادت گاه نیست

مسجد است این جا ولادت گاه نیست

گرچه فرزندت بوَد عیسی ولی

فرق ها دارد مسیحا با علی

لیک بهر مادرت از آسمان

این ندا آمد که نزد ما بمان

فاطمه ام اسد بنت اسد

غم مبادا بر دلت یک دم رسد

آمدی در کوی ما، محزون مرو

همچو مریم از حرم بیرون مرو

کشتی ام را  نوح آوردی بیا

خانه ام را روح آوردی بیا

گرچه فخر کون، مافیها است او

فخرش این بس همسر زهرا است او

فاطمه از این ندا مسرور شد

درد شیرین و دلش پر شور شد

همسفر با دل شد و پرواز کرد

چشم خود را سوی کعبه باز کرد

کعبه دست و پای خود گم کرده بود

بر رخش اما تبسم کرده بود

زان که مهمان بلند آوازه داشت

از قدومش شور و حالی تازه داشت

کعبه یک در داشت آن هم مشرکان

رفت و آمد می نمودندی از آن

گفت با خود گوش باش او حیدر است

کی سزاوار ورود از این در است

باز کن ای بیت پاک داوری

بهر باب الله باب دیگری

این بگفتا نعره بر افلاک زد

بهر مولا سینه خود چاک زد

که ای به رضوان ساقی کوثر بیا

وی درِ رحمت تو از این در بیا

ای فدای مقدمت حِجر و حَجَر

گشته از حِجر تو زمزم دیده تر

چشم حق بنگر تو بر چشم ترم

دست حق بگذار پايت بر سرم

میهمان ای جان تو جانانه ای

مهمان نه بلکه صاحب خانه ای

ای بلند آوازه از نامت حرم

حرمتت کرده حرم را محترم

خانه معبود بر روی زمين

در طوافت بود و می گفت این چنین

یاعلی جان مقتدای من تویی

دلبر من دلربای من تویی

سخن که به رکن یمانی می رسد کلام را به پایان می بریم و باقی سوالات را به پس از سفر این زائر مدینه موکول می کنیم و امیدواریم ایشان و تمامی معتمرین دانشجو سفری خوش  و با برکت در پیش داشته باشند.

پايان.اجاقي

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 تیر1388ساعت 15:48  توسط یلدا  |